Misbah Library
گوشه‌های دیگر از حوادث و پی‌آمدهای سقیفه ۸۴

وَ کانَ اَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ بْنِ فاطِمٍ

بِکُمْ اِنْ عَری خَطْبٍ اَبَرُّو اَرْفَقا

: «سوگند به جانم، سزاوار بود که بیعت می‌کردید با علی (ع) که حافظ دین و معروف به عفّت و پاکدامنی، و به پاکی موفّق بوده و آقا و بزرگوار و راستگو، و سبقت گیرنده در ایمان به خدا است، همان ابوالحسن، به او راضی گردید و با او بیعت کنید که مانند کسی نیست که در وجود او برای عیب دار، مقام ارجمندی باشد، همان علی (ع) که وصی مصطفی (ص) و وزیر او است، و نخستین فردی است که برای خدا نماز خوانده و راه تقوی و پرهیزکاری را پیشه‌ی خود ساخت، در این صورت (بیعت با علی) شما بعد از انحراف به جادّه‌ی هدایت بازگشته، و آنچه را که موجب پراکندگی شما و دریده شدن امور شما شده است، جمع می‌نمائید، علی (ع) امیر مؤمنان و پسر فاطمه‌ی بنت اسد است که هنگام وارد شدن گرفتاریها، از همه بیشتر به شما نیکی و ارفاق می‌کند».

زفر بن حارث بن حارث بن حذیفه انصاری این اشعار را گفت:

فَحُوطُوا عَلِیّاً وَ انْصُروُهُ فَاِنَّهُ

وَصِیُّ وَ فِی الْاِسْلامِ اَوَّلُ اَوَّلٍ

فَاِنْ تَخْذِلُوهُ وَ الْحَوادِثِ جُمَّةٌ

فَلَیْسَ لَکُمْ فِی الْاَرْضِ مِنْ مُتَحَوِّلٍ

: «اطراف علی (ع) اجتماع کنید و او را یاری نمائید، زیرا او وصیّ رسول خدا (ص) است و نخستین است، پس اگر او را تنها بگذارید، و سپس حوادث ناگوار انباشته گردد، در سراسر زمین برای شما کسی نیست، که آن حوادث را برطرف سازد».

و ابوسفیان، صخر بن حرب بن امیّه، این اشعار را گفت:

بَنِی‌هاشِمٍ ما بالَ مِیراثُ اَحْمَدٍ؟

تَنَقَّلَ عَنْکُمْ فِی لَقِیطٍ وَ حابِلٍ

اَعَبْدَ منافٍ کَیْفَ تَرْضُونَ ما اَری

وَ فِیکُمْ صُدُورُ الْمُرهَفاتِ الْاَواصِلِ

فَدی لَکُمْ اُمّیِ اَثْبِتُوا وَثِقُوا بِنا

وَ بِالنَّصْرِ مِنّا قَبْلَ فَوْتِ الْمَخاتِلِ

مَتی کانَتِ الْاَحْسابُ تَغْدُوا بِبالِکُمْ

مَتی قَرَنَتْ تَیْمٌ بِکُمْ فِی الْمَحافِلِ

یُحاذِی بِها تَیْمٌ عَدِیّاً وَ اَنْتُمُ

اَحَقُّ وَ اَوْلی بِالْاُمُورِ الْاَوائِلِ

: «ای بنی‌هاشم! چرا میراث احمد (ص) از شما انتقال یافت و در دست دودمان لقیط و طوایف ریسمان خوار قرار گرفت؟، ای دودمان عبدمناف! چگونه به آنچه را که می‌نگرم راضی می‌شوید، با اینکه شخصیتهای برجسته و برازنده در میان شما