Misbah Library

دعای الحاح

نوزدهم: روایت شده: این دعای إلحاح [پافشاری در طلب] است:

اللّهمَّ رَبَّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ ما بَيْنَهُنَّ، وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، وَ رَبَّ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكائِيلَ وَ إِسْرافِيلَ، وَ رَبَّ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ، وَ رَبَّ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيِّينَ، إِنِّي أَسْأَلُكَ بِالَّذِي تَقُومُ بِهِ السَّماءُ، وَ بِهِ تَقُومُ الْأَرْضُ، وَ بِهِ تُفَرِّقُ بَيْنَ الْجَمْعِ، وَ بِهِ تَجْمَعُ بَيْنَ الْمُتَفَرِّقِ، وَ بِهِ تَرْزُقُ الْأَحْياءَ، وَ بِهِ أَحْصَيْتَ عَدَدَ الرِّمالِ، وَ وَزْنَ الْجِبالِ، وَ كَيْلَ الْبُحُورِ.

خدایا پروردگار آسمان های هفتگانه، و آنچه در میان آنهاست، و پروردگار عرش بزرگ، و پروردگار جبرئیل و میکاییل و اسرافیل، و پروردگار قران باعظمت، و پروردگار محمّد خاتم پیامبران، از تو درخواست می کنم به حق آنچه آسمان به آن می ایستد، و زمین به آن می ایستد، و با آن بین جمع را جدایی می اندازی، و با آن میان پراکنده را جمع می نمایی، و با آن به زنده ها روزی می دهی، و با آن عدد ریگ ها و وزن کوه ها و پیمانه دریاها را شماره کردی

سپس بر محمّد و آل محَمد صلوات می فرستی، و حاجت خود را می خواهی، و در طلب حاجتت پافشاری و اصرار می ورزی بیستم: از ثقه جلیل ابن أبی یعفور روایت شده: حضرت صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) این دعا را می خواند:

اللّهمَّ امْلَأْ قَلْبِي حُبّاً لَكَ، وَ خَشْيَةً مِنْكَ وَ تَصْدِيقاً، وَ إِيماناً بِكَ، وَ فَرَقاً مِنْكَ،

خدایا دلم را از محبّتت، و خشیتت، و تصدیق و ایمان به حقیقتت، و هراس از حضرتت،

وَشَوْقاً إِلَيْكَ، يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ ؛ اللّهمَّ حَبِّبْ إِلَيَّ لِقاءَكَ، وَ اجْعَلْ لِي فِي لِقائِكَ خَيْرَ الرَّحْمَةِ وَ الْبَرَكَةِ، وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ، وَ لَا تُؤَخِّرْنِي مَعَ الْأَشْرَارِ، وَ أَلْحِقْنِي بِصالِحِ مَنْ مَضَىٰ، وَ اجْعَلْنِي مَعَ صالِحِ مَنْ بَقِيَ، وَ خُذْ بِي سَبِيلَ الصَّالِحِينَ ؛ وَ أَعِنِّي عَلَىٰ نَفْسِي بِما تُعِينُ بِهِ الصَّالِحِينَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ، وَ لَا تَرُدَّنِي فِي سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِي مِنْهُ يَا رَبَّ الْعالَمِينَ، أَسْأَلُكَ إِيماناً لَاأَجَلَ لَهُ دُونَ لِقائِكَ تُحْيِينِي وَ تُمِيتُنِي عَلَيْهِ، وَ تَبْعَثُنِي عَلَيْهِ إِذا بَعَثْتَنِي، وَ أَبْرِئْ قَلْبِي مِنَ الرِّياءِ وَ السُّمْعَةِ وَ الشَّكِّ فِي دِينِكَ.

و شوق به سویت پر کن، ای صاحب عظمت و اکرام، خدایا لقایت را محبوب من گردان، و در لقایت بهترین رحمت و برکت را برای من قرار ده، و مرا به شایستگان بپیوند، و همراه اشرار در پی ام مینداز، و به شایستگانی که درگذشتند برسان، و با شایستگانی که مانده اند قرارم ده، و مرا به راه شایستگان ببر، و مرا بر خویشتن یاری ده، و آن طور که شایستگان را بر خویشتنشان یاری می دهی، و مرا در آن بدی که از آن نجاتم دادی باز مگردان، ای پروردگار جهانیان، از تو ایمانی می خواهم، که برایش مدّتی جز لقای تو نباشد، بر آن زنده ام بداری و بمیرانی، و مرا بر آن برانگیزانی زمانی که بر می انگیزیم، و دلم را از ریا و شهرت طلبی، تردید در دینت پاک کن،

اللّهمَّ أَعْطِنِي نَصْراً فِي دِينِكَ، وَ قُوَّةً فِي عِبادَتِكَ، وَ فَهْماً فِي خَلْقِكَ، وَ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ بَيِّضْ وَجْهِي بِنُورِكَ، وَ اجْعَلْ رَغْبَتِي فِيما عِنْدَكَ، وَ تَوَفَّنِي فِي سَبِيلِكَ عَلَىٰ مِلَّتِكَ وَ مِلَّةِ رَسُولِكَ. اللّهمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَسَلِ، وَ الْهَرَمِ، وَ الْجُبْنِ، وَ الْبُخْلِ، وَ الْغَفْلَةِ، وَ الْقَسْوَةِ،

خدایا به من عطا کن، پیروزی در دینت، و نیرو در عبادتت، و فهم در آفرینشت، و دو بهره از رحمتت، و رویم را به نورت سپید کن، و شوقم را در آنچه نزد توست قرار ده، مرا در راه خود بر پایه آیینت و آیین رسولت بمیران، خدایا از بی حالی و پیری و ترس و بخل و بی خبری و سنگدلی

