یطلب غایب مذکر است─ و تطلب غایبه مؤنث و هم مخاطب مذکر است─ و اطلب و نطلب─ که دو حکایت نفس متکلم است بجزمی بیفتد─ و حروف جازمه پنج است لم و لما و لام امر و لاء نهی─ و ان شرطیه چنانکه گویی─ لم ینصر لم ینصرا لم ینصروا تا آخر─ و لما ینصر و لما ینصرا و لما ینصروا تا آخر─ و لا ینصر و لا ینصرا و لا ینصروا تا آخر─ و ان ینصر ان ینصرا ان ینصروا تا آخر─ و نونهایی که عوض رفع بودند ساقط شوند بجزمی─ و لام امر در شش غایب و غایبه داخل شود─ چنانکه گوئی لینصر لینصرا لینصروا─ لتنصر لتنصرا لینصرن─ و این را امر غایب خوانند─ و در دو صیغه متکلم نیز داخل شود چون لانصر لننصر
فصل:امر مخاطب را از فعل مستقبل مخاطب گیرند─
و طریقه آن آن است که─ حرف مستقبل را که تاء است از اول وی بیندازند─ اگر ما بعد حرف مضارع متحرک باشد─ احتیاج به همزه نباشد─ و بهمان حرکه امر بنا کنند─ و حرکت آخر و نون عوض رفع بیفتد بوقفی─ پس در باب تفعیل امر مخاطب بر این وجه باشد─ صرف صرفا صرفوا صرفی صرفا صرفن─ و در باب مفاعله گویی─ ضارب ضاربا ضاربوا ضاربی ضاربا ضاربن─
: