«2»- ثو، ثواب الأعمال لي، الأمالي للصدوق ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنِ السَّعْدَآبَادِيِّ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِيِّ عَنِ ابْنِ عَمِيرَةَ ١عَنِ ابْنِ حَازِمٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عليهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله مُجَالَسَةُ أَهْلِ الدِّينِ شَرَفُ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.
«۲» - ثو، ثواب الأعمال؛ لی، الأمالی صدوق: ابن متوکل، از سعدآبادی، از برقی، از جامورانی، از ابن بطائنی، از ابن عمیره (۱)، از ابن حازم، از امام صادق، از پدرش، از پدرانش علیهم السلام، فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همنشینی با اهل دین، شرافت دنیا و آخرت است.
ل، الخصال ابن المتوكل عن محمد العطار عن الأشعري عن الجاموراني مثله بيان أهل الدين علماء الدين و العاملون بشرائعه.
ل، الخصال: ابن متوکل، از محمد عطار، از اشعری، از جامورانی، همانند آن. بیان: «اهل دین» عالمان دین و کارکنندگان به شریعتهای آناند.
«3»- لي، الأمالي للصدوق مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قَالَ الرِّضَا عليه السلام مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يَحْيَا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ الْخَبَرَ.
«۳» - لی، الأمالی صدوق: محمد بن ابراهیم بن اسحاق، از احمد بن محمد همدانی، از علی بن الحسن بن فضّال، از پدرش، گفت: امام رضا علیه السلام فرمود: هر که در مجلسی بنشیند که امر ما در آن زنده میشود، دلش نمیرد روزی که دلها میمیرند — تا پایان خبر.
بيان: إحياء أمرهم بذكر فضائلهم و نشر أخبارهم و حفظ آثارهم.
بیان: زندهکردن امر ایشان، به یادکردن فضایلشان و پراکندن اخبارشان و نگاهداشتن آثارشان است.
«4»- فس، تفسير القمي عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَيُّهَا النَّاسُ طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ وَ تَوَاضَعَ مِنْ غَيْرِ مَنْقَصَةٍ وَ جَالَسَ أَهْلَ الْفِقْهِ وَ الرَّحْمَةِ وَ خَالَطَ أَهْلَ الذُّلِّ وَ الْمَسْكَنَةِ وَ أَنْفَقَ مَالًا جَمَعَهُ فِي غَيْرِ مَعْصِيَةٍ الْخَبَرَ.
«۴» - فس، تفسیر قمی: از امیرالمؤمنین علیه السلام: ای مردم، خوشا آن که عیب خودش او را از عیبهای مردم بازداشت، و بیآنکه کاستیای در کار باشد فروتنی کرد، و با اهل فقه و رحمت همنشین شد، و با اهل خواری و بینوایی آمیخت، و مالی را که در غیر معصیت گرد آورده بود هزینه کرد — تا پایان خبر.
بيان: قوله عليه السلام من غير منقصة يحتمل وجوها الأول أن يكون المراد من غير منقصة في الدين بأن لا يكون التواضع لكافر أو فاسق أو ظالم أو لأمر باطل.
بیان: سخن آن حضرت علیه السلام «من غیر منقصة» چند وجه را برمیتابد: نخست آنکه مقصود، بیآنکه کاستیای در دین باشد؛ بدینگونه که فروتنی برای کافر یا فاسق یا ستمگر یا برای کاری باطل نباشد.
الثاني أن يكون المراد بالمنقصة العيب أي لا يكون تواضعه لخيانة أو فسق أو غير ذلك من المعايب التي توجب التذلل عند الناس.
دوم آنکه مقصود از «منقصه» عیب باشد، یعنی فروتنیاش از سر خیانت یا فسق یا دیگر عیبهایی نباشد که خواری نزد مردم را در پی میآورد.
الثالث أن يكون المراد بالمنقصة الفقر أي لا يكون تواضعه لنقص مال بأن يكون الداعي له على التواضع الحاجة و طمع المال.
سوم آنکه مقصود از «منقصه» تنگدستی باشد، یعنی فروتنیاش برای کمبود مال نباشد، بدینگونه که انگیزهٔ او بر فروتنی، نیاز و طمع مال باشد.
الرابع أن يكون المراد نفي كثرة التواضع بحيث ينتهي إلى منقصة و مذلة.
چهارم آنکه مقصود، نفی زیادهروی در فروتنی باشد، آنسان که به کاستی و خواری بینجامد.
قوله عليه السلام في غير معصية الظاهر تعلقه بالإنفاق و تعلقه بالجميع أو بهما على التنازع بعيد.
سخن آن حضرت علیه السلام «فی غیر معصیة»: ظاهر آن است که به «انفاق» تعلّق دارد؛ و تعلّق آن به همهٔ موارد، یا به دو مورد از باب تنازع، دور است.