تو فقط مادر هستی، علی (ع) وصّی رسول خدا (ص) میباشد نه دیگر از اهلبیت آن حضرت، و تو آگاهی که پیامبر (ص) در میان خاندانش، علی (ع) را وصّی خود قرار داد».
نعمان بن عجلان انصاری، اشعار زیر را که در ضمن از عمروعاص، سرزنش میکند، دربارهی سقیفه گفت:
وَ قُلْتُمْ حَرامٌ نَصْبَ سَعدٍ وَ نَصْبِکُمْ
عَتِیقَ بْنِ عُمْرٍ وَ کانَ حِلّاً اَبابَکرِ
فَاَهْل اَبابَکْر لَها خَیْرُ قائمٍ
وَ اِنَّ عَلِیَّاً کانَ اَجْدَرُ بِالْاَمْرِ
فَکانَ هَواناً فی عَلِیٍّ وَ اِنَّهُ
لَاَهْلٌ لَها یا عَمْر و مِنْ حَیْثُ لا تَدرِی
: «و گفتید نصب سعد بن عباده برای خلافت حرام است، ولی شما نصب عتیق پسر عمرو را که ابابکر بود، حلال دانستید، ابابکر را فردی شایسته و بهتر برای برپائی خلافت دانستید با اینکه علی (ع) سزاوارتر و شایستهتر به مقام رهبری است.
و این سخن یکنوع توهین به علی (ع) است، و تنها آن حضرت است که شایستگی این مقام را دارد، ای عمروعاص که راه نادانی را میپیمائی».
طرفداری علی از انصار و اشعار حسان
عالم مذکور، صاحب کتاب «اَلْمُقنِعُ فِی الْاِمامَةِ» میگوید: هنگامی که خلافت ابوبکر استقرار یافت، و از سقیفه به خانههای کنار مسجد آمد، «عمروعاص» (به عنوان طرفداری از ابوبکر) به سرزنش انصار پرداخت، و آنان را فرومایه و زبون خواند و تحقیر کرد، او آنچه از عناد و کینهای که در زمان پیامبر (ص) نسبت به اسلام داشت، پنهان میکرد، در این هنگام از فرصت، سوء استفاده کرده و آن دشمنیها را آشکار نمود، این موضوع به اطّلاع امیر مؤمنان (ع) رسید، برخاست و وارد مسجد شد، و بالای منبر رفت و فضائل انصار، و نزول آیات قرآن در شأن آنها را برای مسلمین بیان کرد، و فرمود: بر همه لازم است که حق انصار را بشناسند و احترام آنها را حفظ کنند.
مردم به «حسّان بن ثابت» (شاعر معروف انصار) تأکید کردند که باید فضائل علی (ع) و سبقت او در اسلام را بیان کنی، و همچنین جماعت انصار از مخالفت خود با علی (ع) در سقیفه، اظهار پشیمانی نمودند، آنگاه حسّان بن ثابت اشعار زیر را سرود: