Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 65
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

أَهْلِ الْبَصْرَةِ يُقَالُ لَهُ عُثْمَانُ الْأَعْمَى إِنَّ الْحَسَنَ الْبَصْرِيَّ ١ يَزْعُمُ أَنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ الْعِلْمَ يُؤْذِي رِيحُ بُطُونِهِمْ مَنْ يَدْخُلُ النَّارَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام فَهَلَكَ إِذاً مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ اللَّهُ مَدَحَهُ بِذَلِكَ وَ مَا زَالَ الْعِلْمُ مَكْتُوماً مُنْذُ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ نُوحاً فَلْيَذْهَبِ الْحَسَنُ يَمِيناً وَ شِمَالًا فَوَ اللَّهِ مَا يُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا هَاهُنَا وَ كَانَ عليه السلام يَقُولُ مِحْنَةُ النَّاسِ عَلَيْنَا عَظِيمَةٌ إِنْ دَعَوْنَاهُمْ لَمْ يُجِيبُونَا وَ إِنْ تَرَكْنَاهُمْ لَمْ يَهْتَدُوا بِغَيْرِنَا ٢.

اهل بصره به نام عثمان اعمی به آن حضرت گفت: حسن بصری معتقد است، افرادی که علم را کتمان می کنند، بوی گند شکمشان اهل جهنم را می آزارد. فرمود: پس مؤمن آل فرعون هلاک شده! حال این که قرآن او را به کتمان علم ستوده! از زمان بعثت نوح علیه السلام، علم پنهان و مکتوم بوده، پس حسن بصری به هر راهی که خواهد برود، به خدا سوگند که علم جز در این خاندان یافت نشود. و پیوسته آن امام می فرمود: بلا و آزمایش مردم بر ما سخت گران است، اگر ایشان را بخوانیم اجابت نمی کنند، و چون ترکشان گوییم، جز به ما هدایت نشوند.

«4»- لي، الأمالي للصدوق ابْنُ شَاذَوَيْهِ الْمُؤَدِّبُ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مُدْرِكِ بْنِ الْهَزْهَازِ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عليهما السلام يَا مُدْرِكُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَرَّ مَوَدَّةَ النَّاسِ إِلَيْنَا فَحَدَّثَهُمْ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ تَرَكَ مَا يُنْكِرُونَ٣.

امالی صدوق: امام صادق علیه السلام فرمود: ای مُدرک! خدا رحمت کند بنده ای را که دوستی مردم را برای ما جلب کند، آنچه می فهمند برای آن ها حدیث کند و آنچه منکرند وانهد.

ل، الخصال أبي عن سعد عن أيوب بن نوح عن ابن أبي عمير مثله.

الخصال: مثل این حدیث نقل شده است.

«5»- كش، رجال الكشي آدَمُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الدَّقَّاقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى السَّمَّانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَخِيهِ جَعْفَرٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام وَ عِنْدَهُ

رجال کشی: عیسی بن عبید از برادرش جعفر روایت کرده که گفت: نزد امام رضا علیه السلام نشسته بودم،

(١)1- 1 هو الحسن بن يسار أبو سعيد بن أبی الحسن البصري الأنصاريّ، نقل عن ابن حجر أنّه قال في التقريب في حقه: ثقة فاضل مشهور و كان يرسل كثيرا و يدلس، و كان يروي عن جماعة لم يسمع منهم و يقول: حدّثنا انتهی. و قال تلميذه ابن أبی العوجاء الدهري في حقه- لما قيل له: لم تركت مذهب صاحبك؟ و دخلت فيما لا أصل له و لا حقيقة- ما لفظه: إن صاحبي كان مخلطا، كان يقول طورا بالقدر و طورا بالجبر، و ما أعلمه اعتقد مذهبا دام عليه. و قال ابن أبي الحديد: و ممن قيل أنّه كان يبغض عليّا عليه السلام و يذمه: الحسن البصري، روى عنه حماد بن سلمة أنّه قال: لو كان على يأكل الحشف في المدينة لكان خير اله ممّا دخل فيه، و روی عنه أنّه كان من المخذلين عن نصرته. أقول: روی الكشّيّ في ص 64 من رجاله عن عليّ بن محمّد بن قتيبة قال: سئل أبو محمّد الفضل بن شاذان عن الزهاد الثمانية فقال: الربيع بن خيثم، و هرم بن حنان، و أويس القرني، و عامر بن عبد قيس، فكانوا مع علي عليه السلام و من أصحابه، كانوا زهادا أتقياء، و أمّا أبو مسلم فانه كان فاجرا مرائيا و كان صاحب معاوية، و هو الذي يحث الناس على قتال عليّ عليه السلام «إلى أن قال»: و الحسن كان يلقی أهل كل فرقة بما يهون، و يتصنع للرئاسة و كان رئيس القدرية. انتهی. و وردت أخبار متعدّدة في ذمه و تأتي ان شاء اللّٰه في محله، مات في رجب 110 و له 89 سنة. و ياتي الحديث بسند آخر تحت الرقم 27.او حسن بن یسار، ابوسعید بن ابی الحسن بصری انصاری است. از ابن حجر نقل شده که در «التقریب» درباره او گفته: ثقه، فاضل و مشهور است، ولی بسیار مرسل روایت می‌کرد و تدلیس می‌نمود، و از گروهی روایت می‌کرد که از آنان نشنیده بود و می‌گفت: «حدّثنا». و شاگردش ابن ابی العوجاء دَهری درباره او ـ آنگاه که پرسیدند چرا مذهب استادت را رها کردی و به چیزی درآمدی که نه اصلی دارد و نه حقیقتی ـ گفت: استادم درهم‌آمیزنده بود؛ گاه به قدر می‌گفت و گاه به جبر، و نمی‌دانم مذهبی را باور کرده باشد و بر آن پایدار مانده باشد. و ابن ابی الحدید گوید: از کسانی که گفته‌اند با علی علیه السلام دشمنی می‌ورزید و او را نکوهش می‌کرد، حسن بصری است؛ حمّاد بن سلمه از او روایت کرده که گفت: اگر علی در مدینه خرمای نامرغوب می‌خورد، برایش بهتر از آن بود که در آن کار درآمد. و از او روایت شده که از بازدارندگان مردم از یاری او بود. می‌گویم: کشّی در ص ۶۴ رجال خود از علی بن محمد بن قتیبه آورده که گفت: از ابومحمد فضل بن شاذان درباره زاهدان هشت‌گانه پرسیدند، گفت: ربیع بن خُثیم و هرم بن حیّان و اویس قرنی و عامر بن عبد قیس، که با علی علیه السلام و از اصحاب او بودند و زاهدانی پرهیزگار؛ و اما ابومسلم، او تبهکار و ریاکار بود و همراه معاویه، و همو بود که مردم را بر جنگ با علی علیه السلام برمی‌انگیخت… و حسن با هر گروهی به آنچه دلخواهشان بود روبه‌رو می‌شد و برای ریاست خود را می‌آراست و سرکرده قدریه بود. و اخبار چندی در نکوهش او وارد شده که ان شاء الله در جای خود خواهد آمد. در رجب سال ۱۱۰ در هشتادونه سالگی درگذشت. و این حدیث با سندی دیگر زیر شماره ۲۷ می‌آید.
(٢)2- 2 يأتي الحديث في الرقم 13 من الباب الآتي عن البصائر.این حدیث در شماره ۱۳ از باب آینده، از «البصائر» خواهد آمد.
(٣)3- 3 يأتي الحديث بتمامه عن أمالي المفيد تحت الرقم 15.این حدیث به تمامی از امالی مفید زیر شماره ۱۵ خواهد آمد.