کان اَتْقَی اللَّهَ مِنْهُمْ عَتِیقٌ
قَبُحَ الْقائلُ الْمَحالِ وَ شاها
جَرَعاها مِنْ بَعْدِ والِدِها
الْغَیْظَ مِراراً فَبِئْسَ ماجَرَعاها
لَیْتَ شِعرِی ما کانَ ضَرَّهُما
حَفِظا لِعَهْدِ النَّبِیّ لَوْ حَفَظاها
کانَ اِکْرامُ خاتَمِ الرُّسُلِ الْها
دِی الْبَشِیرِ النَّذِیر لَوْ اَکْرَماها
وَ لَکانَ الْجَمیلُ أنْ یُعْطِیاها
فَدَکاً لا الْجَمِیلُ أنْ یَقْطَعاها
اَتَریَ الْمُسْلِمِینَ کانُوا یَلُومُو
نَهُما فِی الْعطاءِ لَوْ اَعْطَیاها
کانَ تحْتَ الْخَضْراءِ بِنْتُ نَبِیٍّ
صادِقٌ ناطِقٌ اَمِینٌ سَواها؟
بِنْتُ مَنْ؟ اُمُّ مَنْ؟ حَلِیلَةُ مَنْ؟
وَیْلٌ لِمَنْ سَنَّ ظُلْمَها وَ آذاها
یعنی: «فاطمه (س) برای طلب کردن ارث خود که از رسول خدا (ص) باقی مانده بود، نزد آن دو نفر آمد، ولی آنها ارث او را ندادند.
ای کاش میدانستم که چرا آن دو نفر با سنّتهای قرآن مخالفت کردند با اینکه قرآن سنّتهای ارث را آشکار کرده بود؟
آیا آیات ارث قرآن، منسوخ شده بود؟، یا آن دو نفر پس از فریضه شدن قوانین ارث، آن را تبدیل کردند؟!
یا آنکه آیهی مودّت (23 شوری) در مورد دوستی زهرا (س) و خویشانش نازل نشده بود؟!
سپس گفتند: پدرت چنین گفته (که ما ارث نمیگذاریم) و از روی عناد این چنین حجّت (جعلی) نصب کردند.
و گفتند: از قدیم ثابت است که پیامبران ارث نمیگذارند، از این رو فاطمه (س) را از ارث منع کردند.
آیا اگر پیامبر (ص) چنین سخنی گفته بود، دخترش از آن اطّلاع نداشت؟!
فاطمه (س) پارهی تن پیامبر (ص) و تنها یادگار او بود، آیا او با سخن پدرش مخالفت کرد؟ نه هرگز، و نه هرگز که سیّدهی ما با قول پیامبر مخالفت کند؟
اگر فاطمه (س) از پدرش چنین سخنی شنیده بود (که ما ارث نمیگذاریم) آیا در عین حال از روی نادانی و گمراهی میآمد و مطالبه ارث میکرد؟
حاشا که فاطمه (س) چنین باشد، او در پیشگاه خدا از همهی انسانها پرهیزکارتر، بهتر، پاکدامنتر و پیراستهتر بود.