1- خالد بن سعید بن عاص از بنیامیّه 2- سلمان فارسی 3- ابوذر غفاری 4- مقداد 5- عمّار یاسر 6- بریدهی اسلمی، و شش نفر از انصار بودند که عبارتند از:
1- ابوالهیثم بن تَیْهان 2- سهل بن حُنَیْف 3- عثمان بن حُنَیْف 4- خزیمة بن ثابت 5- اُبَیّ بن کعب 6- ابوایّوب انصاری.
وقتی که ابوبکر در مسجد به بالای منبر رفت، این دوازده نفر با هم به مشورت پرداختند، بعضی از آنها گفتند: سوگند به خدا به سوی ابوبکر میرویم و او را از بالای منبر رسول خدا (ص) پائین میآوریم، دیگران گفتند: «سوگند به خدا اگر چنین کنید با دست خود، خود را به هلاکت افکندهاید، با اینکه خداوند در قرآن میفرماید: وَ لا تُلْقُوا بِاَیْدِیکُمْ اِلَی التَّهْلُکَةِ: «و با دست خویش، خود را به هلاکت نیفکنید» (بقره- 195)، خوب است برویم به محضر امیر مؤمنان علی (ع) و با او در این باره مشورت و نظرخواهی کنیم.
نظرخواهی از علی و گفتار آن حضرت
دوازده نفر مذکور به محضر امیر مؤمنان علی (ع) رسیدند و عرض کردند: «ای امیر مؤمنان! تحقیقاً تو سزاوارترین و بهترین افراد به مقام رهبری هستی، زیرا ما از رسول خدا (ص) شنیدیم که فرمود:
عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ، یَمِیلُ مَعَ الْحَقِّ کَیْفَ مالَ.
: «علی با حق است و حق با علی است، و هر جا حق بگردد، علی همانجا میگردد».
ما تصمیم گرفتهایم، نزد ابوبکر برویم و او را از بالای منبر رسول خدا (ص) به پائین آوریم، به حضور شما آمدهایم تا در این باره با شما مشورت کنیم و نظر شما را بخواهیم و آنچه دستور دهی، همان را عمل کنیم.
امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: اگر چنین کنید، بین شما و آنها جنگی بروز میکند، و شما همچون سرمهی چشم یا نمک طعام (اندک) هستید، امّت اجتماع کردهاند. سخن پیامبرشان را ترک نمودهاند، و به خداوند دروغ بستهاند، من در این باره با اهلبیت خودم مشورت کردم، آنها سفارش به سکوت کردند چرا که به کینهتوزی و دشمنی مخالفان نسبت به خدا و اهلبیت رسول خدا (ص) اطلاع داشتند.
آنها همان کینههای زمان جاهلیت را تعقیب میکنند و میخواهند انتقام آن زمان