Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 192
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

لِي جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ ذَكْوَانُ ذَكِيٌّ أَبَداً قُلْتُ أَجْرَدُ قَالَ طَرِيٌّ أَبَداً قُلْتُ مُقَنَّعٌ قَالَ مَسْتُورٌ.

فدایت گردم! برایم تفسیر نما. فرمود: «ذکوان» همیشه «ذکی» است که دائماً نورپردازی می کند. عرض کردم «اَجرُد» چه؟ فرمود: همیشه تازه است. عرض کردم: «مقنع» چه؟ فرمود: همیشه پنهان است.

بيان: الذكاء التوقد و الالتهاب أي ينور الخلق دائما و الأجرد الذي لا شعر على بدنه و مثل هذا يكون طريا حسنا فاستعير للطراوة و الحسن.

«الذکاء» شعله آتشی که همیشه برای مردم نورافشانی می کند. «الأجرد» چیزی که در بدنش موی نباشد و مثل آن همیشه تازه و نیکوست (کنایه از تازگی و خوبی‌ است).

«33»- ير، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: إِنَّ حَدِيثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ أَجْرَدُ ذَكْوَانُ وَعْرٌ شَرِيفٌ كَرِيمٌ فَإِذَا سَمِعْتُمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ لَانَتْ لَهُ قُلُوبُكُمْ فَاحْتَمِلُوهُ وَ احْمَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ وَ إِنْ لَمْ تَحْتَمِلُوهُ وَ لَمْ تُطِيقُوهُ فَرُدُّوهُ إِلَى الْإِمَامِ الْعَالِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عليهم السلام فَإِنَّمَا الشَّقِيُّ الْهَالِكُ الَّذِي يَقُولُ وَ اللَّهِ مَا كَانَ هَذَا ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ إِنَّ الْإِنْكَارَ هُوَ الْكُفْرُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ.

بصائر الدرجات: جابر از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود: حدیث ما سخت و ناهموار، نیکو و پرطراوت، سرزمین هموار، شریف، کریم و مشکل است. وقتی چیزی از حدیث ما شنیدید و قلب شما نرم شد، آن را پذیرفته، خدای را سپاس گوئید؛ و اگر طاقت و تحمل آن را ندارید، به عالم آل محمد باز گردانید. تنها بدبختی به هلاکت افتادنی است که می گوید، قسم به خدا چنین نیست و منکر می شود، و انکار، کفر به خدای بزرگ است.

بيان: الوعر ضد السهل من الأرض.

«الوعر» زمین سخت را گویند.

«34»- ير، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الصَّامِتِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام إِنَّ حَدِيثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ شَرِيفٌ كَرِيمٌ ذَكْوَانُ ذَكِيٌّ وَعْرٌ لَا يَحْتَمِلُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ قُلْتُ فَمَنْ يَحْتَمِلُهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ مَنْ شِئْنَا يَا أَبَا الصَّامِتِ قَالَ أَبُو الصَّامِتِ فَظَنَنْتُ أَنَّ لِلَّهِ عِبَاداً هُمْ أَفْضَلُ مِنْ هَؤُلَاءِ الثَّلَاثَةِ.

بصائر الدرجات: ابو صامت می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: حدیث ما سخت و ناهموار، شریف، کریم، مشکل، نورانی و هموار است که جز فرشته مقرب یا نبی مرسل یا بنده مؤمن آزموده، تاب تحمل آن را ندارد. عرض کردم: فدایت گردم! پس چه کسی تحمل آن را دارد؟ فرمود: ای ابو صامت، هر که را ما بخواهیم. ابوصامت گوید: گمان کردم خداوند بندگانی دارد که از فرشته مقرب و نبی مرسل و مؤمن آزموده افضل است.

بيان: لعل المراد الإمام الذي بعدهم فإنه أفضل من الثلاثة و استثناء نبينا صلى اللّٰه عليه و آله ظاهر و المراد بهذا الحديث الأمور الغريبة التي لا يحتملها غيرهم عليهم السلام ١.

شاید مراد امام علیه السلام از ردیف کردن آن سه تا این است که مؤمن بهترین آنها است و استثناء پیامبر ما آشکار است. مراد از حدیث در اینجا، امور غریبه ای است که غیر ائمه معصومین علیهم السلام، کسی تحمل آن را ندارد.

«35»- ير، بصائر الدرجات إِبْرَاهِيمُ بْنُ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ ٢ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَ

بصائر الدرجات: اصبغ بن نباته می گوید: از علی علیه السلام شنیدم که فرمود:

(١)1- و هذا الخبر هو الذي أشرنا في الحاشية المكتوبة على الخبر المرقم 8 ان للامر الذي عندهم مرتبة عليا من فهم هولاء الفرق الثلاث، و هو حقيقة التوحيد الخاصّة بالنبي و آله لا ما ذكره من الأمور الغريبة. طو این همان خبری است که در حاشیه نوشته‌شده بر خبر شماره ۸ بدان اشاره کردیم که آن امری که نزد ایشان است، مرتبه‌ای برتر از فهم این سه فرقه دارد؛ و آن حقیقت توحیدِ ویژه پیامبر و خاندان اوست، نه آن امور شگفتی که او یاد کرده است. ط.
(٢)2- هو أبو النعمان الأزديّ الكوفيّ التابعي، حكی عن ابن حجر أنّه قال في تقريبه: صدوق يخطئ، و يرمی بالرفض و عنونه الشيخ في رجاله في باب أصحاب أمير المؤمنين عليه السلام.او ابوالنعمان ازدی کوفی، تابعی است. از ابن حجر حکایت شده که در «تقریب» خود گفته: راستگوست ولی خطا می‌کند، و به رفض متهم است. و شیخ در رجال خود او را در باب اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام آورده است.