Misbah Library
۵۴

القمر

۵۵ 
محمد مهدی فولادوند
٥٢٨

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ۝١

1نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه.

وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةً يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ۝٢

2و هر گاه نشانه‌ای ببینند روی بگردانند و گویند: «سحری دایم است.»

وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ۝٣

3و به تکذیب دست زدند و هوسهای خویش را دنبال کردند، و [لی‌] هر کاری را [آخر] قراری است.

وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ۝٤

4و قطعاً از اخبار، آنچه در آن مایه انزجار [از کفر] است به ایشان رسید.

حِكْمَةٌۢ بَٰلِغَةٌ ۖ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ۝٥

5حکمت بالغه [حق این بود]، ولی هشدارها سود نکرد.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍ نُّكُرٍ۝٦

6پس، از آنان روی برتاب. روزی که داعی [حق‌] به سوی امری دهشتناک دعوت می‌کند،

٥٢٩

خُشَّعًا أَبْصَٰرُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ۝٧

7در حالی که دیدگان خود را فروهشته‌اند، چون ملخهای پراکنده از گورها[ی خود] برمی‌آیند.

مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ ۖ يَقُولُ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌ۝٨

8به سرعت سوی آن دعوتگر می‌شتابند. کافران می‌گویند: «امروز [چه‌] روز دشواری است.»

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا۟ عَبْدَنَا وَقَالُوا۟ مَجْنُونٌ وَٱزْدُجِرَ۝٩

9پیش از آنان، قوم نوح [نیز] به تکذیب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند: «دیوانه‌ای است.» و [بسی‌] آزار کشید.

فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَغْلُوبٌ فَٱنتَصِرْ۝١٠

10تا پروردگارش را خواند که: «من مغلوب شدم؛ به داد من برس!»

فَفَتَحْنَآ أَبْوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍ مُّنْهَمِرٍ۝١١

11پس درهای آسمان را به آبی ریزان گشودیم.

وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُيُونًا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ۝١٢

12و از زمین چشمه‌ها جوشانیدیم تا آب [زمین و آسمان‌] برای امری که مقدّر شده بود به هم پیوستند.

وَحَمَلْنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍ وَدُسُرٍ۝١٣

13و او را بر [کشتی‌] تخته‌دار و میخ‌آجین سوار کردیم.

تَجْرِى بِأَعْيُنِنَا جَزَآءً لِّمَن كَانَ كُفِرَ۝١٤

14[کشتی‌] زیر نظر ما روان بود. [این‌] پاداش کسی بود که مورد انکار واقع شده بود.

وَلَقَد تَّرَكْنَٰهَآ ءَايَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ۝١٥

15و به راستی آن [سفینه‌] را بر جای نهادیم [تا] عبرتی [باشد]؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ۝١٦

16پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من‌]؟

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ۝١٧

17و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کرده‌ایم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ۝١٨

18عادیان به تکذیب پرداختند. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من‌]؟

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِى يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ۝١٩

19ما بر [سر] آنان در روز شومی، به طور مداوم، تندبادی توفنده فرستادیم،

تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ۝٢٠

20[که‌] مردم را از جا می‌کند؛ گویی تنه‌های نخلی بودند که ریشه‌کن شده بودند.

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ۝٢١

21پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من‌]؟

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ۝٢٢

22و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کرده‌ایم، پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ۝٢٣

23قوم ثمود هشداردهندگان را تکذیب کردند.

فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرًا مِّنَّا وَٰحِدًا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّفِى ضَلَٰلٍ وَسُعُرٍ۝٢٤

24و گفتند: «آیا تنها بشری از خودمان را پیروی کنیم؟ در این صورت، ما واقعاً در گمراهی و جنون خواهیم بود.»

أَءُلْقِىَ ٱلذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنۢ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ۝٢٥

25«آیا از میان ما [وحی‌] بر او القا شده است؟ [نه،] بلکه او دروغگویی گستاخ است.»

سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ ٱلْكَذَّابُ ٱلْأَشِرُ۝٢٦

26به زودی فردا بدانند دروغگوی گستاخ کیست.

إِنَّا مُرْسِلُوا۟ ٱلنَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَٱرْتَقِبْهُمْ وَٱصْطَبِرْ۝٢٧

27ما برای آزمایش آنان [آن‌] ماده‌شتر را فرستادیم و [به صالح گفتیم:]«مراقب آنان باش و شکیبایی کن.

