Misbah Library

شد─ اجرنی امر است از تجیر─ تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم─ و آخر را به صورت جزم در آوردیم─ ابتداء به سکون شد─ چون ابتداء به سکون محال است─ محتاج شدیم به همزه─ پس همزه قطع مفتوح در اولش در آوردیم اجیر شد─ کسره بر یاء ثقیل بود به ما قبل دادند که جیم باشد─ پس التقاء ساکنین شد میان یاء و راء─ یاء را از جهت دفع التقاء ساکنین انداختیم اجر شد─ پس یاء متکلم به او ملحق شد─ و نون وقایه در آوردند اجرنی شد─

صل امر است از تصل─ تاء که حرف مضارع بود از اولش انداختیم─ نظر کردیم بما بعد حرف مضارع متحرک بود─ بهمان حرکت امر بنا کردیم─ و آخر را به صورت جزم در آوردیم صل شد─ ماضی وی وصل مضارعش یصل مثل وعد یعد─ و یصل در اصل یوصل مثل یوعد بود─ واو واقع شده بود میانه یاء مفتوحه و کسره لازمه─ ثقیل بود انداختند یصل شد─

یهریق در حدیث از باب افعال است─ در اصل یریق بود─ و یریق در اصل یریق بود مثل یکرم─ و اصل یریق یاریق بود از اراق یریق─ بعد از آن هاء را زیاد کردند یهریق شد─ ماضی اش اهراق اسم فاعل مهریق─ اسم مفعول مهراق است─

مت در قرآن مجید یٰا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هٰذٰا ─ در اصل متت بود مثل قلت─ تاء را در تاء ادغام کردند مت شد─ زیرا ماضی وی مات و مضارع وی یموت─ مثل قال یقول می باشد─ پس متکلم وحده وی مت می باشد بضم میم مثل قلت─

: