Misbah Library
گوشه‌های دیگر از حوادث و پی‌آمدهای سقیفه ۸۱

قربانی بر من لازم می‌شد» (اوضاع این چنین درهم و بلبشو بود) قیس بن صرمه گفت:

اَصْبَحَتِ الْاُمَّةُ فِی اَمْرٍ عَجَبٍ

وَ الْمُلْکُ فِیهِمْ قَدْ غَدا لِمَنْ غَلَبَ

قَدْ قُلْتُ قَوْلاً صادِقاً غَیْرَ کَذِبٍ

اِنَّ غَداً یُهْلَکُ اَعْلامُ الْعَرَبِ ۳۱ .

نابغه گفت: حضرت ابوالحسن علی (ع) چه می‌کند؟

دو نفر به او گفتند: او به تجهیز جسد مطهّر رسول خدا (ص) اشتغال دارد؟ نابغه این اشعار را خواند:

قُولا لِاَصْلَعِ هاشِمٍ اِنْ اَنْتُما

لا قَیْتُماهُ لَقَد حَلَلَتَ اوُرقَها

وَ اِذاً قُرَیْشٌ بِالفِخارِ تساجَلَتْ

کُنْتَ الْجَدِیرَ بِهِ وَ کُنْتَ زَعِیمَها

وَ عَلَیْکَ سَلَّمتِ الْغَداةُ بِاِمْرَةٍ

لِلْمُؤْمِنِینَ فبما رَعَتْ تَسْلِیمُها

نَکَثَتْ بَنُوتَیمِ بْنِ مُرَّةٍ عَهْدَها

فَتَبَوَّئَتْ نِیرانَها وَ جَحِیمَها

وَ تَخاصَمَتْ یَوْمَ السَّقِیفَةِ وَ الَّذِی

فِیهِ الْخِصام غَداً یَکُونُ خَصِیمُها

یعنی: به این مرد اصلع (که موی جلو سرش ریخته) از دودمان هاشم (یعنی علی علیه‌السلام) بگوئید: ریسمان تافته‌ی خلافت را گشودی (و از دست دادی) و آن زمان که قریشیان، افتخار خود را بر قبائل دیگر تثبیت می‌نمودند، تو به این افتخار سزاوار هستی زیرا رئیس قریش می‌باشی، دیروز بر تو به عنوان رئیس مؤمنان (در جریان غدیر) سلام کردند، ولی به عهد خود وفا نکردند، پسران تیم بن مرّه (ابوبکر و...) پیمان‌شکنی کردند و مستحق آتش دوزخ شدند، آنها در سقیفه با تو مخالفت و دشمنی نمودند، او (علی علیه‌السّلام) فردای قیامت، دشمن آنها خواهد بود.

و در همین روز سقیفه، نعمان بن زید پرچمدار انصار، اشعار زیرا را می‌خواند و برای غربت اسلام اشک می‌ریخت، و از مخالفت مردم با پیامبر (ص) اظهار تأسّف می‌نمود:

یا ناعِیَ الْاِسْلامَ قُمْ وَانْعِهِ

قَدْماتَ عُرْفٌ وَ اَتی مُنْکَرُ

ما لِقُرَیْشٍ لاعَلی کَعْبِها

مَنْ قُدِّموا الْیَوْمَ وَ مَنْ اُخِّرُوا

(۳۱)یعنی: امّت در جریان عجیبی قرار گرفت، و ملک و قدرت در دست کسی که زورمند است، افتاد، سخن راستی گویم که دروغ نیست و آن اینکه در آینده بزرگان عرب به هلاکت می‌رسند.