سپس در مورد جریان مأموریت خالد، از استاد سؤال کردم که آیا صحیح است که ابوبکر او را مأمور قتل علی (ع) نمود؟
ابوجعفر نقیب در پاسخ گفت: عدّهای از علویَّین، این داستان را نقل کردهاند، و نیز نقل کردهاند که مردی بنزد «زفر بن هذیل» شاگرد ابوحنیفه رفت و پرسید: این حکم چگونه است که ابوحنیفه میگوید: برای انسان نمازگذار روا است که قبل از اسلام از نماز بیرون آید، مانند اینکه قبل از سلام نماز، سخن بگوید و فعل کثیر انجام دهد یا حدث از او حادث گردد؟!
زفر گفت: جایز است، چنانکه ابوبکر هنگام تشهّد، قبل از سلام، سخن گفت.
آن مرد پرسید: ابوبکر قبل از سلام چه سخنی گفت؟!
زفر در پاسخ گفت: برای مثل تو روا نیست که چنین سؤالی را طرح کنی.
او مکرر پرسید و اصرار کرد، سرانجام زفر به حاضران گفت: «این مرد را بیرون کنید که من گمان دارم او از اصحاب ابوالخطّاب باشد».
ابن ابیالحدید میگوید: از استاد نقیب پرسیدم: نظر شما در این باره چیست؟ آیا ابوبکر چنین دستوری به خالد داده یا نه؟
نقیب گفت: من بعید میدانم، ولی فرقهی امامیّه (شیعه) آن را روایت کردهاند.
نامهی کوبندهی علی به ابوبکر
در کتاب احتجاج طبرسی (ج 1 ص 127) آمده: هنگامی که به حضرت علی (ع) خبر رسید که ابوبکر «فدک» را از حضرت زهرا (س) گرفته و کارگزاران فاطمه (س) را از فدک بیرون نموده است، نامهی کوبندهی زیر را برای ابوبکر فرستاد، که ترجمهاش چنین است ۷۷ :
امواج آشوب و فتنهانگیزی را با سینههای کشتیهای نجات بشکافید، تاجهای فخرفروشی و نخوت مردم خودپسند را با محدود کردن افراد حیلهگر و هویپرست فروگذارید، و از مبدء فیض و نور، اکتساب کرده و تنها به سوی او متوجه باشید، میراث نفوس پاک را به خودشان واگذارید، از محیط جهل و غفلت و حیرت بیرون آئید، گویا با