Misbah Library

ماضی مجهول دعی دعیا دعوا تا آخر─ اصل دعی دعو بود─ واو برای کسره ما قبل به یاء شد دعی شد─ و همچنین است اصل دعیا دعوا بود─ واو منقلب شد به یاء دعیا شد و دعوا در اصل دعووا بود─ واو برای کسره ما قبل قلب به یاء شد دعیوا شد─ ضمه بر یاء ثقیل بود بما قبل دادند─ بعد از سلب حرکه ما قبل یاء بالتقاء ساکنین افتاد─ دعوا شد بر وزن فعوا─

مستقبل مجهول یدعی یدعیان یدعون─ تدعی تدعیان یدعین تا آخر─ اصل یدعی یدعو بود─ واو در مرتبه چهارم بود ما قبلش مضموم نبود─ قلب به یاء شد─ یاء متحرک ما قبل مفتوح را قلب به الف کردند─ یدعی شد─ و همچنین است حال تدعی و ادعی و ندعی─ و یدعیان و تدعیان در اصل یدعوان و تدعوان بودند─ واو در مرتبه چهارم بود─ ما قبل وی ضمه نبود قلب به یاء شد─ یدعیان و تدعیان شد─ و یدعون و تدعون در اصل یدعوون و تدعوون بود─ واو در مرتبه چهارم بود─ ما قبلش ضمه نبود قلب به یاء شد─ یدعیون و تدعیون شد─ یاء لام الفعل منقلب به الف شد و بالتقاء ساکنین بیفتاد─ یدعون و تدعون شد بر وزن یفعون و تفعون─ و یدعین و تدعین جمع مؤنث─ در اصل یدعون و تدعون بودند─ واو در مرتبه چهارم بود ما قبلش ضمه نبود─ قلب به یاء شد─ یدعین و تدعین شد بر وزن یفعلن تفعلن─ و تدعین واحده مخاطبه مؤنث در اصل تدعوین بود─ واو در مرتبه چهارم بود─ ما قبلش ضمه نبود قلب به یاء شد─ یاء متحرک ما قبل مفتوح را قلب به الف کردند─ تدعاین شد─ الف بالتقاء ساکنین بیفتاد─ تدعین شد بر وزن تفعین─

: