Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 52
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

مِنْهَا يَا مُبْتَغِىَ الْعِلْمِ إِنَّ قَلْباً لَيْسَ فِيهِ شَيْ ءٌ مِنَ الْعِلْمِ كَالْبَيْتِ الْخَرِبِ لَا عَامِرَ لَهُ.

ای طالب علم! دلی که در آن دانش نیست، مانند خانه خرابی است که آبادگر ندارد.

بيان: لعل المراد بقوله ما بين الموت و البعث أنه مع قطع النظر عن نعيم القبر و عذابه فهو سريع الانقضاء و ينتهی الأمر إلى العذاب أو النعيم بغير حساب و إلا فعذاب القبر و نعيمه متصلان بالدنيا فهذا كلام على التنزل ١ أو يكون هذا بالنظر إلى الملهو عنهم لا جميع الخلق.

«ما بین الموت و البعث» با قطع نظر از نعمت ها و عذاب قبر، دوران قبر کوتاه است که منتهی به عذاب یا نعمت بدون حساب می گردد، و گر نه عذاب و سخت قبر متصل به دنیا می باشند؛ پس می توان گفت، بین مرگ و قیامت که مانند خواب است، یا این جمله نسبت به کسانی است که از آن ها اعراض می کنند یعنی به آن ها کاری ندارند.

«18»- مص، مصباح الشريعة قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام الْخَشْيَةُ مِيرَاثُ الْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ شُعَاعُ الْمَعْرِفَةِ وَ قَلْبُ الْإِيمَانِ وَ مَنْ حُرِمَ الْخَشْيَةَ لَا يَكُونُ عَالِماً وَ إِنْ شَقَّ الشَّعْرَ فِي مُتَشَابِهَاتِ الْعِلْمِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ وَ آفَةُ الْعُلَمَاءِ ثَمَانِيَةُ أَشْيَاءَ الطَّمَعُ وَ الْبُخْلُ وَ الرِّيَاءُ وَ الْعَصَبِيَّةُ وَ حُبُّ الْمَدْحِ وَ الْخَوْضُ فِيمَا لَمْ يَصِلُوا إِلَى حَقِيقَتِهِ وَ التَّكَلُّفُ فِي تَزْيِينِ الْكَلَامِ بِزَوَائِدِ الْأَلْفَاظِ وَ قِلَّةُ الْحَيَاءِ مِنَ اللَّهِ وَ الِافْتِخَارُ وَ تَرْكُ الْعَمَلِ بِمَا عَلِمُوا.

مصباح الشریعة: امام صادق علیه السلام می فرماید: خوف الهی نتیجه علم است، و علم شعاع معرفت و قلب ایمان است، و هر که از خوف الهی محروم است عالم به حساب نمی آید، هر چند در متشابهات علم موشکاف باشد. خداوند متعال فرمود: «إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»، {از بندگان خدا تنها دانایانند که از او می ترسند.} آفت دانشمندان ده چیز است که علم را نابود می کند: 1. طمع، 2. بخل، 3. ریا، 5. عصبیّت، 6. دوست داشتن ستایش 7. فرو رفتن در چیزی که به حقیقتش نمی رسد، 8. تکلف در زینت دادن سخن با حرفهای اضافی، 9. کم شرمی از خدا، 10. افتخار و عمل نکردن به علمش.

«19»- قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ عليه السلام أَشْقَى النَّاسِ مَنْ هُوَ مَعْرُوفٌ عِنْدَ النَّاسِ بِعِلْمِهِ مَجْهُولٌ بِعَمَلِهِ.

حضرت عیسی علی نبیّنا و آله علیه السلام، می فرماید: شقی ترین مردمان کسی است که در میان مردم به علم مشهور باشد و به عمل مجهول. یعنی با وجود علم، به علم خود عمل نکند.

«20»- قَالَ النَّبِيُّ صلى اللّٰه عليه و آله لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ كُلِّ دَاعٍ مُدَّعٍ يَدْعُوكُمْ مِنَ الْيَقِينِ إِلَى الشَّكِّ وَ مِنَ الْإِخْلَاصِ إِلَى الرِّيَاءِ وَ مِنَ التَّوَاضُعِ إِلَى الْكِبْرِ وَ مِنَ النَّصِيحَةِ إِلَى الْعَدَاوَةِ وَ مِنَ الزُّهْدِ إِلَى الرَّغْبَةِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَى عَالِمٍ يَدْعُوكُمْ مِنَ الْكِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الرِّيَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ وَ مِنَ الشَّكِّ إِلَى الْيَقِينِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِيحَةِ وَ لَا يَصْلُحُ لِمَوْعِظَةِ الْخَلْقِ إِلَّا مَنْ خَافَ هَذِهِ الْآفَاتِ بِصِدْقِهِ وَ أَشْرَفَ عَلَی عُيُوبِ الْكَلَامِ وَ عَرَفَ الصَّحِيحَ مِنَ السَّقِيمِ وَ عِلَلَ الْخَوَاطِرِ وَ فِتَنَ النَّفْسِ وَ الْهَوَی.

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: نزد هر دعوت کننده که شما را از یقین به سوی شکّ و از اخلاص به سوی ریا، و از فروتنی به سوی گردن فرازی، و از خیرخواهی به سوی دشمنی، و از زهد به سوی رغبت به دنیا می خواند، ننشینید و به عالمی که شما را از گردن فرازی به سوی فروتنی، و از خود نمایی به سوی اخلاص، و از شک به سوی یقین، و از شوق به دنیا به سوی زهد، و از دشمنی به سوی خیرخواهی می خواند نزدیک شوید. کسی نمی تواند واعظ مردم باشد مگر از این آفات با صدقه دادن بترسد و بر عیب های سخن مشرف باشد و سخن سالم را از بیمار بشناسد، و به مرض های روحی و فتنه ها و هوای نفس آشنا باشد.

(١)1- هذا منه رحمه اللّٰه عجيب فان كون الموت نوما و البعث كالانتباه عن النوم ليس مقصورا بكلام أبي ذر رحمه اللّٰه، و الاخبار مستفيضة بذلك علی ما سيأتي في أبواب البرزخ و سؤال القبر و غير ذلك، بل المراد ان نسبة الموت و البرزخ الى البعث كنسبة النوم الى الانتباه بعده. و أعجب منه قوله ثانيا: أو يكون هذا بالنظر الى الملهو عنهم لا جميع الخلق، فان ترك بعض الأموات ملهوا عنه مما يستحيل عقلا و نقلا، و ما يشعر به من الروايات مؤول او مطروح البتة. ط.این سخن از او رحمه الله شگفت است؛ زیرا خواب بودن مرگ و بیدار شدن در رستاخیز، ویژه سخن ابوذر رحمه الله نیست و اخبار در این باره مستفیض است، چنان که در ابواب برزخ و پرسش قبر و جز آن خواهد آمد. بلکه مراد آن است که نسبت مرگ و برزخ به رستاخیز، مانند نسبت خواب است به بیداری پس از آن. و شگفت‌تر سخن دوم اوست که «یا این سخن ناظر به فراموش‌شدگان است نه همه خلق»؛ زیرا فراموش ماندن برخی مردگان، عقلاً و نقلاً محال است، و آنچه از روایات چنین می‌نماید یا تأویل می‌شود یا یکسره کنار نهاده. ط.