Misbah Library
۸۹

الفجر

۳۰ 
محمد مهدی فولادوند
٥٩٣

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

وَٱلْفَجْرِ۝١

1سوگند به سپیده‌دم،

وَلَيَالٍ عَشْرٍ۝٢

2و به شبهای دهگانه،

وَٱلشَّفْعِ وَٱلْوَتْرِ۝٣

3و به جفت و تاق،

وَٱلَّيْلِ إِذَا يَسْرِ۝٤

4و به شب، وقتی سپری شود.

هَلْ فِى ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِّذِى حِجْرٍ۝٥

5آیا در این، برای خردمند [نیاز به‌] سوگندی [دیگر] است؟

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ۝٦

6مگر ندانسته‌ای که پروردگارت با عاد چه کرد؟

إِرَمَ ذَاتِ ٱلْعِمَادِ۝٧

7با عمارات ستون‌دار ارم،

ٱلَّتِى لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِى ٱلْبِلَٰدِ۝٨

8که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟

وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُوا۟ ٱلصَّخْرَ بِٱلْوَادِ۝٩

9و با ثمود، همانان که در درّه، تخته‌سنگها را می‌بریدند؟

وَفِرْعَوْنَ ذِى ٱلْأَوْتَادِ۝١٠

10و با فرعون، صاحب خرگاه‌ها [و بناهای بلند]؟

ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَٰدِ۝١١

11همانان که در شهرها سر به طغیان برداشتند،

فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ۝١٢

12و در آنها بسیار تبهکاری کردند.

فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ۝١٣

13[تا آنکه‌] پروردگارت بر سر آنان تازیانه عذاب را فرونواخت،

إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلْمِرْصَادِ۝١٤

14زیرا پروردگار تو سخت در کمین است.

فَأَمَّا ٱلْإِنسَٰنُ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَكْرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّىٓ أَكْرَمَنِ۝١٥

15اما انسان، هنگامی که پروردگارش وی را می‌آزماید، و عزیزش می‌دارد و نعمت فراوان به او می‌دهد، می‌گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است.»

وَأَمَّآ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّىٓ أَهَٰنَنِ۝١٦

16و اما چون وی را می‌آزماید و روزی‌اش را بر او تنگ می‌گرداند، می‌گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.»

كَلَّا ۖ بَل لَّا تُكْرِمُونَ ٱلْيَتِيمَ۝١٧

17ولی نه، بلکه یتیم را نمی‌نوازید؛

وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلْمِسْكِينِ۝١٨

18و بر خوراک‌[دادن‌] بینوا همدیگر را بر نمی‌انگیزید؛

وَتَأْكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا۝١٩

19و میراث [ضعیفان‌] را چپاولگرانه می‌خورید؛

وَتُحِبُّونَ ٱلْمَالَ حُبًّا جَمًّا۝٢٠

20و مال را دوست دارید، دوست داشتنی بسیار.

كَلَّآ إِذَا دُكَّتِ ٱلْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا۝٢١

21نه چنان است، آنگاه که زمین، سخت در هم کوبیده شود،

وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا۝٢٢

22و [فرمان‌] پروردگارت و فرشته‌[ها] صف‌درصف آیند،

وَجِا۟ىٓءَ يَوْمَئِذٍۭ بِجَهَنَّمَ ۚ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَٰنُ وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكْرَىٰ۝٢٣

23و جهنم را در آن روز [حاضر] آورند، آن روز است که انسان پند گیرد؛ و[لی‌] کجا او را جای پندگرفتن باشد؟

٥٩٤

يَقُولُ يَٰلَيْتَنِى قَدَّمْتُ لِحَيَاتِى۝٢٤

24گوید: «کاش برای زندگانی خود [چیزی‌] پیش فرستاده بودم.»

فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٌ۝٢٥

25پس در آن روز هیچ کس چون عذاب‌کردن او، عذاب نکند.

وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٌ۝٢٦

26و هیچ کس چون دربندکشیدن او، دربند نکشد.

يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفْسُ ٱلْمُطْمَئِنَّةُ۝٢٧

27ای نفس مطمئنّه،

ٱرْجِعِىٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً۝٢٨

28خشنود و خداپسند به سوی پروردگارت بازگرد،

فَٱدْخُلِى فِى عِبَٰدِى۝٢٩

29و در میان بندگان من درآی،

وَٱدْخُلِى جَنَّتِى۝٣٠

30و در بهشت من داخل شو.