Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 194
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

فَزِيدُوهُ وَ مَنْ أَنْكَرَهُ فَذَرُوهُ إِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ أَنْ تَكُونَ فِتْنَةٌ يَسْقُطُ فِيهَا كُلُّ بِطَانَةٍ وَ وَلِيجَةٍ حَتَّى يَسْقُطُ فِيهَا مَنْ كَانَ يَشُقُّ الشَّعْرَ بِشَعْرَتَيْنِ حَتَّى لَا يَبْقَى إِلَّا نَحْنُ وَ شِيعَتُنَا.

بیش تر بگویید. منکران را رها کنید، ناگزیر فتنه ای است که رازداران سقوط خواهند کرد؛ حتی کسی که به اندازه ای دقیق النظر و باریک بین است که یک مو را شکافته، تبدیل به دو مو می کند، سقوط خواهد کرد تا جایی که جز ما و شیعیان ما کسی نماند.

و ذكر أبو جعفر محمد بن الحسن أنه وجد في بعض الكتب و لم يروه بخط آدم بن علي بن آدم قال عمير الكوفي في معنى حديثنا صعب مستصعب لا يحتمله ملك مقرب و لا نبي مرسل فهو ما رويتم أن اللّٰه تبارك و تعالى لا يوصف و رسوله لا يوصف و المؤمن لا يوصف فمن احتمل حديثهم فقد حدهم و من حدهم فقد وصفهم و من وصفهم بكمالهم فقد أحاط بهم و هو أعلم منهم و قال نقطع الحديث عمن دونه فنكتفي به لأنه قال صعب فقد صعب على كل أحد حيث قال صعب فالصعب لا يركب و لا يحمل عليه لأنه إذا ركب و حمل عليه فليس بصعب.

ابو جعفر محمد بن حسن صفار ذکر کرده که حدیث به خط آدم بن علی بن آدم یافت شده، اما روایت نگردیده، که در آن، عمیر کوفی در مورد واژه های «صعب» و «مستصعب» که او را جز فرشته مقرب یا پیامبر مرسل تحمل نمی تواند، گزارش کرده که آنها حدیثی است که شما روایت کردید، از این که خداوند وصف ناپذیر و رسولش وصف پذیر و مؤمن هم وصف ناپذیر است. اگر کسی تحمل حدیث ائمه علیهم السلام را داشته باشد، در واقع آنان را محدود کرده است و محدود کردن (یا تعریف کردن)، همان توصیف است؛ وصف کننده آن ناگزیر به کمالات آنان احاطه خواهد داشت و در نتیجه از آنان آگاه تر است. و شیخ ابوجعفر گفته، بر فرض که از آخر حدیث دست بر داریم، که شما قبول ندارید، به اول حدیث که واژه «صعب» و «متصعب» آمده استدلال می کنیم که به دلیل روایات فراوان به این مضمون، قابل انکار نیست؛ چون صعب بر همه سخت است زیرا صعب شتری است که از سوار شدن منع می کند و بار برنمی دارد، چه این که اگر غیر از این باشد، صعب نخواهد بود.

وَ قَالَ الْمُفَضَّلُ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام إِنَّ حَدِيثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ ذَكْوَانُ أَجْرَدُ لَا يَحْتَمِلُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ أَمَّا الصَّعْبُ فَهُوَ الَّذِي لَمْ يُرْكَبْ بَعْدُ وَ أَمَّا الْمُسْتَصْعَبُ فَهُوَ الَّذِي يَهْرُبُ مِنْهُ إِذَا رَأَى وَ أَمَّا الذَّكْوَانُ فَهُوَ ذَكَاءُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَمَّا الْأَجْرَدُ فَهُوَ الَّذِي لَا يَتَعَلَّقُ بِهِ شَيْ ءٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ فَأَحْسَنُ الْحَدِيثِ حَدِيثُنَا لَا يَحْتَمِلُ أَحَدٌ مِنَ الْخَلَائِقِ أَمْرَهُ بِكَمَالِهِ حَتَّى يَحُدَّهُ لِأَنَّ مَنْ حَدَّ شَيْئاً فَهُوَ أَكْبَرُ مِنْهُ.

