Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 21
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

فَاسْتَجَابَتْ لَهُ ١

و آن شخص او را اجابت کند».

شی، تفسير العياشي عن حمران مثله.

تفسیر عیاشی: حمران مثل آن را روایت کرده است.

«59»- شی، تفسير العياشي عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ ٢عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَى الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ قَالَ كِتَابُ عَلِيٍّ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ قَالَ الْمُتَّقُونَ شِيعَتُنَا الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ وَ مِمَّا عَلَّمْنَاهُمْ يَبُثُّونَ.

تفسیر عیاشی: سعد بن مسلم از امام صادق علیه السلام روایت می کند که درباره آیه «الم ذلِک الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ»، فرمود کتاب علی علیه السلام است که شکی در آن نیست و «هدی للمتقین» متقین و پرهیزکاران، شیعیان ما هستند که ایمان به غیب داشته، نماز را به پا می دارند و انفاق می کنند و آنچه را به آنان یاد دادیم، انتشار می دهند.

«60»- شی، تفسير العياشي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَی وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً قَالَ لَمْ يَقْتُلْهَا ٣ أَوْ أَنْجَاهَا مِنْ غَرَقٍ أَوْ حَرَقٍ أَوْ أَعْظَمَ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ يُخْرِجُهَا مِنْ ضَلَالَةٍ إِلَى هُدًى.

تفسیر عیاشی: محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام در مورد آیه «وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً»، فرمود: معنایش این است که با این که قتل بر او ثابت است، او را نمی کشد؛ یا او را از غرق شدن و سوختن نجات می دهد و از همه مهم تر این است که کسی را از گمراهی به سوی هدایت بیرون برد.

«61»- شی، تفسير العياشي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً قَالَ مَنِ اسْتَخْرَجَهَا مِنَ الْكُفْرِ إِلَى الْإِيمَانِ.

تفسیر عیاشی: ابوبصیر می گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آیه «وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً»، پرسیدم، فرمود: مقصود خارج کردن از کفر به سوی ایمان است.

«62»- سر، السرائر مِنْ كِتَابِ الْمَشِيخَةِ لِابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى عليه السلام قَالَ: قَالَ لِي أَبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لَا تَكُونَنَّ إِمَّعَةً.

سرائر: فضل از امام هفتم علیه السلام روایت می کند که فرمود: خیررسان و خیرگو باش. نگو من با مردم و مانند یکی از آنان هستم.

مكسورة الألف مشددة الميم المفتوحة و العين غير المعجمة.

«إمّعه» با الف مکسور، میم مشدّد مفتوح و عین بی‌نقطه است.

قَالَ: وَ مَا الْإِمَّعَةُ قَالَ لَا تَقُولَنَّ أَنَا مَعَ النَّاسِ وَ أَنَا كَوَاحِدٍ مِنَ النَّاسِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا هُمَا نَجْدَانِ نَجْدُ خَيْرٍ وَ نَجْدُ شَرٍّ فَمَا بَالُ نَجْدِ الشَّرِّ أَحَبُّ إِلَيْكُمْ مِنْ نَجْدِ الْخَيْرِ.

به هر کس نگو من با تو هستم، زیرا پیامبر فرمود: دو راه بیشتر نیست، یکی راه خیر و دیگری شر، چرا راه شر از راه خیر نزد شما محبوب تر است؟

جا، المجالس للمفيد أحمد بن الوليد عن أبيه عن الصفار عن أبي معروف عن ابن مهزيار عن ابن محبوب عن الفضل بن يونس مثله

مجالس مفید: فضل بن یونس مثل آن را روایت کرده است.

(١)1- أي دعاها من ظلمة الجهالة و الضلالة الى الرشد و الهداية، فاستجابت نفسه له.یعنی نفس خود را از تاریکی نادانی و گمراهی به سوی رشد و هدایت فرا خواند، و نفسش او را پاسخ داد.
(٢)2- قال النجاشيّ في ص 137: سعدان بن مسلم و اسمه عبد الرحمن بن مسلم أبو الحسن العامري مولی أبی العلاء كرز بن حفيد العامري، من عامر ربيعة، روی عن أبي عبد اللّٰه و أبي الحسن عليهما السلام، و عمر عمرا طويلا، قد اختلف في عشيرته، فقال أستادنا عثمان بن حاتم بن المنتاب: التغلبي، و قال محمّد بن عبده: سعدان بن مسلم الزهري من بني زهرة بن كلاب عربي أعقب، و اللّٰه أعلم. له كتاب يرويه جماعة. و قال السيّد الداماد قدّس سرّه: سعدان بن مسلم شيخ كبير القدر، جليل المنزلة له أصل رواه عنه جماعة من الثقات و الأعيان كصفوان بن يحيی و غيره.نجاشی در ص ۱۳۷ گوید: سعدان بن مسلم ـ و نامش عبدالرحمن بن مسلم، ابوالحسن عامری، مولای ابوالعلاء کرز بن حفید عامری، از عامرِ ربیعه است ـ از ابوعبدالله و ابوالحسن علیهما السلام روایت کرده و عمری دراز یافت. در تیره او اختلاف است: استاد ما عثمان بن حاتم بن المنتاب گفت: تغلبی است؛ و محمد بن عبده گفت: سعدان بن مسلم زُهری از بنی زهرة بن کلاب، عربی و دارای فرزند است؛ و خدا داناتر است. او را کتابی است که گروهی آن را روایت می‌کنند. و سید داماد قدّس سرّه گفته: سعدان بن مسلم شیخی بزرگ‌قدر و بلندمرتبه است و اصلی دارد که گروهی از ثقات و بزرگان مانند صفوان بن یحیی و جز او از او روایت کرده‌اند.
(٣)3- أي لم يقتص منه و لم يقتلها بدل قتيله.یعنی از او قصاص نگرفت و او را به جای کشته خود نکشت.