Misbah Library
شدت اندوه و گریه‌ی فاطمه از فراق پدر ۲۲۸

اِذا ماتَ یَوْماً مَیّت قَلَّ ذِکْرُهُ

وَ ذِکْرُ اَبِی مُذْماتَ وَاللَّه اَکْثَرُ

: «هرگاه روزی شخصی مُرد، یادش کم می‌شود. ولی سوگند به خدا از آن روزی که پدرم رحلت کرده، یاد او بیشتر شده است».

دعای زهرا و وصیت او

امام باقر (ع) فرمود: فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص)، پس از گذشت شصت روز از رحلت رسول خدا (ص) بیمار و بستری شد، و بیماریش شدید گردید، و دعای او در شِکْوه از ظالمان این بود:

یا حَیُّ یا قَیُّومُ بِرَحْمَتِکَ اسْتَغِثُ فَاَغِثْنِی، اَللَّهُمَّ زَحْزِحْنِی عَنِ النَّارِ وَ اَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ وَ اَلْحِقْنِی بِاَبِی مُحَمَّدٌ (ص)

: «ای خدای زنده و توانا، پناه می‌آورم به رحمت تو، پس به من پناه بده و مرا از آتش دوزخ گردان و به بهشت وارد کن، و مرا به پدرم محمد (ص) ملحق فرما!».

امیر مؤمنان علی (ع) به او می‌فرمود: «خدا به تو عافیت می‌دهد و ترا زنده نگهدارد».

فاطمه (س) می‌فرمود: «ای ابوالحسن! بسیار نزدیک است که با خدایم ملاقات کنم».

و به علی (ع) وصیت کرد که بعد از من با «اَمامَه» (خواهرزاده‌ام) دختر ابوالعاص ازدواج کن، او دختر خواهرم زینب است و به فرزندان من مهربان می‌باشد.

و در رایت دیگر آمده: فاطمه (س) به علی (ع) گفت: من حاجتی به تو دارم.

علی (ع) فرمود: حاجتت برآورده است ای دختر رسول خدا (ص).

فاطمه (س) عرض کرد: تو را به خدا و به حقّ پدرم محمد رسول خدا (ص) سوگند می‌دهم که ابوبکر و عمر بر من نماز نخوانند، تو می‌دانی که من هیچ چیز را بر تو کتمان نکرده‌ام، رسول خدا (ص) به من فرمود:

یا فاطِمَةُ اِنَّکِ اَوَّلُ مَنْ یُلْحَقُ بِی مِنْ اَهْلِبَیْتِی فَکُنْتُ اُکْرِهُ اَنْ اَسُوَتکَ.

: «یا فاطمه! تو نخستین فرد از اهل‌بیتم هستی که به من ملحق می‌شوی و برای من ناگوار است که این خبر را به تو بدهم که ناراحت گردی».