٥٣٠

وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ ٱلْمَآءَ قِسْمَةٌۢ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ۝٢٨

28و به آنان خبر ده که آب میانشان بخش شده‌است: هر کدام را آب به نوبت خواهد بود.»

فَنَادَوْا۟ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ۝٢٩

29پس رفیقشان را صدا کردند و [او] شمشیر کشید و [شتر را] پی کرد.

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ۝٣٠

30پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ی من‌]؟

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَٰحِدَةً فَكَانُوا۟ كَهَشِيمِ ٱلْمُحْتَظِرِ۝٣١

31ما بر [سر]شان یک فریاد [مرگبار] فرستادیم و چون گیاه خشکیده [کومه‌ها] ریزریز شدند.

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ۝٣٢

32و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِ۝٣٣

33قوم لوط هشداردهندگان را تکذیب کردند.

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ ۖ نَّجَّيْنَٰهُم بِسَحَرٍ۝٣٤

34ما بر [سر] آنان سنگبارانی [انفجاری‌] فروفرستادیم [و] فقط خانواده لوط بودند که سحرگاهشان رهانیدیم.

نِّعْمَةً مِّنْ عِندِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى مَن شَكَرَ۝٣٥

35[و این‌] رحمتی از جانب ما بود؛ هر که سپاس دارد، بدین‌سان [او را] پاداش می‌دهیم.

وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا۟ بِٱلنُّذُرِ۝٣٦

36و [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بیم داده بود، و[لی‌] در تهدیدها[ی ما] به جدال برخاستند.

وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ۝٣٧

37و از مهمان‌[های‌] او کام دل خواستند، پس فروغ دیدگانشان را ستردیم و [گفتیم:] «[مزه‌] عذاب و هشدارهای مرا بچشید.»

وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ۝٣٨

38و به راستی که سپیده‌دم عذابی پیگیر به سر وقت آنان آمد.

فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ۝٣٩

39پس عذاب و هشدارهای مرا بچشید.

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ۝٤٠

40و قطعاً قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

وَلَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ ٱلنُّذُرُ۝٤١

41و در حقیقت هشداردهندگان به جانب فرعونیان آمدند.

كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ۝٤٢

42[اما آنها] همه معجزات ما را تکذیب کردند، تا چون زبردستی زورمند [گریبان‌] آنان را گرفتیم.

أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُو۟لَٰٓئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَآءَةٌ فِى ٱلزُّبُرِ۝٤٣

43آیا کافران شما، از اینان [که برشمردیم‌] برترند، یا شما را در نوشته‌ها[ی آسمانی‌] خط امانی است؟

أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ۝٤٤

44یا می‌گویند: «ما همگی انتقام‌گیرنده [و یار و یاور همدیگر]یم!»

سَيُهْزَمُ ٱلْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ۝٤٥

45زودا که این جمع در هم شکسته شود و پشت کنند.

بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَٱلسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ۝٤٦

46بلکه موعدشان قیامت است و قیامت [بسی‌] سخت‌تر و تلخ‌تر است.

إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَٰلٍ وَسُعُرٍ۝٤٧

47قطعاً بزهکاران در گمراهی و جنونند.

يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا۟ مَسَّ سَقَرَ۝٤٨

48روزی که در آتش به رو کشیده می‌شوند [و به آنان گفته می‌شود:] «لهیب آتش را بچشید [و احساس کنید].»

إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْنَٰهُ بِقَدَرٍ۝٤٩

49ماییم که هر چیزی را به اندازه آفریده‌ایم.

٥٣١

وَمَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٌ كَلَمْحٍۭ بِٱلْبَصَرِ۝٥٠

50و فرمان ما جز یک بار نیست [آن هم‌] چون چشم به هم زدنی.

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَآ أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ۝٥١

51و هم مسلکان شما را سخت به هلاکت رساندیم؛ پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟

وَكُلُّ شَىْءٍ فَعَلُوهُ فِى ٱلزُّبُرِ۝٥٢

52و هر چه کرده‌اند در کتابها[ی اعمالشان درج‌] است.

وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُّسْتَطَرٌ۝٥٣

53و هر خرد و بزرگی [در آن‌] نوشته شده.

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍ وَنَهَرٍ۝٥٤

54در حقیقت، مردم پرهیزگار در میان باغها و نهرها،

فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍۭ۝٥٥

55در قرارگاه صدق، نزد پادشاهی توانایند.