Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 53
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

«21»- قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام كُنْ كَالطَّبِيبِ الرَّفِيقِ١ الَّذِي يَدَعُ الدَّوَاءَ بِحَيْثُ يَنْفَعُ.

حضرت امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید: مانند طبیب مهربان باش، چنان که طبیب مهربان دوا را به جایی که نافع باشد و به بیمار منفعت رساند می گذارد.

إيضاح: قوله عليه السلام العلم شعاع المعرفة أي هو نور شمس المعرفة و يحصل من معرفته تعالى أو شعاع به يتضح معرفته تعالى و الأخير أظهر و قلب الإيمان أي أشرف أجزاء الإيمان و شرائطه و بانتفائه ينتفي الإيمان قوله عليه السلام بصدقه أي خوفا صادقا أو بسبب أنه صادق فيما يدعيه و فيما يعظ به الناس.

«العلم شعاع المعرفة» علم نور خورشید معرفت است که با شناخت آن، شناخت خداوند حاصل می گردد؛ و یا شعاع نوری است که به وسیله آن شناخت خداوند واضح و آشکار گردد و این دیدگاه بهتر است. «قلب الایمان» یعنی شریف ترین اجزاء و شرائط ایمان که با نابودی آن ها، ایمان نیز نخواهد بود. «بصدقة» یعنی ترس راستین، یا در دعوتش و پندهایی که به مردم می دهد راستگو است.

«22»- شا، الإرشاد رَوَى إِسْحَاقُ بْنُ مَنْصُورٍ السَّكُونِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام يَقُولُ مَا شِيبَ شَيْ ءٌ أَحْسَنُ مِنْ حِلْمٍ بِعِلْمٍ.

الإرشاد: حسن بن صالح گوید: امام باقر علیه السلام می فرمود: بردباری توأم با دانش، از هر دو چیز دیگری که با یکدیگر مخلوط شوند بهتر است.

«23»- جا، المجالس للمفيد الْجِعَابِيُّ٢ عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ خَاقَانَ عَنْ سُلَيْمٍ الْخَادِمِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليهما السلام قَالَ: إِنَّ صَاحِبَ الدِّينِ فَكَّرَ فَعَلَتْهُ السَّكِينَةُ وَ اسْتَكَانَ فَتَوَاضَعَ وَ قَنِعَ فَاسْتَغْنَى وَ رَضِیَ بِمَا أُعْطِیَ وَ انْفَرَدَ فَكُفِیَ الْأَحْزَانَ وَ رَفَضَ الشَّهَوَاتِ فَصَارَ حُرّاً وَ خَلَعَ الدُّنْيَا فَتَحَامَى الشُّرُورَ وَ طَرَحَ الْحِقْدَ فَظَهَرَتِ الْمَحَبَّةُ وَ لَمْ يُخِفِ النَّاسَ فَلَمْ يَخَفْهُمْ وَ لَمْ يُذْنِبْ إِلَيْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ وَ سَخِطَ نَفْسَهُ عَنْ كُلِّ شَيْ ءٍ فَفَازَ وَ اسْتَكْمَلَ الْفَضْلَ وَ أَبْصَرَ الْعَاقِبَةَ فَأَمِنَ النَّدَامَةَ.

مجالس مفید: ابراهیم بن عقبه از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: اندیشه نمودن دین دار در پستی اصلش یا عیب های نفس و عاقبت کارش یا اندیشه درباره دنیا و عیب هایش، باعث غلبه آرامش درونی، ترک فساد و شهوت گشته، در نتیجه، خواری نفس باعث ترک تکبر و فروتنی در مقابل خدا و خلق می شود. فروتنی و قناعت سبب بی نیازی، و رضایت به آنچه دارد می شود. جدایی از وابستگی دنیا باعث از میان رفتن اندوهی می شود که در طلب دنیا لازم است، ترک شهوت سبب آزادگی، دل از دنیا کندن باعث دوری از آن، و افکندن کینه از دل، باعث آشکار شدن دوستی می گردد. مردم را نترساند تا او را نترسانند، درباره آنان گناهی مرتکب نشود تا از دست آنان سالم بماند، بر نفس از هر چیزی خشمگین باشد تا به پیروی و کمال فضیلت دست یابد، عاقبت کار را اندیشه کند تا از پشیمانی برهد.

بيان: فكر أي في خساسة أصله و معايب نفسه و عاقبة أمره أو في الدنيا و فنائها و معايبها فعلته أي غلبت عليه السكينة و اطمئنان النفس و ترك العلو و الفساد و عدم الانزعاج عن الشهوات و استكان أي خضع و ذلت نفسه و ترك التكبر فتواضع عند الخالق

«فَکَّر»، انسان با دین در پستی اصل و عیب های نفس و عاقبت کارش فکر می کند، یا در باره دنیا و فنای آن و عیب های آن می اندیشد. «فَعَلَتهُ أی غلبت علیه السَکینه» یعنی آرامش و اطمینان نفس و رها کردن بلند پروازی و فساد و بی قرار نبودن و واندادن در برابر شهوتها. «استکان» یعنی نفسش خاضع و ذلیل می شود و تکبر را ترک می کند و نزد خدا

(١)1- و في نسخة: الشفيق.و در نسخه‌ای: «الشفیق».
(٢)2- 2 بكسر الجيم و فتح العين المهملة نسبة الى صنع الجعاب و بيعها، و هي جمع الجعبة، و هي كنانة النبل، هو محمّد بن عمر بن محمّد بن سالم بن البراء بن سبرة بن يسار التميمي، أبو بكر المعروف بالجعابی الحافظ الكوفيّ القاضي، كان من أساتيد الشيخ المفيد قدّس سرّه، ترجمه العامّة و الخاصّة في كتبهم مع اكباره و التصديق بفضله و تبحّره و حفظه و تشيعه، قال السمعانيّ في أنسابه بعد ما بالغ في الثناء على علمه و حفظه: و قال أبو عمرو القاسم بن جعفر الهاشمي: سمعت الجعابي يقول: أحفظ أربعمائة ألف حديث و أذاكر بستمائة ألف، و كانت ولادته في صفر سنة 285 و مات ببغداد في النصف من رجب سنة 344 انتهى، و له في رجال النجاشيّ و غيره ذكر جميل و لعلنا نشير إليه فيما يأتي.با کسر جیم و فتح عین بی‌نقطه، منسوب به ساختن و فروختن «جِعاب» ـ جمع «جَعبه»، یعنی تیردان. او محمد بن عمر بن محمد بن سالم بن البراء بن سبرة بن یسار تمیمی، ابوبکر، معروف به جِعابی، حافظ کوفی و قاضی است؛ از استادان شیخ مفید قدّس سرّه. عامه و خاصه در کتاب‌های خود شرح حال او را با بزرگداشت و اعتراف به فضل و چیرگی و حفظ و تشیّعش آورده‌اند. سمعانی در «انساب» پس از ستایش فراوان دانش و حفظ او گوید: ابوعمرو قاسم بن جعفر هاشمی گفت: از جعابی شنیدم که می‌گفت: چهارصد هزار حدیث از بر دارم و ششصد هزار را در گفتگو می‌آورم. تولدش در صفر سال ۲۸۵ بود و در نیمه رجب سال ۳۴۴ در بغداد درگذشت. و او را در رجال نجاشی و جز آن یادی نیکوست که شاید در آینده بدان اشاره کنیم.