Misbah Library
۹۱

الشمس

۱۵ 
محمد مهدی فولادوند
٥٩٥

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

وَٱلشَّمْسِ وَضُحَىٰهَا۝١

1سوگند به خورشید و تابندگی‌اش،

وَٱلْقَمَرِ إِذَا تَلَىٰهَا۝٢

2سوگند به مه چون پی [خورشید] رود.

وَٱلنَّهَارِ إِذَا جَلَّىٰهَا۝٣

3سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند،

وَٱلَّيْلِ إِذَا يَغْشَىٰهَا۝٤

4سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد،

وَٱلسَّمَآءِ وَمَا بَنَىٰهَا۝٥

5سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت،

وَٱلْأَرْضِ وَمَا طَحَىٰهَا۝٦

6سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد،

وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّىٰهَا۝٧

7سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد؛

فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَىٰهَا۝٨

8سپس پلیدکاری و پرهیزگاری‌اش را به آن الهام کرد،

قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّىٰهَا۝٩

9که هر کس آن را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد،

وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا۝١٠

10و هر که آلوده‌اش ساخت، قطعاً درباخت.

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَىٰهَآ۝١١

11[قوم‌] ثمود به سبب طغیان خود به تکذیب پرداختند.

إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشْقَىٰهَا۝١٢

12آنگاه که شقی‌ترینشان بر[پا] خاست.

فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ ٱللَّهِ نَاقَةَ ٱللَّهِ وَسُقْيَٰهَا۝١٣

13پس فرستاده خدا به آنان گفت: «زنهار! ماده‌شتر خدا و [نوبت‌] آب‌خوردنش را [حرمت نهید]».

فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمْ فَسَوَّىٰهَا۝١٤

14و[لی‌] دروغزنش خواندند و آن [ماده‌شتر] را پی کردند، و پروردگارشان به [سزای‌] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را با خاک یکسان کرد.

وَلَا يَخَافُ عُقْبَٰهَا۝١٥

15و از پیامد کار خویش، بیمی به خود راه نداد.