جَزَی اللَّهُ خَیْراً وَ الْجزاءُ بِکَفِّهِ
اَبا حَسَنٍ عَنّا وَ مَنْ کَاَبِی حَسَنٍ
سَبَقْتَ قُرَیْشاً بِالَّذِی اَنْتَ اَهْلُهُ
فَصَدْرُکَ مَشْرُوحٌ وَ قَلْبُکَ مُمُتَحَن
تَمَنَّتْ رجالٌ مِنْ قُرَیْشٍ اَعِزَّةَ
مَکانِکَ، هَیْهاتَ الْهُزال مِنَ السَّمْنِ
وَ اَنْتَ مِنَ الْإسْلامِ فِی کُلِّ مَوْطِنٍ
بِمَنْزِلَةِ الدَّلْوَا الْبَطِینِ مِنَ الرَّسَنِ
غَضَبْتَ لَنا اِذْ کانَ عَمْروٌ بِخُطْبَةٍ
اَماتَ بِها التَّقْوی، وَ اَحْیی بِها الْمَحَن
وَ کُنْتَ الْمُرَجّی مِنْ لَوِیّ بْنِ غالِبٍ
لِما کانَ فِیهِ، وَ الَّذی بَعْدُ لَمْ یَکُنْ
حَفِظْتَ رَسُولَاللَّهِ فِینا وَ اَهْلَهُ
اِلَیْکَ وَ مَنْ اَوْلی بِها مِنَْکَ مَنْ وَ مَنْ
اَلَسْتَ اَخاهُ فِی الْهُدی وَ وَصِیِّهِ
وَ اَعْلَمُ مِنْهُمْ بِالْکِتابِ وَ بِالسُّنَنِ
فَحَقِّکَ ما دامَتْ بِنَجْدٍ وَ شِیحَةٍ
عَظِیمُ عَلَیْنا ثُمَّ بَعْدٍ عَلَی الْیَمَنِ
یعنی: خداوند جزای خیر، از جانب ما به ابوالحسن علی (ع) بدهد، و جزای خیر در دست خدا است، و کیست مانند ابوالحسن (ع)؟!
تو از قریش سبقت گرفتی، به خاطر آن صفاتی که شایستهی آن بودی، پس سینهی تو، باز و وسیع، و قلب تو آزموده شده است.
از قریش، افرادی آرزوی مقام تو را کردند ولی چقدر دور است که مرد لاغری هماوردی با فربهی کند (و کم مایهای، خود را به مقام آنکه در کمال علم و فضیلت است جا بزند؟!)
و تو در حمایت از اسلام در هر جا و مکان بسان دلو پر و طنابی برای کشیدن آن بودی (اسلام همچون آب چاه پر از کمالات بود و تو دلو و طنابی بودی که آن را میکشیدی و مردم را از آن بهرهمند میساختی).
تو برای ما انصار، نسبت به مخالفان ما خشم کردی، آنگاه که عمروعاص با خطبهاش، فضائل و تقوا را کُشت، و دردها را زنده کرد.
و تو از دودمان لوّی بن غالب، امید مردم هستی، هم در امور حاضر و هم در امور آینده.
تو رسول خدا (ص) و اهلبیتش را حفظ کردی، و عهد او با ما را نگهداری نمودی، و عهد آنحضرت با تو بود، و کیست که شایستهتر به این عهد (مقام رهبری) باشد؟ و باز کیست که سزاوار آن باشد؟!
آیا تو برادر رسول خدا (ص) در راستای هدایت مردم هستی؟ آیا تو وصّی آن حضرت،