Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 271
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

وَ كَيْفَ عَرَّفَكَ نَفْسَهُ فَقَالَ لَا تُشْبِهُهُ صُورَةٌ ١ وَ لَا يُحَسُّ بِالْحَوَاسِّ وَ لَا يُقَاسُ بِالنَّاسِ قَرِيبٌ فِي بُعْدِهِ بَعِيدٌ فِي قُرْبِهِ فَوْقَ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ لَا يُقَالُ شَيْ ءٌ فَوْقَهُ أَمَامَ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ لَا يُقَالُ لَهُ أَمَامٌ دَاخِلٌ فِي الْأَشْيَاءِ لَا كَشَیْ ءٍ فِي شَيْ ءٍ دَاخِلٍ وَ خَارِجٌ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا كَشَیْ ءٍ مِنْ شَيْ ءٍ خَارِجٍ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَكَذَا وَ لَا هَكَذَا غَيْرُهُ وَ لِكُلِّ شَيْ ءٍ مَبْدَأٌ ٢.

چگونه خود را به تو شناسانیده؟ فرمود: هیچ صورت به او شباهت ندارد و به حواس او را در نتوان یافت و به مردمان قیاس نمی شود و با وجود دوری که از همه دارد نزدیک است و با نزدیکی که به همه دارد دور است. و بالای هر چیزی است به قدرت و غلبه بر آن و نمی توان گفت که چیزی بالای او است. جلوی هر چیزی است و نمی توان گفت که چیزی بر او پیشی گرفته.در چیزها داخل است اما نه چون چیزی که در چیز دیگر داخل باشد و از چیزها خارج است نه مانند چیزی که از چیز دیگر خارج باشد. پاک و منزه است آنکه همین او است که همچنین است و غیر او چنین نیست و مبدأ هر چیزی است.

سن، المحاسن بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ قَيْسِ بْنِ سِمْعَانَ عَنْ أَبِي رُبَيْحَةَ مَوْلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله ٣ رَفَعَهُ قَالَ: سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام وَ ذَكَرَ مِثْلَهُ.

این حدیث در کتاب محاسن نیز روایت شده است. توضیح «

بيان: قريب من حيث إحاطة علمه و قدرته بالكل في بعده أي مع بعده عن الكل من حيث المباينة في الذات و الصفات فظهر أن قربه ليس بالمكان بعيد عن إحاطة العقول و الأوهام و الأفهام به مع قربه حفظا و تربية و لطفا و رحمة و قد مرّ أنه يحتمل أن يكون إشارة إلى أن جهة قربه أي بالعلية و احتياج الكل إليه هي جهة بعده عن مشابهة مخلوقاته إذ الخالق لا يشابه المخلوق و كذا العكس فوق كل شي ء أي بالقدرة و القهر و الغلبة و بالكمال و الاتصاف بالصفات الحسنة و لا يقال شي ء فوقه في الأمرين و فيه إشعار بأنه ليس المراد به الفوقية بحسب المكان و إلا لأمكن أن يكون شي ء فوقه أمام كل شي ء أي علة كل شي ء و مقدم عليها و يحتاج إليه كل موجود و يتضرع إليه و يعبده كل مكلف أو كل شي ء متوجه نحوه في الاستكمال و التشبه به في صفاته الكمالية و

«قریب»: نزدیک از جهت احاطه علم و قدرتش به همه. «فی بعده»: در عین دور بودنش از همه از جهت مباینت در ذات و صفات. پس نزدیکی او مکانی نیست. «بعید» دور از احاطه عقول و اوهام و افهام به اوست «مع قربه» با وجود نزدیکیش از جهت حفظ و تربیت و لطف و رحمت. و قبلاً بیان شد که شاید اشاره به این باشد که جهت نزدیکیش با علیت و احتیاج همه به او همان جهت دوریش از شباهت به مخلوقاتش است زیرا خالق مشابه مخلوق نیست و همچنین برعکس. «فوق کل شیء» بالای هر چیزی با قدرت و تسلط و غلبه و با کمال و اتصاف به صفات نیکو است. «ولایقال شیء فوقه» گفته نشود که چیزی مافوق او در آن دو مطلب (قدرت و کمال) است. و این جمله نشان می دهد که منظور، بالا بودن مکانی نیست که اگر چنین بود امکان اینکه چیزی بالای او باشد وجود داشت. «أمام کلّ شیء» علت هر چیز و مقدّم بر آن و اینکه هر موجودی به آن محتاج است و به سویش تضرع کند و هر مکلفی عبادتش کند یا هر چیزی برای کامل شدن و تشبّه به او در صفات کمالیه اش متوجه اوست.

(١)1- و في نسخة: لا يشبه صورة.و در نسخه‌ای: «لا یشبه صورة».
(٢)2- و في نسخة: و لكل شي ء مبتدأ.و در نسخه‌ای: «و لکل شی ء مبتدأ».
(٣)3- هكذا في البحار و المحاسن المطبوعين. و الصحيح- كما في الكافي-: علي بن عقبة بن قيس بن سمعان بن أبي ربيحة مولى رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و آله. فالسند مصحف بتبديل «ابن» «بعن» في موضعين و تبديل «علی» «بصالح». و ضبط عقبة بضم العين المهملة، و سكون القاف، و فتح الباء ثمّ الهاء. و اختلف في ضبط ربيحة. قال الفاضل المامقاني في رجاله: ربيحة بالراء المهملة المضمومة، و الباء الموحدة المفتوحة، و المثناة الساكنة، و الحاء المهملة المفتوحة، و الهاء. و في بعض النسخ: زنحة بالزاي و النون و الحاء المهملة، و عن بعض كتب الرجال: بريحة بالباء الموحدة ثمّ الراء المهملة، و قيل: إن نسخ الكافي في كتاب التوحيد: أبو بريحة بالباء الموحدة المضمومة، و الراء المفتوحة و الياء المثناة من تحت بعدها حاء مهملة، و كذا ضبطه في الإيضاح و قال: كذا وجدناها معربة في كتاب البرقي. انتهی.در بحار و محاسن چاپی چنین است، و درست ـ چنانکه در کافی آمده ـ این است: «علی بن عقبة بن قیس بن سمعان بن أبی ربیحة مولی رسول اللّٰه صلّی اللّٰه علیه و آله». پس سند تصحیف شده است، با تبدیل «ابن» به «عن» در دو جا و تبدیل «علی» به «صالح». و «عقبة» با ضمّ عین، سکون قاف و فتح باء و سپس هاء ضبط می‌شود. و در ضبط «ربیحة» اختلاف است: مامقانی در رجال خود گفته با راء مضموم، باء مفتوح، یاء ساکن، حاء مفتوح و هاء. و در برخی نسخه‌ها «زنحة» با زاء و نون و حاء آمده، و از برخی کتابهای رجال «بریحة» با باء و سپس راء؛ و گفته شده نسخه‌های کافی در کتاب التوحید «أبو بریحة» دارند با باء مضموم، راء مفتوح، یاء و سپس حاء. در الإیضاح نیز چنین ضبط کرده و گفته است: در کتاب برقی آن را همین‌گونه اعراب‌گذاری‌شده یافتیم.