Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 249
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

متعلقة باستئناف التعليم و فتكم ١ بفتح الفاء و تشديد التاء المثناة من فوق جملة فعلية على جواب لو و ذلك اليوم منصوب على الظرف و إنكار شديد مرفوع على الفاعلية و المعنى شق عصاكم و كسر قوة اعتقادكم و بدد جمعكم و فرق كلمتكم و في بعض النسخ إنكارا شديدا نصبا على التميز أو على نزع الخافض و ذلك اليوم بالرفع على الفاعلية و ربما يوجد في النسخ لأنكر بفتح اللام للتأكيد و أنكر على الفعل من الإنكار و أهل البصائر بالرفع على الفاعلية و فيكم بحرف الجر المتعلقة بمجرورها بأهل البصائر للظرفية أو بمعنى منكم و ذلك اليوم بالنصب على الظرف و إنكارا شديدا منصوبا على المفعول المطلق أو على التميز فليعرف انتهى قوله عليه السلام ركب اللّٰه به الباء للتعدية و الظاهر بهم كما في بعض النسخ و يحتمل أن يكون إفراد الضمير لإفراد لفظ الناس و الإرجاع إلى النبي بعيد و المعنى أن اللّٰه تعالى خلاهم و أنفسهم و فتنهم كما فتن الذين من قبلهم قوله عليه السلام لذلك ما يسعنا الموصول مبتدأ و الظرف خبره و سيأتي الكلام في الحج و النوافل في محالهما.

و سید داماد - قدس سره - گفته: لام تعلیل بر انّ با اسم و خبرش وارد شده و بنا بر بیشتر نسخه ها، متعلق است به استیناف تعلیم، «و فتّکم» جمله فعلیه از جواب لو می باشد و «ذلک الیوم» دارای نصب بنا بر ظرف می باشد و «انکار شدید» دارای رفع بنا بر فاعلیت است. بنابراین معنی این می شود که شما سرپیچی کردید و نیروی اعتقادتان شکسته شد و اجتماعتان پراکنده گشت و اتحادتان به تفرقه کشیده شد، و در بعضی از نسخه ها «انکاراً شدیداً» منصوب، بنا بر تمیز یا نزع خافض می باشد و «ذلک الیوم» مرفوع است بنا بر فاعل بودن، و چه بسا در نسخه ها یافت می شود. «لأنکر» که برای تأکید است و «أنکر» فعل است از انکار و «اهل البصائر» مرفوع است بنابر فاعلیت. «و فیکم» جار و مجرور متعلق به «اهل البصار» می باشد، یا بنا بر ظرف یا به معنی منکم. «و ذلک الیوم» به نصب هم ممکن است، بنا بر ظرفیت و «انکاراً شدیداً» منصوب است بنابر مفعول مطلق یا تمیز بودن؛ پس باید این مطلب را شناخت و دانست. کلام محقق داماد تمام شد. «رکب الله به»، باء برای متعدی کردن است و ظاهراً «بهم» می باشد نه «به» به صورت جمع، همان طور که در برخی نسخه ها هست و احتمال دارد مفرد بودن ضمیر در «به» به خاطر مفرد بودن لفظ ناس باشد و رجوع ضمیر به پیامبرصلی الله علیه وآله بعید است؛ و معنی این است که همانا خدا آن ها را تنها گذارد و به خودشان واگذاشت و آنان را مثل پیشینیان امتحان کرد. «لذلک ما یسعنا»، ما موصول است و مبتداء و لذلک خبر آن می باشد و به زودی سخن در حج و نوافل نماز در محل های خودش می آید.

«60»- كش، رجال الكشي مُحَمَّدُ بْنُ قُولَوَيْهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْحَجَّالِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام إِنَّهُ لَيْسَ كُلَّ سَاعَةٍ أَلْقَاكَ وَ لَا يُمْكِنُ الْقُدُومُ وَ يَجِي ءُ الرَّجُلُ مِنْ أَصْحَابِنَا فَيَسْأَلُنِي وَ لَيْسَ عِنْدِي كُلُّ مَا يَسْأَلُنِي عَنْهُ قَالَ فَمَا يَمْنَعُكَ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الثَّقَفِيِّ فَإِنَّهُ قَدْ سَمِعَ مِنْ أَبِي وَ كَانَ عِنْدَهُ وَجِيهاً.

رجال الکشی: ابن ابویعفور گوید: خدمت امام صادق علیه السلام عرض کردم: من نمی توانم هر ساعت که بخواهم، شما را ملاقات کنم و ممکن نیست برای ما که در هر ساعتی خدمت شما برسیم. کسی از همراهان ما می آید و از من چیزی می‌پرسد و من همه آنچه آن مرد از من می پرسد را نمی‌دانم. امام فرمود: چه مانع است تو را از ملاقات محمّد بن مسلم ثقفی، که او از پدرم احادیث شنیده و نزد ایشان آبرومند بوده است. از او بپرسید.

«61»- كش، رجال الكشي حَمْدَوَيْهِ عَنِ ابْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِيِّ ٢ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام رُبَّمَا احْتَجْنَا أَنْ نَسْأَلَ عَنِ الشَّيْ ءِ فَمَنْ نَسْأَلُ قَالَ عَلَيْكَ بِالْأَسَدِيِّ يَعْنِي أَبَا بَصِيرٍ.

رجال الکشی: شعیب گوید: خدمت امام صادق علیه السلام پرسیدم: چه بسا محتاج می شویم که از مسئله‌ای بپرسیم، پس از که بپرسیم؟ فرمود: بر تو باد اسدی (یعنی ابا بصیر اسدی).

«62»- كش، رجال الكشي مُحَمَّدُ بْنُ قُولَوَيْهِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَارَ مَعاً عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْيَقْطِينِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا سَأَلَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا أَشَدَّكَ فِي الْحَدِيثِ وَ أَكْثَرَ إِنْكَارَكَ لِمَا يَرْوِيهِ أَصْحَابُنَا فَمَا الَّذِي يَحْمِلُكَ عَلَى رَدِّ الْأَحَادِيثِ

رجال الکشی: یونس بن عبدالرحمان از همراهان ما، از امام پرسید و من هم حاضر بودم. امام علیه السلام به ایشان فرمود: ای ابا بصیر، چه سخت می گیرید در حدیث و انکار تو بر آنچه روایت همراهان ما می کنند زیاد است! چه چیز باعث شده که تو احادیث اصحاب را رد می‌کنی؟

(١)1- لم نجد لفظ «فتّكم» في الحديث و لعلّ كان في نسخة: «لانكر أهل التصابر فتكم».واژه «فتّکم» را در حدیث نیافتیم؛ و شاید در نسخه‌ای چنین بوده: «لانکر أهل التصابر فتکم».
(٢)2- هو شعيب بن يعقوب العقرقوفي، أبو يعقوب، ابن اخت يحيی بن القاسم أبي بصير، وثّقه النجاشيّ فقال: ثقة عين له كتاب يرويه حماد بن عيسى و غيره.او شعیب بن یعقوب عقرقوفی، ابویعقوب، خواهرزاده یحیی بن القاسم ابوبصیر است. نجاشی او را توثیق کرده و گفته: ثقه و سرشناس است؛ کتابی دارد که حمّاد بن عیسی و دیگران آن را روایت می‌کنند.