اسم فاعل داع داعیان داعون دعاه و دعاه و دعی─ داعیه داعیتان داعیات و دواع─ اصل داع داعو بود─ واو در مرتبه چهارم بود─ ما قبلش ضمه نبود قلب به یاء شد─ داعی شد ضمه بر یاء ثقیل بود بیفتاد─ پس التقاء ساکنین شد میانه یاء و تنوین─ یاء نیز بالتقاء ساکنین بیفتاد داع شد بر وزن فاع─ چون الف و لام درآوردند─ یاء باقی ماند و تنوین بیفتاد مانند الداعی─ و داعیان در اصل داعوان بود─ واو در مرتبه چهارم بود─ ما قبل وی ضمه نبود قلب به یاء شد داعیان شد─ اصل داعون داعوون بود─ واو منقلب به یاء شد داعیون شد─ ضمه بر یاء ثقیل بود بما قبل دادند─ بعد از سلب حرکت ما قبل─ یاء بالتقاء ساکنین بیفتاد داعون شد بر وزن فاعون─ داعیه در اصل داعوه بود─ واو در مرتبه چهارم بود─ ما قبلش ضمه نبود قلب به یاء شد داعیه شد─ و همچنین است حال تا آخر─ اسم مفعول مدعو مدعوان مدعوون─ مدعوه مدعوتان
: