Misbah Library
گوشه‌های دیگر از حوادث و پی‌آمدهای سقیفه ۸۲

مِثْلُ عَلِیٍّ مَنْ خَفی اَمْرُهُ

عَلَیْهِمُ وَ الشَّمْسُ لا تَسْتُرُ

وَ لَیْسَ یُطْوی عَلَمٌ باهِرٌ

سامٌ یَدُاللَّهِ لَهُ یَنْشِرُ

حَتّی یَزِیلُوا صَدْعَ مَلْمُومَةٍ

وَالصَّدْعُ فِی الصَّخْرَةٍ لا یَجْبرُ

کَبْشُ قُرَیْشٍ فِی وَغا حَرْبِها

فارُوقُها صِدِّیقُها الْاَکْبَرُ

وَ کاشِفُ الْکَرْبِ اِذا خَطْبَه

اَعْیی عَلی وارِدِها المَصْدَرُ

کَبَّرَ لِلَّهِ وَ صَلّی وَ ما

صَلّی ذَوُوا الْعَیْثِ وَ لا کَبَّرُوا

تَدْبِیرُهُمْ اَدُّوا اِلی ما اَتَوْا

تَبّاً لَهُمْ یابِئْسَ ما دَبَّرُوا

: «ای خبر دهنده‌ی مرگ اسلام، برخیز و برای اسلام به سوک بنشین، چرا که نیکی مرده و جای آن را بدی گرفته است، نیست از برای قریش و طایفه‌ی کعب از کسانی که مقدّم داشته‌اند، و نه آنکه را به تأخیر انداخته‌اند همانند علی (ع) که شخصیّت آن حضرت بر آنها پوشیده نیست، چرا که خورشید وجود علی (ع) قابل پوشش نیست، و همچنین پرچم ارجمند و بلند مرتبه‌ای که دست خدا آن را به اهتزاز درمی‌آورد قابل پیچیده شدن نیست، تا شکاف بسته و زشتی را ببندند، با اینکه شکاف در سنگ خارا قابل جبران نیست (یعنی آنها می‌خواهند با پوشاندن نور علی (ع)، ظلمت خود را جبران کنند و هرگز توان چنین کاری را ندارند).

علی (ع) قوچ (سردار) قریش در نبرد و جنگ است، و فاروق اعظم و صدّیق اکبر قریشیان می‌باشد (او است که جداکننده‌ی بین حق و باطل، و راستگو است) و او است که برطرف‌کننده‌ی اندوه قریش است در آن هنگام پر اندوهی که راه برگشت را بر واردین آن، مختل کند.

همان علی (ع) که در همه‌ی فراز و نشیبها، برای خدا تکبیر گفت و نماز خواند، ولی صاحبان زیان‌رسان (منافقین) نه نماز می‌خواندند و نه تکبیر می‌گفتند، صلاح‌اندیشی (ظاهری) آنها به اینجا کشید که خلافت را از او گرفتند، هلاکت باد بر آنها که چه بد صلاح‌اندیشی کردند!».

و در همین روز سقیفه، عتبة بن ابی‌سفیان بن عبدالمطلب، این اشعار را خواند:

وَ کانَ وَلِیُّ الْاَمْرِ مِنْ بَعْدِ اَحْمَدٍ

عَلِیٌّ وَ فِی کُلِّ الْمَواطِنِ صاحِبُهُ

وَصِیُّ رَسُولِ‌اللَّهِ حَقّاً وَصِهْرِهِ

وَ اَوَّلُ مَنْ صَلّی وَ مَنْ لانَ جانِبُهُ

یعنی: صاحب امر (رهبر) بعد از پیامبر (ص) حضرت علی (ع) است که در تمام