وَالْفَتْرَةِ، وَ الْمَسْكَنَةِ، وَ أَعُوذُ بِكَ يَا رَبِّ مِنْ نَفْسٍ لَاتَشْبَعُ، وَ مِنْ قَلْبٍ لَايَخْشَعُ، وَ مِنْ دُعاءٍ لَايُسْمَعُ، وَ مِنْ صَلاةٍ لَاتَنْفَعُ، وَ أُعِيذُ بِكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ ذُرِّيَّتِي مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ. اَللّٰهُمَّ إِنَّهُ لَايُجِيرُنِي مِنْكَ أَحَدٌ، وَ لَا أَجِدُ مِنْ دُونِكَ مُلْتَحَداً، فَلا تَخْذُلْنِي وَ لَا تَرُدَّنِي فِي هَلَكَةٍ، وَ لَا تَرُدَّنِي بِعَذَابٍ، أَسْأَلُكَ الثَّبَاتَ عَلَىٰ دِينِكَ، وَ التَّصْدِيقَ بِكِتابِكَ، وَ اتِّبَاعَ رَسُولِكَ. اَللّٰهُمَّ اذْكُرْنِي بِرَحْمَتِكَ، وَ لَا تَذْكُرْنِي بِخَطِيئَتِي، وَ تَقَبَّلْ مِنِّي، وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ، إِنِّي إِلَيْكَ راغِبٌ.

و سستی و مسکنت به تو پناه می آورم، ای پروردگارم، از نفسی که سیر نمی شود، و قلبی که بیم نمی کند، و دعایی که اجابت نمی شود، و نمازی که سود نمی بخشد به تو پناه می آورم، و خود، و خاندان و فرزندانم را از شیطان رانده شده به پناه تو می دهم، خدایا احدی جز تو مرا پناه ندهد، و من جز تو پناهگاهی نمی یابم، پس مرا وا مگذار، و به هلاکت باز مگردان، و به عذاب رد مکن، پایداری در دینت، و تصدیق به کتابت، و پیروی رسولت را از تو می خواهم، خدایا مرا به رحمتت یاد کن، و به خطایم یاد مکن، و از من بپذیر، و از فضلت بر من بیفزا، من مشتاق توام،

اَللّٰهُمَّ اجْعَلْ ثَوَابَ مَنْطِقِي وَ ثَوَابَ مَجْلِسِي رِضاكَ عَنِّي، وَ اجْعَلْ عَمَلِي وَ دُعائِي خالِصاً لَكَ، وَ اجْعَلْ ثَوابِيَ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ، وَ اجْمَعْ لِي جَمِيعَ مَا سَأَلْتُكَ، وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ إِنِّي إِلَيْكَ راغِبٌ. اللّهمَّ غارَتِ النُّجُومُ، وَ نامَتِ الْعُيُونُ، وَ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّوْمُ، لَا يُوَارِي مِنْكَ لَيْلٌ ساجٍ، وَ لَا سَماءٌ ذاتُ أَبْراجٍ،

خدایا پاداش گفتارم و ثواب مجلسم را خشنودی ات از من قرار ده، و عمل و دعایم را برای خود خاص گردان. و به رحمتت پاداشم را بهشت قرار ده، و همه آنچه از تو خواستم را برایم جمع کن، و از فضلت بر من بیفزا، من مشتاق توأم. خدایا ستارگان پنهان شدند، و دیده ها به خواب رفتند، و تو زنده و پاینده ای، شب تاریک از تو چیزی را نمی پوشاند، و نه آسمان ها دارای برج ها،

وَلَا أَرْضٌ ذاتُ مِهادٍ، وَ لَا بَحْرٌ لُجِيٌّ، وَ لَا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ، تُدْلِجُ الرَّحْمَةَ عَلَىٰ مَنْ تَشاءُ مِنْ خَلْقِكَ، تَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ ؛ أَشْهَدُ بِما شَهِدْتَ بِهِ عَلَىٰ نَفْسِكَ، وَ شَهِدَتْ مَلائِكَتُكَ وَ أُولُوا الْعِلْمِ، لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، وَ مَنْ لَمْ يَشْهَدْ عَلَىٰ مَا شَهِدْتَ عَلَىٰ نَفْسِكَ وَ شَهِدَتْ مَلائِكَتُكَ وَ أُولُوا الْعِلْمِ، فَاكْتُبْ شَهادَتِي مَكانَ شَهادَتِهِ. اَللّٰهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ، وَ مِنْكَ السَّلامُ، أَسْأَلُكَ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ أَنْ تَفُكَّ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ.

و نه زمین دارای گستردگی، و نه دریای ژرف، و نه تاریکی هایی که بعضی بالای بعضی دیگرند رحمتت را شبانه بر هر که از بندگانت بخواهی فرو می فرستی، خیانت دیده ها را، و آنچه سینه ها پنهان می کند می دانی، گواهی می دهم به آنچه خود بر خود گواهی دادی، و فرشتگانت و صاحبان دانش گواهی دادند، که معبودی جز تو نیست، عزیزی و حکیم، و هر که گواهی نداد به آنچه بر خود گواهی دادی و فرشتگانت و صاحبان دانش گواهی دادند، گواهی مرا به جای گواهی او بنویس، خدایا تویس سلام، و از توست سلام، از تو می خواهم ای دارای شوکت و اکرام، اینکه مرا از آتش دوزخ برهانی.

مؤلّف گوید: این دعا را شیخ طوسی در کتاب «مصباح» بعد از رکعت چهارم نافله شب ذکر فرموده: و علاّمه مجلسی روایتی از حضرت صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) نقل کرده: این دعا را در نماز وتر بخوان.

بیست ویکم: روایت شده: این دعای ابوذر است که جبرئیل درباره آن به حضرت رسول (صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ) عرض کرد: نزد

اهل آسمان دعایی معروف است: اللّهمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ الْأَمْنَ وَ الْإِیمَانَ، وَ التَّصْدِیقَ بِنَبِیِّكَ، وَ الْعَافِیَةَ مِنْ جَمِیعِ الْبَلَاءِ، وَ الشُّكْرَ عَلَی الْعَافِیَةِ، وَ الْغِنَی عَنْ شِرَارِ النَّاسِ. بیست ودوم: از ابو حمزه روایت شده: این دعا را از حضرت باقر (عَلَيهِ السَّلَامُ) گرفتم، و آن حضرت این دعا را جامع می نامید:

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ، وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، آمَنْتُ بِاللّٰهِ وَ بِجَمِيعِ رُسُلِهِ، وَ بِجَمِيعِ ما أُنْزِلَ بِهِ عَلَىٰ جَمِيعِ الرُّسُلِ، وَ أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ، وَ لِقاءَهُ حَقٌّ، وَ صَدَقَ اللّٰهُ وَ بَلَّغَ الْمُرْسَلُونَ ؛ وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَ سُبْحانَ اللّٰهِ كُلَّما سَبَّحَ اللّٰهَ شَيْءٌ، وَ كَما يُحِبُّ اللّٰهُ أَنْ يُسَبَّحَ، وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ كُلَّما حَمِدَ اللّٰهَ شَيْءٌ، وَ كَما يُحِبُّ اللّٰهُ أَنْ يُحْمَدَ، وَ لَا إِلٰهَ إِلّا اللّه كُلَّما هَلَّلَ اللّٰهَ شَيْءٌ، وَ كَما يُحِبُّ اللّٰهُ أَنْ يُهَلَّلَ، وَ اللّٰهُ أَكْبَرُ كُلَّما

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگی است، گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی شریکت است، و گواهی می دهم که محمّد بنده و فرستاده اوست، به خدا، و همه فرستادگانش، و همه آنچه که بر تمام فرستادگان نازل شد ایمان آوردم، و اینکه وعده خدا، و لقایش حق است، و خدا راست گفت و فرستادگان رساندند، و سپاس خدای را پروردگار جهانیان. و تنزیه خدای را هر زمان که چیزی خدا را تنزیه کند، و آنچنان که خدا دوست دارد تنزیه شود، و ستایش خدای را، هر زمان که موجودی او را ستایش کند، و آنچنان که خدا دوست دارد ستایش شود، و معبودی جز خدا نیست هر زمان که چیزی خدا را تهلیل گوید، و آنچنان که خدا دوست دارد تهلیل شود، و خدا بزرگ تر است، هر زمان که

كَبَّرَ اللّٰهَ شَيْءٌ، وَ كَما يُحِبُّ اللّٰهُ أَنْ يُكَبَّرَ. اللّهمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مَفاتِيحَ الْخَيْرِ وَ خَوَاتِيمَهُ، وَ سَوَابِغَهُ، وَ فَوَائِدَهُ، وَ بَرَكاتِهِ، وَ ما بَلَغَ عِلْمَهُ عِلْمِي، وَ ما قَصَرَ عَنْ إِحْصائِهِ حِفْظِي ؛

چیزی خدا را بزرگ شمارد، و آنچنان که خدا دوست دارد بزرگ شمرده شود. خدایا از تو می خواهم، کلیدهای خیر و انجام هایش را، و فراوانی و فایده ها و برکاتش را، و انچه به دانستنش دانشم رسید، و آنچه قَدرت حافظه ام از شماره اش کوتاه آمد،

اللّهمَّ انْهَجْ لِي أَسْبابَ مَعْرِفَتِهِ، وَ افْتَحْ لِي أَبْوَابَهُ، وَ غَشِّنِي بَرَكاتِ رَحْمَتِكَ، وَ مُنَّ عَلَيَّ بِعِصْمَةٍ عَنِ الْإِزالَةِ عَنْ دِينِكَ، وَ طَهِّرْ قَلْبِي مِنَ الشَّكِّ، وَ لَا تَشْغَلْ قَلْبِي بِدُنْيايَ، وَ عاجِلِ مَعاشِي عَنْ آجِلِ ثَوابِ آخِرَتِي، وَ اشْغَلْ قَلْبِي بِحِفْظِ مَا لَاتَقْبَلُ مِنِّي جَهْلَهُ، وَ ذَلِّلْ لِكُلِّ خَيْرٍ لِسانِي، وَ طَهِّرْ قَلْبِي مِنَ الرِّياءِ، وَ لَا تُجْرِهِ فِي مَفاصِلِي، وَ اجْعَلْ عَمَلِي خالِصاً لَكَ. اَللّٰهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّرِّ وَ أَنْواعِ الْفَواحِشِ كُلِّها، ظاهِرِها وَ باطِنِها وَ غَفَلاتِها، وَ جَمِيعِ مَا يُرِيدُنِي بِهِ الشَّيْطانُ الرَّجِيمُ، وَ ما يُرِيدُنِي بِهِ السُّلْطانُ الْعَنِيدُ، مِمَّا أَحَطْتَ بِعِلْمِهِ، وَ أَنْتَ الْقادِرُ عَلَىٰ صَرْفِهِ عَنِّي. اللّهمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنْ طَوارِقِ الْجِنِّ وَ الاِنْسِ

خدایا اسباب شناختش را برایم روشن کن، و درهایش را برایم بگشا، و برکات رحمتت را بر من بپوشان، و به بازدارندگی از برکنار شدن از دینت بر من منّت گذار، و دلم را از شکّ پاک فرما، و قلبم را به دنیایم، و زودگذر زندگی ام را از دیر رسیدن پاداش آخرتم سرگرمم مکن، و دلم را به نگهداری آنچه ندانستنش را از من نپذیری مشغول کن، و زبانم را برای هر خیر رام کن، و دلم را از ریا پاک گردان، و آن را در مفاصلم جریان مده، و علمم را برای خویشتن خالص گردان. خدایا به تو پناه می آورم، از شرّ، و انواع همه کارهای زشت، آشکار و نهانش، و غفلت هایش، و همه آنچه شیطان رانده شده مرا به آن قصد می کند، و آنچه سلطان لجباز مرا به آن اراده می نماید، از آنچه به دانستن آن احاطه داری، و حضرتت به بازگرداندنش از من توانایی، خدایا به تو پناه می آورم از راهزنان شبانه جنّ و انس،

وَ زَوَابِعِهِمْ وَ بَوائِقِهِمْ، وَ مَكائِدِهِمْ، وَ مَشاهِدِ الْفَسَقَةِ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ أَنْ أُسْتَزَلَّ عَنْ دِينِي فَتَفْسُدُ عَلَيَّ آخِرَتِي، وَ أَنْ يَكُونَ ذٰلِكَ مِنْهُمْ ضَرَراً عَلَيَّ فِي مَعاشِي، أَوْ يَعْرِضَ بَلاءٌ يُصِيبُنِي مِنْهُمْ لَاقُوَّةَ لِي بِهِ، وَ لَا صَبْرَ لِي عَلَى احْتِمالِهِ، فَلا تَبْتَلِيَنِّي يَا إِلٰهِي بِمُقَاسَاتِهِ، فَيَمْنَعُنِي ذٰلِكَ عَنْ ذِكْرِكَ، وَ يَشْغَلُنِي عَنْ عِبادَتِكَ، أَنْتَ الْعاصِمُ الْمانِعُ الدَّافِعُ الْواقِي مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ ؛ أَسْأَلُكَ اَللّٰهُمَّ الرَّفاهِيَّةَ فِي مَعِيشَتِي مَا أَبْقَيْتَنِي، مَعِيشَةً أَقْوىٰ بِها عَلَىٰ طاعَتِكَ، وَ أَبْلُغُ بِها رِضْوَانَكَ، وَ أَصِيرُ بِها إِلَىٰ دارِ الْحَيَوانِ غَداً، وَ لَا تَرْزُقْنِي رِزْقاً يُطْغِينِي، وَ لَا تَبْتَلِيَنِّي بِفَقْرٍ أَشْقَىٰ بِهِ، مُضَيَّقاً عَلَيَّ، أَعْطِنِي حَظّاً وافِراً فِي آخِرَتِي، وَ مَعاشاً واسِعاً هَنِيئاً مَرِيئاً فِي دُنْيايَ، وَ لَا تَجْعَلِ الدُّنْيا عَلَيَّ سِجْناً، وَ لَا تَجْعَلْ فِراقَها عَلَيَّ حُزْناً، أَجِرْنِي مِنْ فِتْنَتِها، وَ اجْعَلْ عَمَلِي فِيها مَقْبُولاً، وَ سَعْيِي فِيها مَشْكُوراً. اللّهمَّ وَ مَنْ اَرادَنی

و پرخاش جویی هایشان، و شرورشان، و توطئه هایشان، و حضورگاههای بدکاران جنّ وانس، و اینکه از دینم لغزانده شوم، در نتیجه آخرتم تباه گردد، و اینکه این امر از جانب آنان زیانی در زندگی ام باشد، یا مرا از سوی ایشان بلایی عارض شود، که طاقتش را ندارم، و شکیبایی تحملش برایم نیست، بنابر این ای معبود من به رنج آن دچارم مساز، تا از یادت بازم دارد، و از عبادتت مانعم شود، از همه اینها تنها تویی نگهدار، بازدارنده، دورکننده نگاهبان، خدایا رفاه در زندگی را تا زنده ام داری از تو می خواهم، آن زندگی که به وسیله آن بر طاعتت نیرومند شوم، و با آن به خوشنودی ات دست یابم، و فردا به سبب آن به سوی خانه زندگانی جاودان بروم، مرا رزقی روزی مکن که به طغیانم افکند، و به فقری دچار مساز که به سبب آن بدبخت شوم، درحالی که زندگی بر من تنگ گرفته شود، در آخرتم بهره شایان به من عطا فرما، و در دنیایم معاش گسترده گوارای لذیذ به من مرحمت کن، دنیا را زندان من مساز، و فراقش را برای من سبب اندوه مکن، از فتنه هایش پناهم بده، عملم را در آن پذیرفته، و کوششم را قَدردانی شده قرار بده، خدایا و هرکس مرا

بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ بِمِثْلِهِ، وَ مَنْ كادَنِي فِيها فَكِدْهُ، وَ اصْرِفْ عَنِّي هَمَّ مَنْ أَدْخَلَ عَلَيَّ هَمَّهُ، وَ امْكُرْ بِمَنْ مَكَرَ بِي، فَإِنَّكَ خَيْرُ الْماكِرِينَ، وَافْقَأْ عَنِّي عُيُونَ الْكَفَرَةِ الظَّلَمَةِ، وَ الطُّغاةِ الْحَسَدَةِ. اللّهمَّ أَنْزِلْ عَلَيَّ مِنْكَ السَّكِينَةَ، وَ أَلْبِسْنِي دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ، وَ اْحفَظْنِي بِسِرِّكَ الْوَاقِي، وَ جَلِّلْنِي عافِيَتَكَ النَّافِعَةَ، وَ صَدِّقْ قَوْلِي وَ فِعالِي، وَ بارِكْ لِي فِي وَلْدِي وَ أَهْلِي وَ مالِي. اَللّٰهُمَّ مَاقَدَّمْتُ وَ مَا أَخَّرْتُ وَ مَا أَغْفَلْتُ وَ مَا تَعَمَّدْتُ وَ مَا تَوَانَيْتُ وَ مَا أَعْلَنْتُ وَ مَا أَسْرَرْتُ فَاغْفِرْهُ لِي، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

به بدی اراده کرده، به مانندش او را اراده کن، و هرکه درباره ام بداندیشی نموده، تو هم با او چنان کن، و اندوه کسی که اندوهش را بر من وارد نموده از من بازگردان، و با هرکه مکرم کند مکر کن، که تو بهترین مکر کنندگانی، دیدگان کافران ستمگر، و سرکشان حسود را نسبت به من کور کن، خدایا از جانب خود آرامش بر من فرو فرست، و زره محکمت را به من بپوشان، و مرا به پوشش نگهداریت نگاه بدار، و عافیت سودمندت را در بر من کن، و گفتار و کردارم را تصدیق کن، و مرا در فرزند و خاندان و دارایی ام برکت ده، خدایا آنچه پیش فرستادم، و پس از این می فرستم، و آنچه در آن غفلت ورزیدم، و آنچه عمد داشتم و سستی کردم، و آشکار نموده، و پنهان کردم، برایم بیامرز، ای مهربان ترین مهربانان.

