بالتقاء ساکنین بیفتاد دعتا شد─ زیرا که حرکه تاء اصلی نیست که در واحد ساکن بوده─ و دعون بر اصل خود است بر وزن فعلن─ و هم چنین باقی الفاظ تا آخر بر اصل خودند─ مستقبل معلوم یدعو یدعوان یدعون تا آخر─
اصل یدعو یدعو بود ضمه بر واو ثقیل بود─ انداختند یدعو شد─ و همچنین است حال تدعو و ادعو و ندعو─ و اصل یدعون جمع مذکر یدعوون بود─ ضمه بر واو ثقیل بود انداختند─ واو که لام الفعل بود بالتقاء ساکنین بیفتاد─ یدعون شد بر وزن یفعون و یدعون─ جمع مؤنث بر حال خود است بر وزن یفعلن─ و تدعین واحده مخاطبه مؤنث در اصل تدعوین بود─ کسره بر واو ثقیل بود به ما قبل دادند─ بعد از سلب حرکه ما قبل واو بالتقاء ساکنین بیفتاد─ تدعین شد بر وزن تفعین─ و چون حروف ناصبه درآید─ گوئی لن یدعو لن یدعوا لن یدعوا تا آخر─ و نونهایی که عوض رفعند در پنج لفظ بیفتند بنصبی─ و نون ضمیر بر حال خود باقی می ماند─
و چون حروف جازمه درآید─ گوئی لم یدع لم یدعوا لم یدعوا تا آخر─ واو در پنج لفظ بیفتد بجزمی─ و نون ضمیر بر حال خود باقی باشد─ و نونهای عوض رفع بجزمی بیفتند─ امر حاضر ادع ادعوا ادعوا تا آخر─ نون تاکید ثقیله ادعون ادعوان─ ادعن ادعن ادعوان ادعونان─ نون تاکید خفیفه ادعون ادعن ادعن─
: