پیشقدم نبود، و در روزگار سختی و قحطی، سخاوت و بخشندگی نداشت، سُبْحانَ اللَّه! چقدر ترسو و ضعیف هستی و قلب کوچک داری؟!
من آب گوارا و زلالی را در اختیار تو نهادم، ولی تو حاضر نیستی از آن بهرهمند شوی، و نمیتوانی از این آب صاف، رفع تشنگی نموده و سیراب گردی، من گردنهای گردنکشان را در مقابل تو خاضع و خم کردم و افراد روشنفکر و سیاستمدار و باتجربه را به اطراف تو جمع نمودم، اگر اقدامات و تلاش من نبود، هرگز چنین موفقیّتی نصیب تو نمیشد و مسلّماً علی پسر ابوطالب استخوانهای ترا خورد میکرد.
خدا را شکر کن که چنین نعمت مهمی (مقام رهبری) بوسیلهی من برای تو فراهم شده است، البتّه کسی که بر منبر رسول خدا (ص) و بجای او مینشیند، باید پیوسته سپاسگزار خدا باشد.
این علی پسر ابوطالب است که همچون سنگ سخت، تا شکسته نشود آب از آن منفجر نمیگردد، و مانند (اَلْعَیاذُ بِاللَّه) مار خطرناکی است که بدون افسون و نیرنگ، رام نمیشود، و مثل درخت تلخی است که هر چه آن را با عسل بیامیزند، میوهی شیرین نمیدهد، او شجاعان قریش را کشت، و گردنکشان را سرکوب کرد، در عین حال مطمئن باش، و از تهدیدات او وحشت نکن، و از رعد و برق او، دل ملرزان، من قبل از آنکه او به تو آسیبی برساند، کارش را میسازم و مانع سر راهش میشوم.
سه عامل موفقیت ما
ابوبکر به عمر گفت: این گزافهگوئیهای خود را کنار بگذار، سوگند به خدا اگر علی (ع) بخواهد ما را با دست چپ خود میکشد بیآنکه به دست راستش نیاز داشته باشد، و آنچه که باعث موفقیت ما میشود سه عامل است:
1- او تنها است و یار و یاوری ندارد.
2- او مقیّد است که مطابق وصیّت رسول خدا (ص) عمل کند، و نمیخواهد بر خلاف وصیّت او با ما رفتار نماید.
3- هر کدام از قبائل و تیرههای عرب بخاطر کشته شدن بستگانشان بدست او، با او کینه و عداوت دارند، و به طور طبیعی نمیتوانند با او روابط مهرانگیز برقرار سازند.