Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 159
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

يرفع حديثه بإسقاط الواسطة من فرع الشي ء أي ارتفع و علا و فرعت الجبل أي صعدته و قيل لأنه يزيل عن الراوي ما يوجب قبول روايته و العمل بها أي العدالة من افترعت البكر أي اقتضضتها و قيل لأنه قال كذب أزيل بكارته أي صدر مثله من السابقين كثيرا و قيل لأنه الكذب المستحدث أي لم يقع مثله من السابقين و قيل لأنه ابتدأ بذكر من ينبغي أن يذكره أخيرا من قولهم بئس ما افترعت به أي ابتدأت به و قيل لأنه كذب فرع كذب رجل آخر فإنك إن أسندته إليه فإن كان كاذبا أيضا فلست بكاذب بخلاف ما إذا أسقطته فإنه إن كان كاذبا فأنت أيضا كاذب فعلى الثلاثة الأولى و الاحتمال الأخير اسم فاعل و علی البواقي اسم مفعول.

بالا می برد، پس بنا بر این، «فرع» به معنای ارتفاع آمده. 3. زیرا باعث می شود موجب قبول روایت و عمل به آن، یعنی عدالت از او برطرف شود، بنا بر این «فرع» به معنای «زائل» شدن آمده. 4. زیرا آن دروغی است که مثل آن از گذشتگان زیاد صادر شده است. 5. زیرا آن دروغی است که از گذشتگان مانند آن واقع نشده است. 6. زیرا آن شخص به ذکر کسی شروع کرده که سزاوار است در آخر ذکر شود. 7. زیرا آن دروغ، فرع دروغ شخص دیگری است؛ زیرا اگر تو آن حدیث را به سوی راوی اصلی اسناد دهی، گرچه او دروغ گفته باشد، اما تو دروغ گو نخواهی بود، به خلاف این صورت که راوی اگر دروغ گو باشد، تو هم دروغ گو خواهی شد، بنا بر سه احتمال اول و احتمال اخیر، کذب به معنای اسم فاعل و در باقی احتمالات به معنای اسم مفعول آمده است.

«5»- مع، معاني الأخبار أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَخِيهِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِيثٌ يَرْوِيهِ النَّاسُ ١ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله قَالَ حَدِّثْ عَنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ لَا حَرَجَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَنُحَدِّثُ عَنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا سَمِعْنَاهُ وَ لَا حَرَجَ عَلَيْنَا قَالَ أَ مَا سَمِعْتَ مَا قَالَ كَفَى بِالْمَرْءِ كَذِباً أَنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ مَا سَمِعَ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ هَذَا قَالَ مَا كَانَ فِي الْكِتَابِ أَنَّهُ كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ فَحَدِّثْ أَنَّهُ كَانَ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ لَا حَرَجَ.

معانی الأخبار: عبد الاعلی بن أعین گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم، سنّی ها حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وآله روایت می نمایند که آن حضرت فرمود: از اخبار بنی اسرائیل بازگو کن و نگران مباش. آیا درست است؟ فرمود: بلی. گفتم: پس هر چه که از بنی اسرائیل شنیدیم بازگو نمائیم و برای ما اشکالی ندارد؟ فرمود: مگر نشنیده ای سخنی را که فرمود: دلیل بر دروغگو بودن مرد همین است که هر چه را بشنود بازگو کند؟ عرض کردم: پس مصداق آن فرمایش پیامبر صلی الله علیه وآله چگونه است؟ فرمود: منظور آن است که هر چه در قرآن از ماجراهای بنی اسرائیل آمده، تو بازگو نما که در این امّت ما خواهد آمد و باکی بر آن نیست.

(١)1- المراد من الناس العامّة، أورد الحديث أبی داود في سننه بإسناده عن أبي بكر بن أبي شيبة قال: حدّثني عليّ بن مسهر، عن محمّد بن عمرو، عن أبي سلمة، عن أبي هريرة قال: قال رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم: حدثوا عن بني إسرائيل و لا حرج. قال الخطابي: ليس معناه إباحة الكذب في أخبار بني إسرائيل و رفع الحرج عمن نقل عنهم الكذب و لكن معناه الرخصة في الحديث عنهم على معنى البلاغ و ان لم يتحقّق صحة ذلك بنقل الاسناد، و ذلك لانه أمر قد تعذر في أخبارهم لبعد المسافة و طول المدة و وقوع الفترة بين زماني النبوّة، و فيه دليل على أن الحديث لا يجوز عن النبيّ صلّى اللّٰه عليه و آله الا بنقل الاسناد و التثبت فيه. و قد روی الدراوردي هذا الحديث عن محمّد بن عمرو بزيادة لفظ دل بها علی صحة هذا المعنی ليس في رواية عليّ بن مسهر الذي رواها أبو داود عن أبي هريرة قال: قال رسول اللّٰه صلّى اللّٰه عليه و آله: حدثوا عن بني إسرائيل و لا حرج، حدثوا عنی و لا تكذبوا علیّ. و معلوم أن الكذب علی بنی إسرائيل لا يجوز بحال فانما أراد بقوله: و حدثوا عنی و لا تكذبوا علی اي تحرزوا من الكذب علی بأن لا تحدثوا عنی الا بما يصحّ عندكم من جهة الاسناد و الذي به يقع التحرز عن الكذب علیّ. «معالم السنن ج 3 ص 187مراد از «الناس» عامه است. ابوداود این حدیث را در سنن خود به اسناد خویش از ابوبکر بن ابی شیبه آورده که گفت: علی بن مُسهر مرا حدیث کرد، از محمد بن عمرو، از ابوسلمه، از ابوهریره، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: از بنی اسرائیل حدیث بگویید و باکی نیست. خطّابی گوید: معنایش روا بودن دروغ در اخبار بنی اسرائیل و برداشتن گناه از کسی که دروغ از آنان نقل کند نیست، بلکه معنایش رخصت در حدیث گفتن از ایشان است به معنای رساندن، هرچند صحت آن با نقل سند ثابت نشود؛ زیرا این در اخبار آنان به سبب دوری مسافت و درازی زمان و فاصله میان دو دوران نبوت ناممکن شده است. و در آن دلیلی است بر اینکه حدیث گفتن از پیامبر صلی الله علیه و آله جز با نقل سند و پایبندی بدان روا نیست. و دراوردی این حدیث را از محمد بن عمرو با افزوده‌ای روایت کرده که بر درستی این معنا دلالت دارد و در روایت علی بن مسهر که ابوداود آورده نیست: از ابوهریره، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از بنی اسرائیل حدیث بگویید و باکی نیست؛ از من حدیث بگویید و بر من دروغ نبندید. و روشن است که دروغ بستن بر بنی اسرائیل نیز به هیچ روی روا نیست؛ پس مقصودش از «و از من حدیث بگویید و بر من دروغ نبندید» این است که از دروغ بستن بر من بپرهیزید، بدین‌سان که از من حدیث نگویید مگر آنچه از جهت سند نزد شما صحیح باشد، که با همان از دروغ بستن بر من پرهیز حاصل می‌شود. «معالم السنن، ج ۳، ص ۱۸۷»