Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 228
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

الوجوب الذاتي يدل على جميع السلوب و لدلالته على كونه مبدأ للكل يدل على اتصافه بجميع الصفات الكمالية و بهذا الوجه يمكن الجمع بين الأخبار المختلفة الواردة في هذا المعنى.

وجوب ذاتی بر تمام سلب ها دلالت دارد و به خاطر دلالتش بر مبدأ کلّ بودن، دلالت بر اتصاف خداوند به جمیع صفات کمالیه دارد.

و قوله عليه السلام: لا يوصف بالتغاير أي بالصفات الموجودة المغايرة للذات و يحتمل على بعد أن يكون مأخوذا من الغيرة كناية عن أنه ليس له ضد و لا ند و فيما رواه الطبرسي رحمه اللّٰه لا يوصف بالنظائر و البدوات بالفتحات ما يبدو و يسنح و يظهر من الحوادث و الحالات المتغيرة و الآراء المتبدلة يقال بدا أي ظهر و بدا له في الأمر نشأ له فيه رأي و هو ذو بدوات و الإنية التحقق و الوجود و الصعداء بضم الصاد و فتح العين تنفس طويل و الجوانح الضلوع تحت الترائب مما يلي الصدر و الواصب الدائم و الثابت و المعازة المغالبة.

و با این وجه، جمع بین اخبار مختلف وارد در این معنا ممکن می شود. «لایوصف بالتغایر» یعنی صفات موجودِ مغایر باذات و به احتمالی ضعیف ممکن است از غیرت گرفته شده باشد و کنایه ازشریک و متضاد نداشتن باشد. و آنچه که طبرسی روایت کرده «لایوصف بالنظائر» است. «البدوات» آنچه از حوادث و حالات متغیر و آراء متبدّل ظاهر می شود و رخ می دهد. گفته می شود «بدأ» یعنی آشکار شد و «بدا له فی الأمر» برای او در آن چیز، نظری پدید آمد و «هو ذو بدوات». «الإنّیّه» تحقق و وجود. «الصُعداء» نفس عمیق کشید. «الجوانح» استخوانهای پهلو نزدیک سینه. «الواصب» دائم و ثابت «المعازّه» بر همدیگر چیرگی جستن.

«16»-يد، التوحيد ابْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ هَاشِمٍ عَنِ ابْنِ بَزِيعٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ تَبَارَكَتْ أَسْمَاؤُهُ وَ تَعَالَى فِي عُلُوِّ كُنْهِهِ أَحَدٌ تَوَحَّدَ بِالتَّوْحِيدِ فِي تَوَحُّدِهِ ثُمَّ أَجْرَاهُ عَلَى خَلْقِهِ فَهُوَ أَحَدٌ صَمَدٌ مَلِكٌ قُدُّوسٌ يَعْبُدُهُ كُلُّ شَيْ ءٍ وَ يَصْمِدُ إِلَيْهِ وَ فَوْقَ الَّذِي عَسَيْنَا أَنْ نَبْلُغَ رَبَّنَا وَسِعَ كُلَّ شَيْ ءٍ عِلْماً

توحید: امام باقر علیه السلام فرمود: خدای عزّ و جلّ که نامهایش مبارک بوده و در علو کنه خویش برتری داشته، یگانه ایست که در توحیدش به یگانگی متوحد شده، سپس آن را بر خلقش جاری گردانیده، پس او یگانه ای است صمد و پادشاهی قدوس است که هر چیزی او را می پرستد و به سوی او قصد می کند و بالاتر است از آنچه ما شاید به آن برسیم و پروردگار ما هر چیزی را از جهت علم فرا گرفته است.

سن، المحاسن اليقطيني عن يونس عن الحسن بن السري مثله.

این حدیث در کتاب محاسن هم روایت شده است.

«17»-يد، التوحيد أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَحَدٌ صَمَدٌ لَيْسَ لَهُ جَوْفٌ وَ إِنَّمَا الرُّوحُ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِهِ نَصْرٌ وَ تَأْيِيدٌ وَ قُوَّةٌ يَجْعَلُهُ اللَّهُ فِي قُلُوبِ الرُّسُلِ وَ الْمُؤْمِنِينَ.

توحید: امام صادق علیه السلام که فرمود خدای تبارک و تعالی یگانه و صمدی است که او را اندرونی نیست و جز این نیست که روح آفریده‌ای است از آفریدگان او و یاری و تأیید و قوتی است که خدا آن را در دلهای پیغمبران و مؤمنان قرار میدهد.

«18»-يد، التوحيد ابْنُ عُبْدُوسٍ عَنِ ابْنِ قُتَيْبَةَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ مِنَ الثَّنَوِيَّةِ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا عليهما السلام وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ إِنِّي أَقُولُ إِنَّ صَانِعَ الْعَالَمِ اثْنَانِ فَمَا الدَّلِيلُ عَلَى أَنَّهُ وَاحِدٌ فَقَالَ قَوْلُكَ إِنَّهُ اثْنَانِ دَلِيلٌ عَلَى أَنَّهُ وَاحِدٌ لِأَنَّكَ لَمْ تَدَّعِ الثَّانِيَ إِلَّا بَعْدَ إِثْبَاتِكَ الْوَاحِدَ فَالْوَاحِدُ مُجْمَعٌ عَلَيْهِ وَ أَكْثَرُ مِنْ وَاحِدٍ مُخْتَلَفٌ فِيهِ.

توحید: از فضل بن شاذان شنیدم که می‌گفت مردی از فرقه ثنویه از اما رضا علیه السلام سؤال نمود و من حاضر بودم و گفت: من می گویم که صانع عالم دو تا است پس دلیل بر آنکه صانع یکی است چیست؟ حضرت فرمود: قول تو که صانع دو تا است دلیل بر این است که صانع یکی است زیرا که تو دوم را ادعا نکردی مگر بعد از آنکه یکی را اثبات کردی پس یکی مورد توافق است که ما و تو بر آن اجماع داریم و بیشتر از یکی مورد اختلاف است که در آن اختلاف شده.