برای بطلان قول آنها، سورهی نمل و سورهی مریم که قبل از سورهی طه میباشد، را بررسی کن.
در این دو سوره، از ارث بردن یحیی و سلیمان، سخن به میان آمده است، هر کس میخواهد صدق فاطمه (س) را دریابد به این سورهها مراجعه کند.
پس از آنکه به دادخواهی فاطمه توجّه نکردند، او شکایتش را نزد خدا برد، و اشک از چشمانش سرازیر شد.
سپس فرمود: فدک، نِحْلَه (بخشوده شدهی) پدرم محمّد مصطفی (ص) است ولی فدک را به او ندادند.
فاطمه (س) برای اثبات حق خود، شهود آورد، ولی آنها گفتند: گواهان، شوهر و فرزندانش میباشند (و قبول نیست).
گواهی دو فرزند رسول خدا (ص) را کافی ندانستند، آن رسولی که، هدایتکننده مردم است، و با فرزندان رسول خدا (ص) دشمنی کردند.
علی (ع) و فاطمه و فرزندانش، هیچکدام نزد آنها راستگو نبودند.
آیا خانوادهای که با سنّتهای جور میانه نداشتند، امر بر آنها اشتباه میشود؟
آیا تقوای عتیق (ابوبکر) از این خانواده بیشتر است؟، قبیح باد آن کسی که چنین حرف محال را با زبان میآورد.
جرعههای اندوه و تلخی رنج را به فاطمه، بعد از پدرش، نوشانیدند، و براستی چه جرعههائی نوشانیدند!!
ای کاش میدانستم که اگر آنها عهد پیامبر (ص) را دربارهی احترام فاطمه (س) حفظ و مراعات میکردند، چه زیانی برای آنها داشت؟
با توجه به اینکه احترام به فاطمه (س)، احترام به پیامبر هادی بشارتدهنده و انذارکننده بود.
و بسیار نیک بود که فدک را به فاطمه (س) میدادند، نه اینکه قطع و منع فدک از او، کار نیک بود.
آیا آن دو نفر اگر فدک را به فاطمه (س) میدادند، مسلمانان آنها را سرزنش میکردند؟
آیا در زیر آسمان کبود، از پیامبر راستگو و امین، غیر از فاطمه (س)، یادگار