Misbah Library
ماجرای ولادت حضرت زهرا ۲۴

آن عِصابه را به سر می‌بست، هنگامی که می‌خواست به جنگ مذکور برود، نزد فاطمه (س) آمد، و آن عصابه را طلبید. فاطمه (س) گفت: کجا می‌روی؟ مگر پدرم می‌خواهد ترا به کجا بفرستد؟

حضرت علی (ع) فرمود: به سوی بیابان ریگزار ۸ می‌فرستد.

حضرت فاطمه (س) از خطر این سفر، و مهر و محبّتی که به علی (ع) داشت، گریان شد.

در همین هنگام پیامبر (ص) به خانه‌ی فاطمه (س) آمد و به فاطمه (س) فرمود: چرا گریه می‌کنی؟ آیا می‌ترسی که شوهرت کشته شود؟ نه، انشاءاللَّه کشته نمی‌شود.

علی (ع) به پیامبر (ص) عرض کرد: «ای رسول خدا! آیا نمی‌خواهی کشته شوم و به بهشت بروم؟».

نمونه‌ای از مهربانی حضرت زهرا به فرزندانش

در این مورد کافی است به ذکر آنچه را که مرحوم صدوق از حماد، و او از امام صادق (ع) نقل کرده در اینجا بیاوریم، آن حضرت فرمود: جایز نیست که مردی با دو زن از فرزندان (و نواده‌های) حضرت زهرا (س) ازدواج کند ۹ زیرا این خبر به او می‌رسد و بر او سخت می‌گذرد، حماد عرض کرد: آیا این خبر به آن حضرت می‌رسد؟

امام فرمود: آری سوگند به خدا.

خواب دیدن ابن‌عنین شاعر قرن هفتم

در کتاب عمدة الطّالب در ذکر احوالات «بنی‌داود بن موسی الحسنی» داستان عجیبی نقل شده که در بین علمای نسب‌شناس، و غیر آنها مشهور است و سند مورد

(۸)منظور جنگ ذات‌السّلاسل است که در سال هشتم هجرت در سرزمین یابس واقع شد، دوازده هزار سوار در لشکر دشمن وجود داشت، حضرت علی (ع) یا جمعی به سوی دشمن رفت و با آنها جنگید و سرانجام پیروز شد، و سوره‌ی عادیات در شأن پیروزی و شهامت علی (ع) و یارانش نازل گردید (مجمع‌البیان ج 10 ص 528)- مترجم.
(۹)یعنی در یک زمان دو همسر سیّده داشته باشد.