است─ از این جهت واجب شد بر وی که─ نظر کند بحال الفاظ باعتبار دلالت آنها بر معانی
فصل:بدانکه دلالت بودن شیء است─ بحیثیتی که از علم به وی لازم آید علم بشیء دیگر─
پس آن شیء اول را دال گویند و ثانی را مدلول
و وضع تخصیص شیء است بشیء دیگر─ بر وجهی که از علم بشیء اول─ حاصل شود علم بشیء ثانی پس علم بوضع سببی است از اسباب دلالت─ و اقسام دلالت بحکم استقراء سه است─ اول دلالت وضعیه که وضع را در وی مدخل است─ و این در الفاظ باشد─ چون دلالت لفظ زید بر ذات وی─ و در غیر الفاظ نیز باشد─ چون دلالت خطوط و عقود─ و اشارات و نصب بر معانی که از آنها مفهوم گردد─ دوم دلالت عقلیه که بمقتضای عقل است─ و این نیز در الفاظ می باشد─ چون
: