Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 170
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

«5»- سن، المحاسن إِسْمَاعِيلُ الْمِيثَمِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عليه السلام قَالَ: أَتَاهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله بِمَا يَسْتَغْنُونَ بِهِ فِي عَهْدِهِ وَ مَا يَكْتَفُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِهِ كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ.

المحاسن: محمد بن حکیم از ابوالحسن علیه السلام روایت می‌کند که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله آنچه را که در زمان او بی‌نیازشان می‌کرد و پس از او ایشان را بسنده بود، برایشان آورد.

«6»- سن، المحاسن أَبِي عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ وَ رِبْعِيٍّ عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام إِنَّ لِلدِّينِ حَدّاً كَحُدُودِ بَيْتِي هَذَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَی جِدَارٍ فِيهِ.

المحاسن: فضیل از امام صادق علیه السلام روایت می کند که اشاره به دیوار خانه اش نموده و فرمود: دین مانند این دیوار حد و مرز دارد.

«7»- سن، المحاسن أَبِی عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: مَا مِنْ شَيْ ءٍ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ كَحُدُودِ دَارِي هَذِهِ فَمَا كَانَ فِي الطَّرِيقِ فَهُوَ مِنَ الطَّرِيقِ وَ مَا كَانَ فِي الدَّارِ فَهُوَ مِنَ الدَّارِ.

المحاسن: حفص بن بختری از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: هر چیزی حد و مرزی دارد، مانند چهار دیواری خانه من، پس هر چه در کوچه است، مربوط به کوچه و هر چه در خانه است مربوط به خانه می باشد.

«8»- سن، المحاسن الْوَشَّاءُ عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ أَبِي حَسَّانَ الْعِجْلِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ مَا خَلَقَ اللَّهُ حَلَالًا وَ لَا حَرَاماً إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ كَحُدُودِ دَارِي هَذِهِ مَا كَانَ مِنْهَا مِنَ الطَّرِيقِ فَهُوَ مِنَ الطَّرِيقِ وَ مَا كَانَ مِنَ الدَّارِ فَهُوَ مِنَ الدَّارِ حَتَّى أَرْشُ الْخَدْشِ فَمَا سِوَاهُ وَ الْجَلْدَةِ وَ نِصْفِ الْجَلْدَةِ.

المحاسن: ابی حسان عجلی می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: حلال و حرام نیز مانند خانه من حد و مرز دارد. آنچه از خانه از راه باشد، از راه حساب شده و آنچه از خانه باشد از خانه. حتی تاوان خراش اعضای بدن و غیر آن، یک تازیانه و نصف تازیانه، در شرع معین شده است.

«9»- سن، المحاسن أَبِي عَنْ يُونُسَ عَنْ حَفْصِ بْنِ قُرْطٍ ١ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ كَانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَعْلَمُ الْخَيْرَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ يَعْلَمُ الْقُرْآنَ وَ لِكُلِّ شَيْ ءٍ مِنْهُمَا حَدٌّ.

المحاسن: حفص بن قرط می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: علی علیه السلام تمام خیرات (برکات) حلال و حرام و قرآن را می دانست و هر چیزی حد و مرزی دارد.

بيان: في بعض النسخ الخير بالياء المنقطة بنقطتين أي جميع الخيرات من الحلال و الحرام و في بعضها بالباء الموحدة أي أخبار الرسول صلى اللّٰه عليه و آله في الحلال و الحرام.

در بعضی نسخه‌ها «الخیر» با یاء دونقطه آمده است، یعنی همهٔ خیرها از حلال و حرام؛ و در بعضی نسخه‌ها با باء یک‌نقطه «الخبر» آمده است، یعنی اخبار رسول خدا صلی الله علیه و آله در حلال و حرام.

«10»- سن، المحاسن ابْنُ بَزِيعٍ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ ٢ عَنْ خَيْثَمَةَ ٣ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي لَبِيدٍ الْبَحْرَانِيِّ ٤ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام أَنَّهُ أَتَاهُ رَجُلٌ بِمَكَّةَ فَقَالَ لَهُ يَا

المحاسن: ابو لبید بحرانی از امام باقر علیه السلام روایت می کند که شخصی در مکه به امام باقر علیه السلام چنین گفت: آیا

(١)1- بضم القاف و سكون الراء بعدها طاء مهملة. أورد الشيخ في رجاله في أصحاب الصادق عليه السلام رجلين مسميين بحفص بن قرط: أحدهما حفص بن قرط الأعور كوفيّ عربي جمال، و الآخر حفص بن قرط النخعيّ الكوفيّ، و لم يزد في ترجمتها علی كونهما من أصحاب الصادق عليه السلام، و حكی عن جامع الرواة أن النخعيّ الكوفيّ يروی عنه ابن أبی عمير و يونس بن عبد الرحمن، و ابن سنان، و إسحاق بن عمار.با ضمّ قاف و سکون راء و سپس طاء بی‌نقطه. شیخ در رجال خود در اصحاب امام صادق علیه السلام دو مرد به نام حفص بن قرط آورده است: یکی حفص بن قرط اعور، کوفی، عربی، شترسوار؛ و دیگری حفص بن قرط نخعی کوفی؛ و در شرح حالشان چیزی بیش از اینکه از اصحاب امام صادق علیه السلام‌اند نیفزوده است. و از «جامع الرواة» نقل شده که ابن ابی عمیر و یونس بن عبدالرحمن و ابن سنان و اسحاق بن عمار از نخعیِ کوفی روایت کرده‌اند.
(٢)2- صرح جماعة بأن اسمه عبد اللّٰه بن عثمان بن عمرو بن خالد الفزاري و خالف بعض، و لعله يأتي الكلام فيه بعد إن شاء اللّٰه.گروهی تصریح کرده‌اند که نامش عبدالله بن عثمان بن عمرو بن خالد فزاری است و برخی مخالفت کرده‌اند؛ شاید سخن در این باره بعداً ان شاء الله بیاید.
(٣)3- بضم الخاء و سكون الياء و فتح الثاءبا ضمّ خاء و سکون یاء و فتح ثاء.
(٤)4- في المحاسن المطبوع ص 274 أبو الوليد النجراني و لكنه مصحف، و الصحيح أبو لبيد كما في ص 270 من المحاسن و وصفه هنا بالمراء الهجرين و أورد هنا روايته التي وردت في تفسير «المص» و الرجل مجهول اسمه و حاله، لم يذكره الرجاليون في كتبهم نعم أورد الشيخ في رجاله أبا لبيد الهجري من أصحاب الباقر عليه السلام و لعله متحد مع هذا و لكن هذا أيضا مجهول مثله.در المحاسن چاپ‌شده ص ۲۷۴ «ابوالولید نجرانی» آمده، ولی تصحیف است و درست «ابولبید» است، چنان که در ص ۲۷۰ المحاسن آمده و در اینجا او را «المرائی الهجری» وصف کرده و روایتش را در تفسیر «المص» آورده است. نام و حال این مرد ناشناخته است و رجالیان در کتاب‌های خود از او یاد نکرده‌اند؛ آری، شیخ در رجال خود «ابولبید هجری» را از اصحاب امام باقر علیه السلام آورده و شاید با همین یکی باشد، ولی این نیز مانند او ناشناخته است.