بیست وسوم: از محمّد بن مسلم روایت شده: حضرت باقر (عَلَيهِ السَّلَامُ) فرمود بخوان:

اللّهمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِي، وَ امْدُدْ لِي فِي عُمْرِي، وَ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي، وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ، وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي.

خدایا در روزی ام بر من وسعت ده، و عمرم را طولانی کن، و گناهم را بیامرز، و مرا از کسانی قرار ده که به آن ها دینت را یاری دهی، و مرا با دیگری جایگزین مکن.

بیست وچهارم: روایت شده: حضرت صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) این دعا را می خواندند:

يَا مَنْ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ، وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ، وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي ذَهَبَتْ لَذَّتُها، وَ بَقِيَتْ تَبِعَتُها.

ای آن که اندک را قَدردانی می کنی، و از بسیار، در می گذری، و او آمرزنده و مهربان است، گناهانی را که خوشی هایش از میان رفته، و مکافاتش همچنان مانده برایم بیامرز.

بیست وپنجم: و نیز روایت شده: آن حضرت این دعا را می خواندند:

يَا نُورُ، يَا قُدُّوْسُ، يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ، وَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ، يَا رَحْمٰنُ يَا رَحِيمُ، اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُحِلُّ النِّقَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُدِيلُ الْأَعْداءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُعَجِّلُ الْفَناءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَقْطَعُ الرَّجاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُظْلِمُ الْهَواءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَكْشِفُ الْغِطاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ

ای نور، ای بسیار مقدّس، ای آغاز آغازها، و ای پایان پایان ها، ای بخشاینده، ای مهربان، برایم بیامرز گناهانی را که نعمت ها را دگرگون می سازد، و گناهانی را که انتقام ها را فرود می آورد، و گناهانی را که پرده ها را می درد، و گناهانی را که بلاها را نازل می نماید، و گناهانی را که دشمنان را پیروز می کند، و گناهانی را که نابودی را زود می آورد، و گناهانی را که امید را قطع می کند، و گناهانی را که هوا را تاریک می کند، و گناهانی را که پرده های حرمت را کنار می زند، و گناهانی را که دعا را باز می گرداند، و گناهانی را

الَّتی تَرُدَّ غَیْثَ السَّمآءِ

که از باران آسمان پیش گیری می کند.

بیست وششم: و نیز این دعا از آن حضرت نقل شده:

یَا عُدَّتِی فِی کُرْبَتِی، وَ یَا صَاحِبِی فِی شِدَّتِی، وَ یَا وَلِیِّی فِی نِعْمَتِی، وَ یَا غِیاثی فِی رَغْبَتِی. و آن حضرت فرموده: این دعا دعای امیر مؤمنان (عَلَيهِ السَّلَامُ) است:

اللّهمَّ كَتَبْتَ الْآثارَ، وَ عَلِمْتَ الْأَخْبارَ، وَ اطَّلَعْتَ عَلَى الْأَسْرَارِ، فَحُلْتَ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقُلُوبِ، فَالسِّرُّ عِنْدَكَ عَلانِيَةٌ، وَ الْقُلُوبِ إِلَيْكَ مُفْضاةٌ، وَ إِنَّما أَمْرُكَ لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْتَهُ أَنْ تَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ، فَقُلْ بِرَحْمَتِكَ لِطاعَتِكَ أَنْ تَدْخُلَ فِي كُلِّ عُضْوٍ مِنْ أَعْضائِي، وَ لَا تُفارِقَنِي حَتَّىٰ أَلْقَاكَ، وَ قُلْ بِرَحْمَتِكَ لِمَعْصِيَتِكَ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ كُلِّ عُضْوٍ مِنْ أَعْضائِي فَلا تُقَرِّبَنِي (تَقرَبَنی) حَتَّىٰ أَلْقَاكَ، وَارْزُقْنِي مِنَ الدُّنْيا، وَزَهِّدْنِي فِيها، وَلَا تَزْوِها عَنِّي، وَرَغْبَتِي فِيها يَا رَحْمٰنُ.

خدایا آثار را نوشتی، و اخبار را دانستی، و بر اسرار آگاه شدی، و میان ما و دلها پرده شدی، پنهان نزد تو آشکار است، دلها به درگاهت راز گشاده اند، و تنها فرمانت برای چیزی آنگاه که آن را اراده کنی، این است که به او بگویی باش، پس بشود، بنابر این از باب رحمتت به طاعتت بگو در هر عضوی از اعضای من وارد شود، و از من جدا نشود، تا تو را ملاقات کنم، و از باب رحمتت به معصیتت بگو از هر عضوی از اعضای من خارج شود، و به من نزدیک نگردد تا تو را ملاقات کنم، و از دنیا نصیبم ده، و در ان بی رغبتم کن، و از آن درحالی که رغبت در آن دارم محرومم منما، ای بخشاینده.

