ای پسر عبّاس! هر کدام از این افراد خواستند رئیس و مُطاع باشند و دنیا به آنها و بستگانشان روکند، هوای نفس و لذّت دلبستگی به دنیا، و پیروی مردم از آنها، آنان را بر آن داشت که حق خدا داد مرا غصب نمایند، اگر ترس آن نداشتم که ثِقْل اَصْغَر (اهلبیت و عترت پیامبر-ص) را پشت سر اندازند، و درخت علم را قطع نمایند، و شکوفهی دنیا، و ریسمان استوار خدا، و دژ امین الهی و فرزند رسول خدا (ص) را نابود سازند، مرگ و ملاقات با خدا برای من از شربت آبی که تشنه مینوشد، لذیذتر بوده، و شیرینتر از خواب خوابآلود بود، ولی صبر کردم با اینکه اندوه جانکاه در سینهام انباشته شده، و در ذهنم وساوس جایگزین شد.
فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُونَ.
: «پس صبر جمیل میکنم، و از خداوند در برابر آنچه شما میگوئید یاری میطلبم» (یوسف- 18).
و از قدیم به پیامبران ظلم شد، و اولیاء خدا کشته شدند، و بزودی کافران میدانند که عاقبت نیک و خانهی آخرت، از آن کیست ۴۵ .
در این هنگام صدای اذان بلند شد و منادی صدا زد: اَلصّلوةُ!.
حضرت علی (ع) فرمود: ای پسر عبّاس!، فراموش مکن، برای من و خودت استغفار کن، خدا ما را کافی است و او نگهبان نیکوئی میباشد، و هیچ قوّت و نیروئی جز قوّت و نیروی خدای بزرگ نیست.
ابنعباس میگوید: از تمام شدن شب و قطع کلام امیر مؤمنان علی (ع) بسیار غمگین گشتم.
تصمیم دوازده نفر برای اعتراض به ابوبکر
جماعتی از علمای شیعه در تألیفات خود ۴۶ روایت کردهاند: هنگامی که خلافت ابوبکر رسمیّت یافت، دوازده مرد، آشکارا به ابوبکر اعتراض کردند، که شش نفر آنها از مهاجران بودند، بنامهای: