Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 1 197

عَظِيمٌ وَ ضَرَرُهُمْ شَدِيدٌ- وَ الثَّالِثُ أَبْوَابُ الْعُلَمَاءِ الَّذِينَ يُسْتَفَادُ مِنْهُمْ عِلْمُ الدِّينِ وَ الدُّنْيَا وَ الرَّابِعُ أَبْوَابُ أَهْلِ الْجُودِ وَ الْبَذْلِ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ الْتِمَاسَ الْحَمْدِ وَ رَجَاءَ الْآخِرَةِ وَ الْخَامِسُ أَبْوَابُ السُّفَهَاءِ الَّذِينَ يُحْتَاجُ إِلَيْهِمْ فِي الْحَوَادِثِ وَ يُفْزَعُ إِلَيْهِمْ فِي الْحَوَائِجِ وَ السَّادِسُ أَبْوَابُ مَنْ يُتَقَرَّبُ إِلَيْهِ مِنَ الْأَشْرَافِ لِالْتِمَاسِ الْهَيْئَةِ وَ الْمُرُوءَةِ وَ الْحَاجَةِ وَ السَّابِعُ أَبْوَابُ مَنْ يُرْتَجَى عِنْدَهُمُ النَّفْعُ فِي الرَّأْيِ وَ الْمَشُورَةِ وَ تَقْوِيَةِ الْحَزْمِ ١وَ أَخْذِ الْأُهْبَةِ لِمَا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ- وَ الثَّامِنُ أَبْوَابُ الْإِخْوَانِ لِمَا يَجِبُ مِنْ مُوَاصَلَتِهِمْ وَ يَلْزَمُ مِنْ حُقُوقِهِمْ وَ التَّاسِعُ أَبْوَابُ الْأَعْدَاءِ الَّتِي تَسْكُنُ بِالْمُدَارَاةِ غَوَائِلُهُمْ وَ يُدْفَعُ بِالْحِيَلِ وَ الرِّفْقِ وَ اللُّطْفِ وَ الزِّيَارَةِ عَدَاوَتُهُمْ وَ الْعَاشِرُ أَبْوَابُ مَنْ يُنْتَفَعُ بِغِشْيَانِهِمْ وَ يُسْتَفَادُ مِنْهُمْ حُسْنُ الْأَدَبِ وَ يُؤْنَسُ بِمُحَادَثَتِهِمْ.

بزرگ و زیانشان سخت است. و سوم، درِ خانهٔ عالمانی که دانش دین و دنیا از ایشان به دست می‌آید. و چهارم، درِ خانهٔ اهل بخشش و بذل که مال‌های خویش را برای جستن ستایش و به امید آخرت هزینه می‌کنند. و پنجم، درِ خانهٔ کم‌خردانی که در پیشامدها به ایشان نیاز افتد و در حاجت‌ها به آنان پناه برند. و ششم، درِ خانهٔ آنان که از بزرگان‌اند و برای جستن سیمای نیکو و جوانمردی و حاجت به ایشان نزدیکی جسته می‌شود. و هفتم، درِ خانهٔ کسانی که امید سود در رأی و مشورت و نیرومندساختن دوراندیشی (۱) و آماده‌ساختن ساز و برگ آنچه بدان نیاز است نزدشان می‌رود. و هشتم، درِ خانهٔ برادران، برای آنچه از پیوند با ایشان واجب و از حقوقشان لازم است. و نهم، درِ خانهٔ دشمنان، که با مدارا آسیب‌هایشان فرو می‌نشیند و با چاره‌جویی و نرمی و لطف و دیدار، دشمنی‌شان دفع می‌شود. و دهم، درِ خانهٔ کسانی که از رفت‌وآمد نزدشان سود برده می‌شود و ادب نیکو از ایشان به دست می‌آید و با گفت‌وگویشان انس گرفته می‌شود.

بيان: يحتمل أن يكون المراد بالملوك ملوك الدين من الأئمة و ولاتهم و يحتمل الأعم فإن طاعة ولاة الجور أيضا تقية من طاعة اللّٰه.

بیان: ممکن است مقصود از «ملوک» پادشاهان دین از امامان و والیان ایشان باشد؛ و ممکن است اعمّ باشد، زیرا طاعت والیان جور نیز از سر تقیّه، بخشی از طاعت خداست.

قوله عليه السلام لالتماس الهيئة أي لأن يلاقوهم بهيئة حسنة و يعاشروهم بالمروءة أو لأن يكون لهم عند الناس بسبب معاشرة هؤلاء الأشراف هيئة و مروءة قال الجزري فيه أقيلوا ذوي الهيئات عثراتهم هم الذين لا يعرفون بالشر فيزل أحدهم الزلة و الهيئة صورة الشي ء و شكله و حالته و يريد به ذوي الهيئات الحسنة الذين يلزمون هيئة واحدة و سمتا واحدا و لا تختلف حالاتهم بالتنقل من هيئة إلى هيئة و الأهبة بالضم العدة و الغوائل الشرور و الدواهي و يقال غشي فلانا أي أتاه.

سخن آن حضرت علیه السلام «لالتماس الهیئة» یعنی برای آنکه با سیمایی نیکو با ایشان روبه‌رو شوند و با جوانمردی معاشرت کنند؛ یا برای آنکه به سبب معاشرت با این بزرگان، نزد مردم سیما و جوانمردی‌ای داشته باشند. جزری گفته است: در حدیث آمده «أقیلوا ذوی الهیئات عثراتهم»؛ ایشان کسانی‌اند که به بدی شناخته نمی‌شوند و آنگاه یکی از آنان لغزشی می‌کند. و «هیئت» صورت و شکل و حالت چیز است؛ و مقصود، صاحبان سیمای نیکوست که بر یک هیئت و یک روش پایدارند و حالاتشان با گذر از هیئتی به هیئتی دگرگون نمی‌شود. و «اُهبه» به ضمّ، ساز و برگ است؛ و «غوائل» بدی‌ها و بلاهاست؛ و گفته می‌شود «غشی فلاناً» یعنی نزد او آمد.

«3»- صح، صحيفة الرضا عليه السلام عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عليهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله الْعِلْمُ ٢خَزَائِنُ وَ مِفْتَاحُهُ ٣السُّؤَالُ فَاسْأَلُوا يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ فَإِنَّهُ يُؤْجَرُ فِيهِ أَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ ٤.

«۳» - صح، صحیفة الرضا علیه السلام: از امام رضا، از پدرانش علیهم السلام، فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دانش (۲) گنجینه‌هاست و کلید آن (۳) پرسش است؛ پس بپرسید، خدا شما را رحمت کند؛ که در آن چهار کس پاداش می‌یابند: پرسنده و آموزگار و شنونده و دوستدار ایشان (۴).

ن، عيون أخبار الرضا عليه السلام بالأسانيد الثلاثة مثله.

ن، عیون أخبار الرضا علیه السلام، با اسنادهای سه‌گانه، همانند آن.

(١)و في نسخة: العزم.و در نسخه‌ای: «العزم».
(٢)و في نسخة: للعلم.و در نسخه‌ای: «للعلم».
(٣)و في نسخة: مفتاحه و في أخري مفاتيحه.و در نسخه‌ای: «مفتاحه»، و در نسخه‌ای دیگر: «مفاتیحه».
(٤)الظاهر اتّحاده مع ما تقدم في ذيل الحديث الأول من الكنز.ظاهر آن است که این با آنچه پیش‌تر در ذیل حدیث نخست از کنز گذشت یکی است.