بیست وهفتم: علی بن ابراهیم از پدرش، از ابن محبوب، از علاء بن رزین، از عبد الرحمن بن سیّابه روایت کرده: حضرت صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) این دعا را به من عطا فرمود:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ وَلِيِّ الْحَمْدِ وَ أَهْلِهِ، وَ مُنْتَهاهُ وَ مَحَلِّهِ، أَخْلَصَ مَنْ وَحَّدَهُ، وَ اهْتَدَىٰ مَنْ عَبَدَهُ، وَ فازَ مَنْ أَطاعَهُ، وَ أَمِنَ الْمُعْتَصِمُ بِهِ. يَا ذَا الْجُودِ وَ الْمَجْدِ، وَ الثَّناءِ الْجَمِيلِ وَ الْحَمْدِ، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ مَنْ خَضَعَ لَكَ بِرَقَبَتِهِ، وَ رَغَمَ لَكَ أَنْفَهُ، وَ عَفَّرَ لَكَ وَجْهَهُ، وَ ذَلَّلَ لَكَ نَفْسَهُ، وَ فاضَتْ مِنْ خَوْفِكَ دُمُوعُهُ، وَ تَرَدَّدَتْ عَبْرَتُهُ، وَ اعْتَرَفَ لَكَ بِذُنُوبِهِ، وَ فَضَحَتْهُ عِنْدَكَ خَطِيئَتُهُ، وَ شَأَنَتْهُ عِنْدَكَ جَرِيرَتُهُ، فَضَعُفَتْ عِنْدَ ذٰلِكَ قُوَّتُهُ، وَ قَلَّتْ حِيلَتُهُ، وَ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَسْبابُ خَدَائِعِهِ، وَ اضْمَحَلَّ عَنْهُ كُلُّ باطِلٍ، وَ أَلْجَأَتْهُ ذُنُوبُهُ إِلَىٰ ذُلِّ مَقامِهِ بَيْنَ يَدَيْكَ، وَ خُضُوعِهِ لَدَيْكَ، وَ ابْتِهَالِهِ إِلَيْكَ، اَسْئَلُکَ اللّهمَّ

ستایش خدای را، سرپرست ستایش و شایسته ستایش و نهایت و جایگاه آن است، اخلاص ورزید آن که یگانه اش دانست، و ره یافت آن که او را پرستید، و رستگار شد آن که از او اطاعت نمود، و چنگ زننده به او ایمنی یافت، خدایا ای دارای بخشش و بزرگواری، و ثنای نیک و ستایش، از تو می خواهم، خواستن کسی که با تمام وجودش برایت فروتن گشته، و خود را در برابرت خوار نموده، و چهره اش را برایت به خاک ساییده، و جانش را برایت به خواری افکنده، و اشک هایش از بیمت جاری گشته، و سرشکش پیاپی ریزان شده، و به گناهانش در برابرت اعتراف کرده، و خطایش او را نزد تو رسوا نموده، و جنایتش او را نزد تو زشت ساخته، پس کنار این امور نیرویش ضعیف شده، و چاره اش کم گشته، و وسایل نیرنگ هایش از او بریده، و هر باطلی از او پاشیده شد، و گناهانش او را به خواهی مقامش در برابرت، و خضوع در پیشگاهت، و زاری به سویت وادار نموده است، از تو می خواهم خدایا،

سُؤالَ مَنْ هُوَ بِمَنْزِلَتِهِ، أَرْغَبُ إِلَيْكَ كَرَغْبَتِهِ، وَ أَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ كَتَضَرُّعِهِ، وَ أَبْتَهِلُ إِلَيْكَ كَأَشَدِّ ابْتِهالِهِ. اللّهمَّ فَارْحَمِ اسْتِكانَةَ مَنْطِقِي، وَ ذُلَّ مَقامِي، وَ مَجْلِسِي وَ خُضُوعِي إِلَيْكَ بِرَقَبَتِي. أَسْأَلُكَ اَللّٰهُمَّ الْهُدَىٰ مِنَ الضَّلالَةِ، وَ الْبَصِيرَةَ مِنَ الْعَمَىٰ، وَ الرُّشْدَ مِنَ الْغِوَايَةِ. وَ أَسْأَلُكَ اَللّٰهُمَّ أَكْثَرَ الْحَمْدِ عِنْدَ الرَّخاءِ، وَ أَجْمَلَ الصَّبْرِ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ، وَ أَفْضَلَ الشُّكْرِ عِنْدَ مَوْضِعِ الشُّكْرِ، وَ التَّسْلِيمَ عِنْدَ الشُّبُهاتِ ؛ وَأَسْأَلُكَ الْقُوَّةَ فِي طاعَتِكَ، وَ الضَّعْفَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ الْهَرَبَ إِلَيْكَ مِنْكَ، وَ التَّقَرُّبَ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ، وَ التَّحَرِّيَ لِكُلِّ مَا يُرْضِيكَ عَنِّي فِي إِسْخاطِ خَلْقِكَ، الْتِماساً لِرِضَاكَ ؛ رَبِّ مَنْ أَرْجُوهُ إِنْ لَمْ تَرْحَمْنِي، أَوْ مَنْ يَعُودُ عَلَيَّ إِنْ أَقْصَيْتَنِي، أَوْ مَنْ يَنْفَعُنِي عَفْوُهُ إِنْ عاقَبْتَنِي، أَوْ مَنْ آمُلُ عَطاياهُ إِنْ حَرَمْتَنِي، أَوْ مَنْ يَمْلِكُ كَرَامَتِي إِنْ أَهَنْتَنِي، أَوْ مَنْ يَضُرُّنِي هَوانُهُ إِنْ أَكْرَمْتَنِي؟!

خواستن آن که به منزله اوست، به تو رغبت می نمایم مانند رغبت او، و زاری می کنم به پیشگاه تو مانند زاری او، و ناله می کنم به درگاهت به شدیدترین ناله او، خدایا به درماندگی گفتارم، و خواری مقام و جایگاهم، و به خضوع به درگاهت با همه وجودم رحم کن، از تو می خواهم خدایا، هدایت از گمراهی را، و بینایی از کوردلی را، و رشد از بیراهه را، و از تو می خواهم خدایا ستایش بسیار را هنگام آسایش، و صبر زیباتر را به گاه مصیبت، و شکر برتر را در جایگاه شکر، و تسلیم تو شدن را به هنگام شبهه ها، و از تو می خواهم نیرومندی در طاعتت، و سستی از معصیتت، و گریز به سویت را از خویش، و تقرّب به حضرتت را پروردگارا تا راضی شوی، و جستجو کردن از هرچه که تو را از من خشنود می سازد، در به خشم آوردن بندگانت، از روی طلب خشنودی ات پروردگارا به که امید بندم، اگر به من رحم نکنی، یا که از من احوال گیرد، اگر مرا دورم کنی، یا کیست که گذشتش به من سود دهد، اگر تو مجازاتم نمایی، یا کیست که عطاهایش را آرزو کن، اگر محرومم کنی، یا کیست که کرامتم را بهدست گیرد، اگر تو مرا پست نمایی، یا کیست که سبک داشتنش به من زیان رساند، اگر تو مرا گرامی داری؟

رَبِّ مَا أَسْوَأَ فِعْلِي وَ أَقْبَحَ عَمَلِي، وَ أَقْسَىٰ قَلْبِي، وَ أَطْوَلَ أَمَلِي، وَ أَقْصَرَ أَجَلِي، وَ أَجْرَأَنِي عَلَىٰ عِصْيانِ مَنْ خَلَقَنِي! رَبِّ وَ ما أَحْسَنَ بَلاءَكَ عِنْدِي، وَ أَظْهَرَ نَعْماءَكَ عَلَيَّ! كَثُرَتْ عَلَيَّ مِنْكَ النِّعَمُ فَمَا أُحْصِيها، وَ قَلَّ مِنِّيِ الشُّكْرُ فِيما أَوْلَيْتَنِيهِ، فَبَطِرْتُ بِالنِّعَمِ، وَ تَعَرَّضْتُ لِلنِّقَمِ، وَ سَهَوْتُ عَنِ الذِّكْرِ، وَ رَكِبْتُ الْجَهْلَ بَعْدَ الْعِلْمِ، وَ جُزْتُ مِنَ الْعَدْلِ إِلَى الظُّلْمِ، وَ جاوَزْتُ الْبِرَّ إِلَىٰ الْإِثْمِ، وَ صِرْتُ إِلَى اللّهوِ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْحُزْنِ، فَما أَصْغَرَ حَسَناتِي وَ أَقَلَّها فِي كَثْرَةِ ذُنُوبِي، وَ أَعْظَمَها عَلَىٰ قَدْرِ صِغَرِ خَلْقِي، وَ ضَعْفِ رُكْنِي ؛ رَبِّ وَ ما أَطْوَلَ أَمَلِي فِي قِصَرِ أَجَلِي، وَ أَقْصَرَ أَجَلِي فِي بُعْدِ أَمَلِي، وَ ما أَقْبَحَ سَرِيرَتِي فِي عَلانِيَتِي! رَبِّ لَاحُجَّةَ لِي إِنِ احْتَجَجْتُ، وَ لَا عُذْرَ لِي إِنِ اعْتَذَرْتُ، وَ لَا شُكْرَ عِنْدِي إِنِ ابْتَلَيْتُ (اَبلیتُ)، وَ أُوْلِيتُ إِنْ لَمْ تُعِنِّي عَلَىٰ شُكْرِ مَا أَوْلَيْتَ. رَبّی

پروردگارا چه بد است رفتارم، و چه زشت است کردارم، و چه دراز است آرزویم، و چه کوتاه است عمرم، و چه گستاخم بر نافرمانی کسی که مرا آفرید؟ پروردگارا، چه نیکوست آزمایشت پیش من، و آشکار است نعمت هایت بر من، نعمت هایت بر من زیاد شد، نمی دانم آن ها را شماره کنم، و در آنچه سزاوار احسانم کردی سپاسم کم شد، به نعمتها راه فساد پیش گرفتم، و خود را در معرض انتقام قرار دادم، از ذکر غافل شدم پس از دانایی به مرکب نادانی سوار گشتم، از عدالت به سوی ستم گذشتم، و از نیکی به گناه تجاوز کردم، و از ترس از عاقبت و اندوه بر خود به دنیای لهو و بازی بازگشتم، پس چه کوچک است خوبی هایم، و کم است در برابر کثرت گناهانم، و چه بزرگ است آن ها در کنار کوچکی خلقتم، و سستی بنیادم؟ پروردگارا چه دراز است آرزویم، در برابر کوتاهی عمر، و چه کوتاه است عمرم در برابر دوری آرزویم، و چه زشت است باطنم در برابر ظاهرم؟ پروردگارا حجّتی ندارم اگر احتجاج کنم، و عذر قابل قبولی برایم نیست، اگر عذرخواهی کنم، و سپاسی نزد من نیست اگر آزمایش شوم یا مورد احسان قرار گیرم، اگر بر سپاس آنچه به من احسان کردی یاری ام ندهی، پروردگارم

