جهان را ملاقات کنم، و بدانید که حقیقت دنیای شما همانند ابری است که در هوا بلند شده و در بالای سر مردم، پهن و ضخیم گشته و سپس پراکنده و نابود میشود.
و زود باشد که گرفتگی و غبار از مقابل چشمهای شما برطرف شده و نتائج سوء اعمال خودتان را ببینید و دانههای تلخی را که کاشتهاید به صورت سموم کشنده و هلاککننده درو کنید و بدانید که خداوند بهترین حاکم است، و رسول گرامی او، بزرگترین خصم شماها خواهد بود، و سرزمین قیامت، بازداشتگاه شماها است، خداوند شما را از رحمت خود دور ساخته و با هلاکت و عذاب قرین سازد، وَالسَلامُ عَلی مَنْ اِتَّبَعَ الْهُدی: سلام بر راهیان راه هدایت!.
واکنش ابوبکر در برابر نامهی علی
وقتی که ابوبکر نامهی حضرت علی (ع) را خواند، بسیار پریشان و وحشتزده شد و گفت: عجبا! براستی چقدر علی (ع) روی جرئت و جسارت به من نشان داده است؟! (آنگاه جریان را با مهاجران و انصار در میان گذاشت و خطاب به آنها) گفت:
ای مهاجران و انصار! مگر من در مورد مسألهی «فدک» با شما مشورت نکردم؟ آیا شما نگفتید که پیامبران، میراثی از خود به یادگار نمیگذارند؟ و آیا شما اظهار نکردید که لازم است عوائد فدک در تجهیزات و حفظ مرزها و برای منافع عمومی مسلمین مصرف گردد؟!
البته من نیز رأی شما را پذیرفتم و تصویب کردم، ولی علی بن ابیطالب (ع) با این رأی مخالفت کرده و همانند برق درخشنده و غرّش رعد، تهدید میکند، او با اصل خلافت من مخالفت است، در صورتی که من میخواستم استعفا بدهم، ولی شما نپذیرفتید.
من از همان روز اوّل مخالفت، رو در روئی با علی (ع) را دوست نداشتم. و از ستیز و جدال با او گریزان بودم و هستم.
اعتراض شدید عمر به ابوبکر
عمر بن خطاب از این سخن، به شدّت عصبانی شد و خطاب به ابوبکر گفت: تو غیر از این گفتار، هیچ سخنی را نمیتوانی بگوئی، تو فرزند کسی هستی که در جنگها