مفضّل از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود: حدیث ما «صعب» و «مستصعب» و «ذکوان»، «اجرد» است که او را نه فرشته مقرب و نه نبی مرسل و نه بنده ای که خدا قلب او را برای ایمان امتحان کرده، نمی تواند تحمل کند. «صعب» شتری است که هنوز سوارش نشده اند، «مستصعب» شتری است که از او فرار می کنند، «ذکوان» افراد زیرک مؤمنان و «اجرد» چیزی است که ما قبل و ما بعد به او وابسته نیست. و خداوند فرموده: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ»، {خدا زیباترین سخن را نازل کرده است.} «احسن الحدیث» حدیث اهل بیت است که هیچ یک از مخلوقات تاب تحمل آن را به طور کامل ندارند تا آن را محدود کند (یا تعریف کند)، چون هر کس چیزی را محدود کند، بزرگ تر از آن خواهد بود.

بيان: قوله و ذكر أبو جعفر كلام تلامذة الصفار أو كلام الصفار كما هو دأب القدماء و أبو جعفر هو الصفار و حاصل ما نقل عن عمير الكوفي هو رفع الاستبعاد عن أن حديثهم لا يحتمله ملك مقرب و لا نبي مرسل بأن من أحاط بكنه علم رجل و جميع كمالاته فلا محالة يكون متصفا بجميع ذلك على وجه الكمال إذ ظاهر أن من لم يتصف بكمال على وجه الكمال لا يمكنه معرفة ذلك الكمال على هذا الوجه و لا بد في الاطلاع على كنه أحوال الغير من مزية كما يحكم به الوجدان فلا استبعاد في قصور الملائكة و سائر الأنبياء الذين هم دونهم في الكمال عن الإحاطة بكنه كمالاتهم و غرائب حالاتهم ثم قال نحذف من الحديث آخره الذي تأبون عن التصديق به و نأخذ أوله و نحتج عليكم به لكونه مذكورا في أخبار كثيرة و لا يمكنكم إنكاره و هو قوله عليه السلام صعب مستصعب فنقول هذا يكفي لإثبات ما يدل عليه آخر الخبر لأن الصعب هو الجمل الذي يأبى

در تشریح حدیث، ابو جعفر محمد بن حسن، کلامی از شاگردان صفار یا کلام خود صفار ذکر کرده است، چنانچه این روش قدماء محدثین بوده است، و ابوجعفر (کنیه) همان صفار زاده است. حاصل نقل کلام از ابن عمیر کوفی، رفع استبعاد در تحمّل حدیث معصومین علیهم السلام می باشد به این بیان: فرشته مقرب و پیامبر مرسل، تحمل حدیث را نمی توانند؛ دلیلش این است که هرکس احاطه کامل به حقیقت و کنه علم کسی پیدا کند و همه کمال های او را دارا شود، ناگزیر می تواند متصف به اوصاف او شود و همه کمالاتش را با وجه کامل فرا گیرد، زیرا ظاهراً (این قاعده) مسلم است که تا کسی خودش متصف به کمالی علی وجه الکمال نباشد، نمی تواند آن کمال را علی وجه الکمال بشناسد (شناخت ناقص کافی نیست). در اطلاع پیدا کردن بر احوال غیر و حقیقت آن، باید برتری داشته باشد، چنانچه وجدان به این حقیقت اعتراف دارد و حکم می کند؛ بنابراین استبعاد و دور از فهم نیست، اگر گفتیم فرشته ها و پیامبرانی که از کمالات، پایین تر از امامان معصوم علیهم السلام هستند، توان احاطه علمی به کمالات و عجائب احوال امامان معصوم را ندارند. سپس راوی گوید: آخر حدیث را حذف کردیم، چون مانع از تصدیق داشت و اول حدیث را آوردیم و به آن استدلال کردیم که در اخبار فراوان آمده است و شما نمی توانید آن را انکار کنید و آن گفته امام علیه السلام «صعب مستصعب» است، پس می گوییم، این بیانی که عرضه شد برای اثبات آنچه آخر روایت دلالت