فَقَالَ لَيْسَ مِنْ شَيْ ءٍ إِلَّا فِي الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ قَالَ ثُمَّ مَكَثَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ يُوَفَّقُ وَ يُسَدَّدُ وَ لَيْسَ كَمَا تَظُنُّ.
عرض کرد: اگر در کتاب و سنت یافت نشد؟ فرمود: چیزی نیست که در کتاب و سنت نباشد. راوی گوید: آن حضرت لحظه ای مکث کرد و سپس فرمود: امام موفق می شود و کمک می گردد تا آن را از کتاب و سنت بداند، و از روی اجتهاد و گمان نیست که تو فکر می کنی.
بيان: قوله عليه السلام يوفق و يسدد أي لأن يعلم ذلك من الكتاب و السنة لئلا ينافي الأخبار السابقة و أول هذا الخبر أيضا ١
«یوفق و یسدد» یعنی موفق می شود تا آن مطلب را از کتاب و سنت بفهمد. این معنای حدیث است تا با معانی اخبار گذشته و اول این حدیث منافات نداشته باشد.
«18»- ير، بصائر الدرجات ابْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ ٢ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: دَخَلْتُ عَلَيْهِ بِمِنًى فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ الْإِمَامُ بِأَيِّ شَيْ ءٍ يَحْكُمُ قَالَ قَالَ بِالْكِتَابِ قُلْتُ فَمَا لَيْسَ فِي الْكِتَابِ قَالَ بِالسُّنَّةِ قُلْتُ فَمَا لَيْسَ فِي السُّنَّةِ وَ لَا فِي الْكِتَابِ قَالَ فَقَالَ بِيَدِهِ قَدْ أَعْرِفُ الَّذِي تُرِيدُ يُسَدَّدُ وَ يُوَفَّقُ وَ لَيْسَ كَمَا تَظُنُّ ٣.
بصائر الدرجات: سورة بن کلیب از امام صادق علیه السلام روایت کرده که گفت: در منی خدمت آن حضرت رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم، امام به چه فتوا می دهد؟ فرمود: به کتاب خدا. عرض کردم: اگر در کتاب خدا نبود؟ فرمود: به سنت. عرض کردم: اگر در کتاب و سنت نبود؟ آن حضرت با دست مبارک اشاره کرد که می دانم چه می خواهی بگویی! فرمود: امام آن را از کتاب و سنت با کمک و توفیق خدا می داند. آن طور نیست که تو گمان می کنی!
«19»- ير، بصائر الدرجات أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ عليه السلام إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ أَمْرٌ مَا نَزَلَ بِهِ كِتَابٌ وَ لَا سُنَّةٌ قَالَ بِرَجْمٍ فَأَصَابَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام وَ هِيَ الْمُعْضِلَاتُ.
بصائر الدرجات: عبدالرحیم قصیر از امام باقر علیه السلام روایت کرد که آن امام فرمود: وقتی بر حضرت علی علیه السلام مسئله ای پیش آمد که در کتاب و سنت نبود، آن حضرت به الهام خداوند حکم فرمود. امام باقر علیه السلام فرمود: این از مشکلات است.
(١)1- [١]بل المراد أن له طريقا من العلم إليه، و ليس كما تظن أي بالطرق العادية، فهو القاء في الفهم و قذف في القلب معا من غير طريق الفهم العادي، و لا ينافي ذلك لا صدر الخبر و لا غيره من الاخبار فافهم طبلکه مراد آن است که او را راهی از دانش بدان هست، و نه چنان است که تو میپنداری، یعنی از راههای عادی؛ بلکه هم القا در فهم است و هم افکندن در دل، بیآنکه از راه فهم عادی باشد. و این نه با آغاز خبر ناسازگار است و نه با دیگر اخبار؛ پس دریاب. ط.
(٢)2- [٢]بضم السين المهملة وسكون الواو وفتح الراي المهملة. وكليب وزان (زبير) هو سورة بن كليب بن معاوية الاسدي. كان من أصحاب الباقر والصادق 8. روی الكشي في ص ٢٣٩ من رجاله باسناده عن محمد بن مسعود ، عن الحسين بن اشكيب ، عن عبدالرحمن بن حماد ، عن محمد بن اسماعيل الميثمي ، عن حذيفة بن منصور ، عن سورة بن كليب قال : قال لي زيد بن علي : ياسورة كيف علمتم أن صاحبكم على ما تذكرونه؟ قال : قلت : على الخبير سقطت ، قال : فقال : هات ، فقلت له : كنا نأتي أخاك محمد بن علي 8 نسأله فيقول : قال رسول اللّٰه 9 وقال اللّٰه عزوجل في كتابه ، حتى مضى أخوك فأتينا كم وأنت فيمن أتينا ، فتخبرونا ببعض ولا تخبرونا بكل الذي نسالكم عنه حتى أتينا ابن أخيك جعفرا فقال لنا : كل ماقال أبوه : قال رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه وآله وقال تعالى ، فتبسم وقال : أما واللّٰه إن قلت بذا ، فان كتب علي صلوات اللّٰه عليه عنده. يستفاد من ذلك قوته في الحجاج ، وأنه كان مشهورا بالتشيع ، وأنه كان أهلا لسؤال مثل زيد بن علی عنه.با ضمّ سین بینقطه و سکون واو و فتح راء بینقطه. و «کلیب» بر وزن «زبیر». او سَورة بن کلیب بن معاویه اسدی است، از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام. کشّی در ص ۲۳۹ رجال خود به اسنادش از محمد بن مسعود، از حسین بن اشکیب، از عبدالرحمن بن حمّاد، از محمد بن اسماعیل میثمی، از حذیفة بن منصور، از سَورة بن کلیب آورده که گفت: زید بن علی به من گفت: ای سوره، از کجا دانستید که صاحب شما چنان است که میگویید؟ گفتم: بر آگاه فرود آمدی. گفت: بگو. گفتم: نزد برادرت محمد بن علی علیهما السلام میآمدیم و میپرسیدیم، و او میگفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود و خدای عزوجل در کتابش فرمود؛ تا آنکه برادرت درگذشت و نزد شما آمدیم و تو از کسانی بودی که نزدشان آمدیم، ولی برخی را میگفتید و همه آنچه را میپرسیدیم نمیگفتید؛ تا نزد برادرزادهات جعفر آمدیم و او همه آنچه را پدرش میگفت به ما گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود و خدای متعال فرمود. زید لبخند زد و گفت: اما به خدا اگر چنین بگویی، کتابهای علی صلوات الله علیه نزد اوست. از این برمیآید که او در احتجاج نیرومند و به تشیّع مشهور بود و شایسته آن بود که کسی چون زید بن علی از او بپرسد.
(٣)3- [٣] الحديث متحد مع 15، و رواه حماد عن أبي عبد اللّٰه عليه السلام كما تقدم تحت الرقم 17.این حدیث با حدیث ۱۵ یکی است، و حمّاد آن را از ابوعبدالله علیه السلام روایت کرده، چنان که زیر شماره ۱۷ گذشت.