اضرب فعل امر است─ در اصل اضربن بود مؤکد به نون تاکید خفیفه─ چون فتحه دلالت می کند بر محذوف که نون است─ انداختیم اضرب شد─
تحدی در اصل تحتدی بود مثل تکتسب─ از باب افتعال است─ چون قاعده است─ وقتیکه عین الفعل باب افتعال─ یکی از یازده حرف باشد─ جایز است تاء را به آن حرف بدل کردن─ و چون در اینجا عین الفعل دال بود─ تاء را به دال بدل کردیم تحددی شد─ اجتماع حرفین متجانسین شد─ حرکت دال اول را به ما قبل دادیم─ و در ثانی ادغام کردیم تحدی شد─ ضمه بر یاء ثقیل بود انداختیم تحدی شد─
رستم صیغه جمع مخاطب مذکر است─ از فعل ماضی ثلاثی مجرد معتل العین از باب نصر ینصر─ مذکر واحد راس مثل قال─ مضارع یروس مثل یقول در صرفش می گوئی─ راس راسا راسوا راست─ راستا رسن رست رستما رستم─ و معنایش یعنی سنگ انداخته اید─ شما جمع مردان حاضر در زمان گذشته─
اجار در اصل اجیر بود مثل اکرم─ یاء حرف عله متحرک ما قبلش حرف صحیح ساکن─ حرکت یاء را نقل کردیم به ما قبل─ یاء در موضع حرکت بود و ما قبل مفتوح─ قلب کردیم بالف اجار شد─ مضارعش یجیر─ در قرآن مجید وَ هُوَ یُجِیرُ وَ لاٰ یُجٰارُ عَلَیْهِ ─ در اصل یجیر بود─ کسره بر یاء ثقیل بود به ما قبل دادند یجیر
: