داخل شد─ و آخرش را مجزوم نمود یاء را انداخت لم ینته شد─ در سوره علق─ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنّٰاصِیَهِ نٰاصِیَهٍ کٰاذِبَهٍ ─ و اعلال لنسفعا مذکور شد─ و بعضی لنسفعن با نون تاکید خفیفه─ و لنسفعن بنون تاکید ثقیله و لا نسفعن خوانده اند─ و در کتابت خط قرآن مجید لنسفعا─ بالف نوشته می شود بحکم وقف─
فَلْیَدْعُ نٰادِیَهُ در اصل یدعو بود─ چون لام امر غایب بر سرش لاحق شد─ از آخرش بعوض حرکت حرف انداخت لیدع شد─ و چون فاء عاطفه بر سر لام امر داخل شد─ حرکت لام بدرج افتاد فلیدع شد─ نادیه النادی المجلس─ و ضمیر غایب راجع است بابی جهل لعین─ یعنی اگر باز نایستد ابو جهل از کردار خود─ هر آینه فرا می گیرم موی پیشانی او را─ و می کشیم او را بسوی جهنم─ مثل موی پیشانی دروغ گوینده و خطا کننده─
تقف در قرآن مجید در سوره بنی اسرائیل─ وَ لاٰ تَقْفُ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ─ مفرد مذکر مخاطب است از فعل مضارع─ در اصل تقفو بود مثل تدعو─ لاء ناهیه بر سرش داخل شد─ و آخرش را مجزوم کرد─ واو حرف عله بعوض حرکت از آخرش افتاد و لا تقف شد─ مثل لا تدع که در اصل تدعو بود─ یعنی تابع مشو بانچه نیست تو را به آن علم─ یقال قفوته ای تبعته─ و السلام علی من اتبع الهدی
: