Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 178
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

«23»- ير، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ مُرَازِمٍ وَ مُوسَی بْنِ بَكْرٍ قَالا سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَمْ يَزَلِ اللَّهُ يَبْعَثُ مِنَّا مَنْ يَعْلَمُ كِتَابَهُ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ وَ إِنَّ عِنْدَنَا مِنْ حَلَالِ اللَّهِ وَ حَرَامِهِ مَا يَسَعُنَا كِتْمَانُهُ مَا نَسْتَطِيعُ أَنْ نُحَدِّثَ بِهِ أَحَداً.

بصائر الدرجات: مرازم و موسی بن بکر گویند: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که می فرمود: همیشه خداوند از ما اهل بیت کسی را برمی انگیزاند که کتاب خدا را از اول تا آخر می داند. و حلال و حرام خدا در نزد ماست که حق کتمان آن را نداریم و از طرفی هم نمی توانیم به هر کس بگوییم.

«24»- ير، بصائر الدرجات عَبْدُ اللَّهِ ١ عَنْ مُحَسِّنٍ ٢ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ الْعِلْمُ الَّذِي يَعْلَمُهُ عَالِمُكُمْ بِمَا يَعْلَمُ قَالَ وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله وَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليهما السلام يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ وَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى النَّاسِ.

بصائر الدرجات: حارث ابن مغیره می‌گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: دانشی را که عالم شما می داند از کجاست؟ فرمود: میراث رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی بن ابی طالب علیهما السلام است که مردم به آن نیازمندند و ما به مردم نیازی نداریم.

«25»- ير، بصائر الدرجات الْحَجَّالُ عَنْ صَالِحٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ قَالَ هُوَ حَدِيثُنَا فِي صُحُفٍ مُطَهَّرَةٍ مِنَ الْكَذِبِ.

بصائر الدرجات: برید عجلی می گوید: از امام باقر علیه السلام پیرامون آیه «صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِیها کُتُبٌ قَیِّمَةٌ»، {فرستاده ای از جانب خدا که [بر آنان] صحیفه هایی پاک را تلاوت کند، که در آنها نوشته های استوار است.} پرسیدم، فرمود: حدیث ما است که در صحیفه های پاکیزه از دروغ ثبت است.

«26»- سن، المحاسن عَبَّاسُ بْنُ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيِّ عَنْ أَبِي غَيْلَانَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام إِنَّ اللَّهَ بَرَّأَ مُحَمَّداً صلى اللّٰه عليه و آله مِنْ ثَلَاثٍ أَنْ يَتَقَوَّلَ عَلَى اللَّهِ أَوْ يَنْطِقَ عَنْ هَوَاهُ أَوْ يَتَكَلَّفَ.

المحاسن: اسماعیل جعفی می گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند محمد صلی الله علیه و آله را از سه چیز بیزار و بر کنار فرموده است: از این که به خدا دروغ و افترا بندد، یا از روی هوا سخن گوید، یا تکلّف نماید، یعنی چیزهایی را ادعا کند که اهل آن نیست.

بيان: إشارة إلى قوله تعالى وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ٣» و سمي الافتراء تقولا لأنه قول متكلف و إلی قوله تعالی وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ٤ و إلی قوله تعالی وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ ٥و التكلف التصنع و ادعاء ما ليس من أهله.

حدیث اشاره به آیه مبارکه است: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ»، {و اگر [او] پاره ای گفته ها بر ما بسته بود.} و به گفتار کوچک افترا گفته شده، زیرا گفتار انسان متکلم است و اشاره به آیه مبارکه: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی»، {و از سر هوس سخن نمی گوید.} و اشاره به قول خدای متعال: «وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ»، {و من از کسانی نیستم که چیزی از خود بسازم [و به خدا نسبت دهم].} است. «تکلف» خود سازی و ادعای چیزی است که اهل آن نباشد.

«27»- جا، المجالس للمفيد ابْنُ قُولَوَيْهِ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام إِذَا حَدَّثْتَنِي بِحَدِيثٍ فَأَسْنِدْهُ لِي فَقَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ عَنْ جَبْرَئِيلَ عليه السلام عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كُلُّ مَا أُحَدِّثُكَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ ٦.

مجالس مفید: جابر می گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم: اسناد حدیث خود را بگویید. فرمود: پدرم از جدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله از جبرئیل از خداوند متعال است، هر وقت به تو حدیث می گویم، سندش همین است.

«28»- مُنْيَةُ الْمُرِيدِ، رَوَى هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ وَ حَمَّادُ بْنُ عُثْمَانَ وَ غَيْرُهُمَا قَالُوا سَمِعْنَا

منیة المرید: هشام بن سالم و حماد بن عثمان و غیر آنها روایت کرده اند که از

(١)1- حكی عن جامع الرواة رواية الصفار عن عبد اللّٰه بن الحسن العلوي؛ و لعله هذا.از «جامع الرواة» نقل شده که صفّار از عبدالله بن الحسن علوی روایت کرده است؛ و شاید همین باشد.
(٢)2- ضبطه في التنقيح بتشديد السين وزان «محدث» و لعله محسن بن أحمد البجليّ أبو محمّد من أصحاب الرضا عليه السلام بقرينة روايته عن يونس بن يعقوب.در «التنقیح» آن را با تشدید سین، بر وزن «محدِّث» ضبط کرده است؛ و شاید محسن بن احمد بجلی، ابومحمد از اصحاب امام رضا علیه السلام باشد، به قرینه روایتش از یونس بن یعقوب.
(٣)3- الحاقّة: 44الحاقّة: ۴۴.
(٤)4- النجم: 3.النجم: ۳.
(٥)5- ص: 86.ص: ۸۶.
(٦)6- تقدم الحديث مع زيادة في باب فضل كتابة الحديث تحت الرقم 20این حدیث با افزوده‌ای در باب فضل کتابت حدیث زیر شماره ۲۰ گذشت.