Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 3 269
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِيزَانَ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ وَ أَقُولُ إِنَّ الْفَرَائِضَ الْوَاجِبَةَ بَعْدَ الْوَلَايَةِ الصَّلَاةُ وَ الزَّكَاةُ وَ الصَّوْمُ وَ الْحَجُّ وَ الْجِهَادُ وَ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عليهما السلام يَا أَبَا الْقَاسِمِ هَذَا وَ اللَّهِ دِينُ اللَّهِ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِعِبَادِهِ فَاثْبُتْ عَلَيْهِ ثَبَّتَكَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ.

بهشت و دوزخ، حقّ است. صراط و میزان، حقّ است. عقیده دارم قیامت، که شکّی در آن نیست، خواهد آمد و خداوند مردگان را از گورها برمی انگیزد. نیز معتقدم که واجبات بعد از ولایت، نماز، زکات، روزه، حجّ، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، و [رعایت] حقوق پدر و مادر است. و [در خاتمه] نیز گفتم: این [عقاید] دین و مذهب و باورهای من است که شما را بر آن آگاه کردم. سپس حضرت علیّ بن محمّد علیهما السّلام فرمود: ای ابا القاسم، به خدا سوگند، این [عقاید] دین خداست که آن را برای بندگانش پسندیده است، پس بر آن ثابت قدم باش. خداوند تو را در دنیا و آخرت به سخن حقّ [عقیده بر ولایت اهل بیت علیهم السّلام] ثابت بدارد.

«4»-يد، التوحيد مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ عَمِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْقُرَشِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْلَى الْكُوفِيِّ عَنْ جُوَيْبِرٍ عَنِ الضَّحَّاكِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى النَّبِيِّ صلى اللّٰه عليه و آله فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَلِّمْنِي مِنْ غَرَائِبِ الْعِلْمِ قَالَ مَا صَنَعْتَ فِي رَأْسِ الْعِلْمِ حَتَّى تَسْأَلَ عَنْ غَرَائِبِهِ قَالَ الرَّجُلُ مَا رَأْسُ الْعِلْمِ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ قَالَ الْأَعْرَابِيُّ وَ مَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ قَالَ تَعْرِفُهُ بِلَا مِثْلٍ وَ لَا شِبْهٍ وَ لَا نِدٍّ وَ أَنَّهُ وَاحِدٌ أَحَدٌ ظَاهِرٌ بَاطِنٌ أَوَّلٌ آخِرٌ لَا كُفْوَ لَهُ وَ لَا نَظِيرَ فَذَلِكَ حَقُّ مَعْرِفَتِهِ.

توحید: ابن عباس گفت: یکی از بادیه نشینان خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول اللَّه چیزی از عجایب علم را به من تعلیم کن. حضرت فرمود: در رأس علم چه کردی که از غرائب آن سؤال می کنی؟ آن مرد گفت: رأس علم چیست یا رسول اللَّه؟ فرمود: معرفت خدا حق معرفتش. اعرابی گفت: معرفت خدا حق معرفتش چیست؟ فرمود: اینکه او را بشناسی بی مثل و مانند و همسان و اینکه او یکی است و یگانه و اول و باطن و اول و آخر که نه همتا دارد و نه نظیر و این حق معرفت او است.

بيان: الندّ بالكسر المثل.

توضیح «نِد» با کسره یعنی مثل و مانند.

«5»-يد، التوحيد أَبِی وَ ابْنُ الْوَلِيدِ مَعاً عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ وَ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ مَعاً عَنِ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الطاحن [الطَّاحِيِ عَنْ طَاهِرِ بْنِ حَاتِمِ بْنِ مَاهَوَيْهِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الطَّيِّبِ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ عليه السلام مَا الَّذِي لَا يُجْتَزَأُ فِي مَعْرِفَةِ الْخَالِقِ جَلَّ جَلَالُهُ بِدُونِهِ فَكَتَبَ عليه السلام لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ لَمْ يَزَلْ سَمِيعاً وَ عَلِيماً وَ بَصِيراً وَ هُوَ الْفَعَّالُ لِمَا يُرِيدُ ١.

توحید: طاهر بن حاتم بن ماهویه گفت: به خدمت طیّب یعنی أبو الحسن امام کاظم علیه السلام نوشتم که: آنچه در معرفت آفریدگار به کمتر از آن اکتفاء نمی شود چیست؟ حضرت در جواب نوشت: اعتقاد به اینکه چیزی مثل او نیست و همیشه شنوا و دانا و بینا بوده و می باشد و او است که آنچه را خواهد به فعل می آورد.

(١)1- رواه الكليني في الكافي في باب أدنى المعرفة عن عليّ بن محمّد، عن سهل بن زياد، عن طاهر بن حاتم في حال استقامته. اقول: قوله: في حال استقامته إشارة إلى تغير حاله، لانه كان مستقيما ثمّ تغير و أظهر القول بالغلو، نص علی ذلك الشيخ في الفهرست حيث قال: طاهر بن حاتم بن ماهويه كان مستقيما ثمّ تغير و أظهر القول بالغلو، و له روايات، أخبرنا برواياته حال استقامته جماعة عن محمّد بن علي بن الحسين، عن أبيه، و محمّد بن الحسن، عن عبد اللّٰه بن جعفر الحميري، عن محمّد بن عيسى بن عبيد، عن طاهر بن حاتم في حال استقامته. انتهی. و قال النجاشيّ: طاهر بن حاتم بن ماهويه القزويني أخو فارس بن حاتم كان صحيحا ثمّ خلط عليه إلخ.کلینی آن را در کافی، در باب «أدنی المعرفة»، از علی بن محمد، از سهل بن زیاد، از طاهر بن حاتم «در حال استقامتش» روایت کرده است. می‌گویم: این قید «در حال استقامتش» اشاره به دگرگونی حال اوست؛ زیرا او مستقیم بود سپس دگرگون شد و قول به غلو را آشکار کرد. شیخ در الفهرست بر این تصریح کرده است. و نجاشی گفته: طاهر بن حاتم بن ماهویه قزوینی، برادر فارس بن حاتم، درست‌کردار بود سپس بر او خلط شد.