Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 1 200

«5»- ل، الخصال أَبِي عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فِي وَصِيَّتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ وَ اعْلَمْ أَنَّ مُرُوءَةَ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ مُرُوءَتَانِ مُرُوءَةٌ فِي حَضَرٍ وَ مُرُوءَةٌ فِي سَفَرٍ أَمَّا مُرُوءةُ الْحَضَرِ فَقِرَاءَةُ الْقُرْآنِ وَ مُجَالَسَةُ الْعُلَمَاءِ وَ النَّظَرُ فِي الْفِقْهِ وَ الْمُحَافَظَةُ عَلَى الصَّلَاةِ فِي الْجَمَاعَاتِ وَ أَمَّا مُرُوءَةُ السَّفَرِ فَبَذْلُ الزَّادِ وَ قِلَّةُ الْخِلَافِ عَلَى مَنْ صَحِبَكَ وَ كَثْرَةُ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كُلِّ مَصْعَدٍ وَ مَهْبَطٍ وَ نُزُولٍ وَ قِيَامٍ وَ قُعُودٍ.

«۵» - ل، الخصال: پدرم، از علی، از پدرش، از حماد بن عیسی، از آن که یاد کرده است، از ابوعبدالله علیه السلام، فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام در وصیت خویش به پسرش محمد بن حنفیه فرمود: و بدان که جوانمردی مرد مسلمان دو جوانمردی است: جوانمردی در وطن و جوانمردی در سفر. اما جوانمردی وطن، خواندن قرآن است و همنشینی با عالمان و نگریستن در فقه و پایبندی به نماز در جماعت‌ها. و اما جوانمردی سفر، بخشیدن توشه است و کم‌مخالفت‌کردن با آن که همراهت شده و بسیاری یاد خدای عز و جل در هر فراز و نشیب و فرودآمدن و برخاستن و نشستن.

«6»- ن، عيون أخبار الرضا عليه السلام الْقَطَّانُ وَ النَّقَّاشُ وَ الطَّالَقَانِيُّ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قَالَ الرِّضَا عليه السلام مَنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا فَبَكَى وَ أَبْكَى لَمْ تَبْكِ عَيْنُهُ يَوْمَ تَبْكِي الْعُيُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يَحْيَا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.

«۶» - ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام: قطّان و نقّاش و طالقانی، همگی از احمد همدانی، از علی بن الحسن بن فضّال، از پدرش، گفت: امام رضا علیه السلام فرمود: هر که مصیبت ما را یاد کند و بگرید و بگریاند، چشمش نگرید روزی که چشم‌ها می‌گریند؛ و هر که در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده می‌شود، دلش نمیرد روزی که دل‌ها می‌میرند.

بيان: موت القلوب في القيامة كناية عن شدة الدهشة و الغم و الحزن و الخوف.

بیان: مردن دل‌ها در قیامت کنایه از سختی هراس و اندوه و غم و بیم است.

«7»- ما، الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ ابْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليهما السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ لِخَيْثَمَةَ ١يَا خَيْثَمَةُ أَقْرِئْ مَوَالِيَنَا السَّلَامَ وَ أَوْصِهِمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِيمِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْ يَشْهَدَ أَحْيَاؤُهُمْ جَنَائِزَ مَوْتَاهُمْ وَ أَنْ يَتَلَاقَوْا فِي بُيُوتِهِمْ فَإِنَّ لُقْيَاهُمْ حَيَاةُ أَمْرِنَا قَالَ ثُمَّ رَفَعَ يَدَهُ عليه السلام فَقَالَ رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً أَحْيَا أَمَرَنَا.

«۷» - ما، الأمالی شیخ طوسی: مفید، از ابن قولویه، از پدرش، از سعد، از ابن عیسی، از احمد بن اسحاق، از بکر بن محمد، از ابوعبدالله جعفر بن محمد علیهما السلام، گفت: شنیدم که به خیثمه (۱) می‌فرمود: ای خیثمه، دوستان ما را سلام برسان و ایشان را به پروای خدای بزرگ عز و جل سفارش کن، و اینکه زندگانشان بر جنازهٔ مردگانشان حاضر شوند و در خانه‌هایشان یکدیگر را دیدار کنند، که دیدارشان زنده‌شدن امر ماست. گفت: سپس دست خویش را برداشت علیه السلام و فرمود: خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کرد.

«8»- ما، الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ ابْنِ قُولَوَيْهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُعَتِّبٍ مَوْلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ لِدَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ يَا دَاوُدُ أَبْلِغْ مَوَالِيَّ عَنِّي السَّلَامَ وَ أَنِّي أَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَمَعَ مَعَ آخَرَ فَتَذَاكَرَ أَمْرَنَا فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا مَلَكٌ يَسْتَغْفِرُ لَهُمَا وَ مَا اجْتَمَعَ اثْنَانِ عَلَى ذِكْرِنَا إِلَّا بَاهَى اللَّهُ تَعَالَى بِهِمَا الْمَلَائِكَةَ فَإِذَا اجْتَمَعْتُمْ فَاشْتَغِلُوا بِالذِّكْرِ فَإِنَّ فِي اجْتِمَاعِكُمْ وَ مُذَاكَرَتِكُمْ إِحْيَاءَنَا وَ خَيْرُ النَّاسِ مِنْ بَعْدِنَا مَنْ ذَاكَرَ بِأَمْرِنَا وَ دَعَا إِلَى ذِكْرِنَا.

«۸» - ما، الأمالی شیخ طوسی: مفید، از ابن قولویه، از قاسم بن محمد، از علی بن ابراهیم، از پدرش، از جدّش، از عبدالله بن حمّاد انصاری، از جمیل بن درّاج، از معتّب، مولای ابوعبدالله علیه السلام، گفت: شنیدم که به داوود بن سرحان می‌فرمود: ای داوود، از من به دوستانم سلام برسان، و اینکه من می‌گویم: خدا رحمت کند بنده‌ای را که با دیگری گرد آید و امر ما را مذاکره کنند، که سومینشان فرشته‌ای است که برایشان آمرزش می‌خواهد؛ و دو تن بر یاد ما گرد نیایند مگر آنکه خدای تعالی به ایشان بر فرشتگان ببالد. پس چون گرد آمدید، به یاد سرگرم شوید، که در گردآمدن و مذاکرهٔ شما زنده‌شدن ماست؛ و بهترین مردم پس از ما آن است که امر ما را مذاکره کند و به یاد ما فرا خواند.

(١)هو خيثمة بن خديج بن الرحيل الجعفي الكوفيّ، عده الشيخ في رجاله من أصحاب الصادق عليه السلام و ظاهره كونه اماميا، و يدلّ الخبر على كون الرجل شيعيا و من أهل الأمانة.او خیثمة بن خدیج بن الرحیل جعفی کوفی است. شیخ او را در رجال خود از اصحاب امام صادق علیه السلام شمرده و ظاهرش آن است که امامی بوده؛ و این خبر دلالت دارد که آن مرد شیعه و از اهل امانت بوده است.