Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 1 116

جميع التكاليف و الاستنكاف الاستكبار و قد سمى اللّٰه تعالى ترك الدعاء استكبارا فقال إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي ١و الفرح ترك الحزن مما فات عنه من الدنيا أو البشاشة من الإخوان قوله الألفة و ضدها الفرقة في بعض النسخ العصبية و كونها ضد الألفة لأنها توجب المنازعة و اللجاج و العناد الموجبة لرفع الألفة و تفصيل هذه الخصال و تحقيقها سيأتي إن شاء اللّٰه تعالى في أبواب المكارم.

همهٔ تکالیف است. و «استنکاف» گردنکشی است، و خدای تعالی ترک دعا را گردنکشی نامیده و فرموده است: «إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی» (۱). و «فرح» ترک اندوه بر آنچه از دنیا از دست رفته است، یا گشاده‌رویی با برادران. سخن او «الألفة و ضدها الفرقة»: در برخی نسخه‌ها «العصبیة» آمده است، و ضد الفت بودنش از آن روست که ستیز و لجاج و عناد را در پی دارد که الفت را برمی‌دارد. و تفصیل این خصلت‌ها و تحقیق آنها در باب‌های مکارم خواهد آمد، ان شاء الله تعالی.

«8»- مع، معاني الأخبار أَبِي عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ ٢قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ قَالَ تِلْكَ النَّكْرَاءُ وَ تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِعَقْلٍ.

«۸» - مع، معانی الأخبار: پدرم، از محمد عطار، از اشعری، از محمد بن عبدالجبار، از برخی از اصحاب ما، به‌صورت مرفوع تا ابوعبدالله علیه السلام، گفت: به او عرض کردم: عقل چیست؟ فرمود: آنچه خدای رحمان بدان پرستیده شود و بهشت‌ها بدان به دست آید (۲). گفتم: پس آنچه در معاویه بود چه بود؟ فرمود: آن زیرکی است و آن شیطنت است؛ و آن به عقل شبیه است ولی عقل نیست.

سن، المحاسن الأشعري مثله بيان النكراء الدهاء و الفطنة و جودة الرأي و إذا استعمل في مشتهيات جنود الجهل يقال له الشيطنة و لذا فسره عليه السلام بها و هذه إما قوة أخرى غير العقل أو القوة العقلية و إذا استعملت في هذه الأمور الباطلة و كملت في ذلك تسمى بالشيطنة و لا تسمى بالعقل في عرف الشرع و قد مر بيانه.

سن، المحاسن: اشعری همانند آن. بیان: «نکراء» تیزهوشی و زیرکی و نیکویی رأی است؛ و چون در خواسته‌های لشکرهای جهل به کار رود، آن را شیطنت می‌نامند، و از این رو آن حضرت علیه السلام آن را به شیطنت تفسیر کرد. و این یا نیرویی دیگر جز عقل است، یا همان نیروی عقلی که چون در این امور باطل به کار رود و در آن کامل گردد شیطنت نامیده می‌شود و در عرف شرع عقل نامیده نمی‌شود؛ و بیان آن گذشت.

«9»- مع، معاني الأخبار سُئِلَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عليه السلام فَقِيلَ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّةِ حَتَّى تُنَالَ الْفُرْصَةُ.

«۹» - مع، معانی الأخبار: از حسن بن علی علیه السلام پرسیدند و گفتند: عقل چیست؟ فرمود: فروبردن غصه تا آنگاه که فرصت به دست آید.

بيان: الغصة بالضم ما يعترض في الحلق و تعسر إساغته ٣و يطلق مجازا على الشدائد التي يشق على الإنسان تحملها و هو المراد هنا و تجرعه كناية عن تحمله و عدم القيام بالانتقام به و تداركه حتى تنال الفرصة فإن التدارك قبل ذلك لا ينفع سوى الفضيحة و شدة البلاء و كثرة الهم.

بیان: «غصّه» به ضم، آن است که در گلو گیر کند و فروبردنش دشوار شود (۳)؛ و مجازاً بر سختی‌هایی که تحملشان بر آدمی دشوار است اطلاق می‌گردد، و همین مقصود اینجاست. و فروبردن آن کنایه از تحمل‌کردن و برنخاستن به انتقام و چاره‌جویی است تا آنگاه که فرصت به دست آید؛ که چاره‌جویی پیش از آن جز رسوایی و سختی بلا و بسیاری اندوه سودی ندارد.

«10»- مع، معاني الأخبار فِي أَسْئِلَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَنِ الْحَسَنِ عليه السلام يَا بُنَيَّ مَا الْعَقْلُ قَالَ حِفْظُ قَلْبِكَ مَا اسْتُوْدِعَهُ قَالَ فَمَا الْجَهْلُ قَالَ سُرْعَةُ الْوُثُوبِ عَلَى الْفُرْصَةِ قَبْلَ الِاسْتِمْكَانِ مِنْهَا

«۱۰» - مع، معانی الأخبار: در پرسش‌های امیرالمؤمنین از حسن علیه السلام: ای پسرکم، عقل چیست؟ گفت: نگاه‌داشتن دلت آنچه را به آن سپرده شده است. فرمود: پس جهل چیست؟ گفت: شتاب در جستن بر فرصت پیش از توانایی بر آن.

(١)المؤمن: 60.المؤمن: ۶۰.
(٢)لعل تعريفه عليه السلام العقل بخواصه و لوازمه دون بيان حقيقته و ماهيته إشارة الي ان العلم و العرفان بحقيقته و كنهه غير ممكن و العقل هنا يشمل النظري و العملي لان عبادة الرحمن و اكتساب الجنان يحتاج اليهما معا.شاید تعریف آن حضرت علیه السلام از عقل به خواص و لوازم آن، بدون بیان حقیقت و ماهیتش، اشاره به آن باشد که علم و شناخت حقیقت و کنه آن ممکن نیست. و عقل در اینجا نظری و عملی هر دو را دربر می‌گیرد، زیرا پرستش خدای رحمان و به‌دست‌آوردن بهشت‌ها به هر دو نیاز دارد.
(٣)و في نسخة: و تعذر اساغته.و در نسخه‌ای: «و تعذّر إساغته».