وَ کانَ اَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ بْنِ فاطِمٍ
بِکُمْ اِنْ عَری خَطْبٍ اَبَرُّو اَرْفَقا
: «سوگند به جانم، سزاوار بود که بیعت میکردید با علی (ع) که حافظ دین و معروف به عفّت و پاکدامنی، و به پاکی موفّق بوده و آقا و بزرگوار و راستگو، و سبقت گیرنده در ایمان به خدا است، همان ابوالحسن، به او راضی گردید و با او بیعت کنید که مانند کسی نیست که در وجود او برای عیب دار، مقام ارجمندی باشد، همان علی (ع) که وصی مصطفی (ص) و وزیر او است، و نخستین فردی است که برای خدا نماز خوانده و راه تقوی و پرهیزکاری را پیشهی خود ساخت، در این صورت (بیعت با علی) شما بعد از انحراف به جادّهی هدایت بازگشته، و آنچه را که موجب پراکندگی شما و دریده شدن امور شما شده است، جمع مینمائید، علی (ع) امیر مؤمنان و پسر فاطمهی بنت اسد است که هنگام وارد شدن گرفتاریها، از همه بیشتر به شما نیکی و ارفاق میکند».
زفر بن حارث بن حارث بن حذیفه انصاری این اشعار را گفت:
فَحُوطُوا عَلِیّاً وَ انْصُروُهُ فَاِنَّهُ
وَصِیُّ وَ فِی الْاِسْلامِ اَوَّلُ اَوَّلٍ
فَاِنْ تَخْذِلُوهُ وَ الْحَوادِثِ جُمَّةٌ
فَلَیْسَ لَکُمْ فِی الْاَرْضِ مِنْ مُتَحَوِّلٍ
: «اطراف علی (ع) اجتماع کنید و او را یاری نمائید، زیرا او وصیّ رسول خدا (ص) است و نخستین است، پس اگر او را تنها بگذارید، و سپس حوادث ناگوار انباشته گردد، در سراسر زمین برای شما کسی نیست، که آن حوادث را برطرف سازد».
و ابوسفیان، صخر بن حرب بن امیّه، این اشعار را گفت:
بَنِیهاشِمٍ ما بالَ مِیراثُ اَحْمَدٍ؟
تَنَقَّلَ عَنْکُمْ فِی لَقِیطٍ وَ حابِلٍ
اَعَبْدَ منافٍ کَیْفَ تَرْضُونَ ما اَری
وَ فِیکُمْ صُدُورُ الْمُرهَفاتِ الْاَواصِلِ
فَدی لَکُمْ اُمّیِ اَثْبِتُوا وَثِقُوا بِنا
وَ بِالنَّصْرِ مِنّا قَبْلَ فَوْتِ الْمَخاتِلِ
مَتی کانَتِ الْاَحْسابُ تَغْدُوا بِبالِکُمْ
مَتی قَرَنَتْ تَیْمٌ بِکُمْ فِی الْمَحافِلِ
یُحاذِی بِها تَیْمٌ عَدِیّاً وَ اَنْتُمُ
اَحَقُّ وَ اَوْلی بِالْاُمُورِ الْاَوائِلِ
: «ای بنیهاشم! چرا میراث احمد (ص) از شما انتقال یافت و در دست دودمان لقیط و طوایف ریسمان خوار قرار گرفت؟، ای دودمان عبدمناف! چگونه به آنچه را که مینگرم راضی میشوید، با اینکه شخصیتهای برجسته و برازنده در میان شما