مَا أَخَفَّ مِيزانِي غَداً إِنْ لَمْ تُرَجِّحْهُ، وَ أَزَلَّ لِسانِي إِنْ لَمْ تُثَبِّتْهُ، وَ أَسْوَدَ وَجْهِي إِنْ لَمْ تُبَيِّضْهُ! رَبِّ كَيْفَ لِي بِذُنُوبِيَ الَّتِي سَلَفَتْ مِنِّي، قَدْ هُدَّتْ لَها أَرْكانِي، رَبِّ كَيْفَ أَطْلُبُ شَهَوَاتِ الدُّنْيا، وَ أَبْكِي عَلَىٰ خَيْبَتِي فِيها وَ لَا أَبْكِي وَ تَشْتَدُّ حَسَراتِي عَلَىٰ عِصْيانِي وَ تَفْرِيطِي ؛ رَبِّ دَعَتْنِي دَواعِي الدُّنْيا فَأَجَبْتُها سَرِيعاً، وَ رَكَنْتُ إِلَيْها طائِعاً، وَ دَعَتْنِي دَواعِي الْآخِرَةِ فَتَثَبَّطْتُ عَنْها، وَ أَبْطَأْتُ فِي الْإِجابَةِ وَ الْمُسارَعَةِ إِلَيْها كَما سارَعْتُ إِلىٰ دَواعِي الدُّنْيا، وَ حُطامِهَا الْهامِدِ، وَ هَشِيمِهَا الْبَائِدِ، وَ سَرابِهَا الذَّاهِبِ ؛ رَبِّ خَوَّفْتَنِي وَ شَوَّقْتَنِي وَ احْتَجَجْتَ عَلَيَّ بِرِقِّي، وَ تَكَفَّلْتَ لِي بِرِزْقِي، فَأَمِنْتُ خَوْفَكَ، وَ تَثَبَّطْتُ عَنْ تَشْوِيقِكَ وَ لَمْ أَتَّكِلْ عَلَىٰ ضَمانِكَ، وَ تَهاوَنْتُ بِاحْتِجاجِكَ ؛ اَللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ أَمْنِي مِنْكَ فِي هٰذِهِ الدُّنْيا خَوْفاً، وَ حَوِّلْ تَثَبُّطِي شَوْقاً، وَ تَهاوُنِي بِحُجَّتِكَ فَرَقاً مِنْكَ، ثُمَّ

فردای قیامت چه سبک است میزان کارهایم اگر آن را سنگین نکنی، و چه لغزان است زبانم، اگر استوارش ننمایی، و چه سیاه است رویم اگر سپیدش نکنی، پروردگارا چه کنم با گناهانم که از من سرزده و پایه های هستی ام در برابر آن ها درهم شکسته، چگونه شهوات دنیا را طلب می کنم، و بر محرومیتم از آن ها می گریم، درحالی که نمی گریم و شدید نمی شود حسرتهایم بر عصیان و تقصیر؟ پروردگارا داعیان دنیا و دعوتم کردند، با شتاب اجابت نمودم، و به میل و رغبت به آن دل بستم، داعیان آخرت دعوتم نمودند، از آن باز ماندم ماه از پاسخ دادن و شتاب به سوی آن کندی کردم، چنان که به جانب دواعی دنیا، و کالای پوسیده اش، و گیاه فناپذیرش، و نمای از بین رونده اش شتافتم!! پروردگارا مرا بیم دادی و تشویق نمودی، و بر من به بندگی ام احتجاج کردی، و عهده دار روزی ام شدی، به نادرستی از بیممت ایمن شدم، و از تشویقت بازماندم، و بر ضمانتت اعتماد نکردم، و احتجاجت را سبک انگاشتم!! خدایا ایمنی ام را از تو در این دنیا هراس قرار ده، و بازماندنم را به شوق تبدیل کن، و سبک شمردنم را نسبت به حجّتت به بیم از خودت بازگردان، سپس

رَضِّنِي بِما قَسَمْتَ لِي مِنْ رِزْقِكَ ؛ يَا كَرِيمُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ، رِضاكَ عِنْدَ السُّخْطَةِ، وَ الْفُرْجَةَ عِنْدَ الْكُرْبَةِ، وَ النُورَ عِنْدَ الظُّلْمَةِ، وَ الْبَصِيرَةَ عِنْدَ تَشَبُّهِ الْفِتْنَةِ، رَبِّ اجْعَلْ جُنَّتِي مِنْ خَطَايَايَ حَصِينَةً، وَ دَرَجاتِي فِي الْجِنانِ رَفِيعَةً، وَ أَعْمالِي كُلَّها مُتَقَبَّلَةً، وَ حَسَناتِي مُضاعَفَةً زَاكِيَةً ؛ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتَنِ كُلِّها، مَا ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ، وَ مِنْ رَفِيعِ الْمَطْعَمِ وَ الْمَشْرَبِ، وَ مِنْ شَرِّ مَا أَعْلَمُ وَ مِنْ شَرِّ مَا لَاأَعْلَمُ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أَشْتَرِيَ الْجَهْلَ بِالْعِلْمِ، وَ الْجَفاءَ بِالْحِلْمِ، وَ الْجَوْرَ بِالْعَدْلِ، وَ الْقَطِيعَةَ بِالْبِرِّ، وَ الْجَزَعَ بِالصَّبْرِ، أَوْ الْهُدَىٰ بِالضَّلالَةِ، أَوْ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ.

از روزی ات به آنچه نصیب من نموده ای خشنودم کن، ای بزرگوار، از تو می خواهم به حق نام بزرگت، خشنودی ات را هنگام خشم، و گشایش را زمان گرفتاری، و نور را به گاه تاریکی، و بصیرت را وقت مشتبه شدن فتنه، پروردگارا سپرم را از خطاهایم محکم گردان، و درجاتم را در بهشت بلند فرما، و همگی اعمال را پذیرفته قرار ده، و حسناتم را چند برابر و پاک گردان. به تو پناه می آورم از همه فتنه ها چه آنچه آشکار است چه پنهان، و از خوراکیها و آشامیدنی های فاخر و گران قیمت، و از شرّ آنچه می دانم، و نمی دانم. و به تو پناه می آورم، از اینکه بخرم نادانی را به دانش، و جفا را به بردباری، و ستم را به عدالت، و قطع رحم را به نیکی، و بی تابی را به شکیبایی، و هدایت را به گمراهی، و کفر را به ایمان.

: