کتاب صرف میر
۱۲۲
مدعوات و مداع ناقص یائی از باب فعل یفعل─ الرمی تیرانداختن و دشنام دادن─ ماضی معلوم رمی رمیا رموا رمت رمتا رمین تا آخر─ رمی در اصل رمی بود─ یاء حرف متحرک ما قبلش مفتوح قلب به الف کردند─ رمی شد بر قیاس دعی─ ماضی مجهول رمی رمیا رموا تا آخر─ مستقبل معلوم یرمی یرمیان یرمون─ ترمی ترمیان یرمین تا آخر─ واحده مؤنث مخاطبه و جمع وی در صورت یکسان بود─ و لکن جمع بر اصل خود است بر وزن تفعلن─ و واحده مؤنث در اصل ترمیین بود─ کسره بر یاء ثقیل بود حذف کردند─ پس یائی که لام الفعل بود به التقاء ساکنین افتاد─ ترمین شد بر وزن تفعین─ چون ناصبه درآید─ گوئی لن یرمی لن یرمیا لن یرموا تا آخر─ و چون جازمه درآید─ گوئی لم یرم لم یرمیا لم یرموا تا آخر─ یاء بجزمی بیفتد مثل لم یدع که واو
: