Misbah Library
گفتار علمای اهل تسنن پیرامون بیعت گرفتن از علی ۱۲۷

استوار، همراه من بودند، حتماً با این قوم به ستیز و نبرد می‌پردازم، پس روزگار مسلمانان با تو همراه نیست.

اعتراض شدید مالک بن نویره

بعضی از محقّقین (محقق فیض) در تلخیص کتاب «اِلْتِهابُ نِیرانِ الاحْزانِ» مطلبی دارد که خلاصه‌اش این است: ۵۳ .

هنگامی که بیعت با ابوبکر، پایان یافت «مالک بن نُوَیْرَه» (از اصحاب با وفای رسول خدا (ص)) که در میان خاندان خود در چند فرسخی مدینه زندگی می‌کرد) وارد مدینه شد، تا از نزدیک ببیند، زمام امور رهبری بعد از رسول خدا (ص) در دست کیست؟ آن روز، روز جمعه بود، مالک وارد مسجد شد، دید ابوبکر بر پلّه‌ی منبر رسول خدا (ص) ایستاده و خطبه می‌خواند، وقتی این منظره را دید، گفت: این شخص از طایفه‌ی «تَیْم؟» است؟.

گفتند: آری.

مالک گفت: پس وصی رسول خدا (ص)، که آن حضرت ما را به پیروی از آن وصیّ و دوستی با او امر نموده بود، کجاست؟ (یعنی علی علیه‌السّلام کجاست؟)

مغیرة بن شُعبه گفت: تو غایب بودی و ما در اینجا حضور داشتیم، و حادثه‌ای بعد از حادثه‌ای واقع می‌شود! (قبلاً حادثه‌ی امارت علی (ع) در میان بود و اینک امارت دیگری)

مالک گفت:

وَاللَّهِ ما حَدَثَ شَیْی‌ءٌ وَلکِنَّکُمْ خُنْتُمُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ

: «سوگند به خدا، هیچ امری حادث نشده، ولی شما به خدا و رسولش، خیانت کرده‌اید».

سپس نزد ابوبکر آمد و گفت: «ای ابوبکر! چرا بر منبر رسول خدا (ص) بالا رفته‌ای، ولی وصی رسول خدا (علی علیه‌السلام) نشسته است؟!»

(۵۳)گرچه معاویه با این عبارت سخیف، می‌خواست امام علی (ع) را تحقیر کند، ولی، همین یاری‌طلبی حضرت علی (ع) در آن جوّ خفقان، بیانگر صلابت و اراده‌ی قوّی علی (ع) است که نه تنها مرعوب جوّ واقع نشد، بلکه تا آنجا که توان داشت اعتراض کرد و حتّی عملاً مردم را دعوت کرد تا از او پشتیبانی کرده و برای براندازی رژیم باطل، اقدام جدّی کنند (مترجم).