Misbah Library

حاضر است─ از فعل ماضی صحیح و ثلاثی و مجرد و معلوم─ ضربتما در اصل ضربت بود─ واحد بود خواستیم که تثنیه بنا کنیم─ چون به تثنیه رسیدیم─ دو بار می بایست گفت ضربت ضربت─ زاید بر یکی را حذف کردیم─ عوض از محذوف─ الف که علامت تثنیه بود در آخرش درآوردیم─ ضربتا شد─ الف تثنیه مشتبه شد بالف اشباع─ در آنجا که شاعر شئت را شئتا خوانده مثل─ تحکم یا الهی کیف شئتا فانی قد رضیت بما رضیتا یعنی حکم بفرما ای پروردگار من─ به هر قسمی که اراده و خواهش تو است─ بسبب اینکه بتحقیق راضیم─ به آنچه که رضای تو است─

از برای رفع اشتباه─ میمی فیما بین الف و تاء درآوردیم─ و ما قبل میم را بجهت مناسبه میم ضمه دادیم─ ضربتما شد بر وزن فعلتما─ ضاد فاء الفعل راء عین الفعل باء لام الفعل─ و تما علامت تثنیه مخاطب مذکر و هم ضمیر فاعل─ و ضمیر منفصلش انتما است─

: