Misbah Library
علامه محمدباقر مجلسی 2 133
ترجمهٔ فارسی: گروه مترجمان، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

يتنازعوا و لم يتشاجروا و لم يكلفوا أحدا التصديق بما هو فوق طاقته و لم يتعرضوا لفهم ما لم يكلفوا بفهمه و لا يحيط به علمهم و اعترفوا بالعجز و قصور المدارك و لم يعرضوا أنفسهم للوقوع في المهالك.

نزاع نمی کردند و زحمت نمی دادند و هیچ کس را به تصدیق آنچه فوق طاقتش باشد مکلف نمی ساختند، و به مردم برای فهم آنچه مکلف به فهم آن نبودند متعرض نمی شدند. علم ایشان به آن احاطه ندارد، اعتراف به عجز می کردند و خودشان را در مهلکه ها وارد نمی کردند.

«24»- سن، المحاسن ابْنُ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ اجْعَلُوا أَمْرَكُمْ لِلَّهِ وَ لَا تَجْعَلُوهُ لِلنَّاسِ فَإِنَّ مَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلَّهِ وَ مَا كَانَ لِلنَّاسِ فَلَا يَصْعَدُ إِلَى اللَّهِ فَلَا تُخَاصِمُوا النَّاسَ لِدِينِكُمْ فَإِنَّ الْمُخَاصَمَةَ مَمْرَضَةٌ لِلْقَلْبِ إِنَّ اللَّهَ قَالَ لِنَبِيِّهِ صلى اللّٰه عليه و آله إِنَّكَ لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِی مَنْ يَشاءُ وَ قَالَ أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ذَرُوا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ أَخَذُوا عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّكُمْ أَخَذْتُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى اللّٰه عليه و آله وَ عَلِیٍّ عليه السلام وَ لَا سَوَاءٌ إِنِّي سَمِعْتُ أَبِي عليه السلام يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ إِذَا كَتَبَ عَلَى عَبْدٍ أَنْ يَدْخُلَ فِي هَذَا الْأَمْرِ كَانَ أَسْرَعَ إِلَيْهِ مِنَ الطَّيْرِ إِلَى وَكْرِهِ ١

المحاسن: از امام صادق علیه السلام شنیدم می فرمود: دینتان را برای خدا قرار بدهید و آن را برای مردم قرار ندهید. اگر دینداری برای خدا باشد، پس آن برای خداست و قبول می شود و آن گاه که برای نمایش به مردمان انجام می دهیم، به سوی خدا بالا نمی برند. به خاطر دینتان با مردم دعوا نکنید، زیرا دشمنی با مردمان بیمارکننده دل است. خداوند به پیامبرش فرمود: «إِنَّک لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ»، {در حقیقت، تو هر که را دوست داری نمی توانی راهنمایی کنی، لیکن خداست که هر که را بخواهد راهنمایی می کند} و فرمود: «وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّی یَکُونُوا مُؤْمِنین» {و اگر پروردگار تو می خواست، قطعاً هر که در زمین است، همه آنها یکسر ایمان می آوردند. پس آیا تو مردم را ناگزیر می کنی که بگروند؟} مردمان را رها کنید، زیرا مردم دین خود را از مردمان گرفته اند و شما دین خود را از پیامبرصلی الله علیه وآله و علی علیه السلام گرفته اید و این دو برابر نیست. از پدرم شنیدم که می فرمود: خداوند وقتی مقدر نمود بر بنده اش که بر این امر (ولایت) داخل شود، سریع تر از پرنده به آشیانه اش وارد این امر می شود.

«25»- سن، المحاسن أَبِی عَنْ صَفْوَانَ وَ فَضَالَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ كَانَ أَبِي يَقُولُ مَا لَكُمْ وَ لِدُعَاءِ النَّاسِ إِنَّهُ لَا يَدْخُلُ فِي هَذَا الْأَمْرِ إِلَّا مَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ.

المحاسن: امام صادق علیه السلام روایت کرده که پدرم می فرمود: شما به دعوت مردم چه کار دارید که آنها را به سوی ولایت ما می خوانید. همانا وارد این امر نمی شود مگر کسی که خدا بر او نوشته باشد.

«26»- سن، المحاسن أَبِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ ثَابِتٍ ٢

المحاسن:

قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَا ثَابِتُ مَا لَكُمْ وَ لِلنَّاسِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: ای ثابت (ابوحمزه ثمالی) به مردمان چه کار دارید، آنها را رها کنید.

«27»- سن، المحاسن أَبِی عَنِ النَّضْرِ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ إِنَّ رَجُلًا أَتَى أَبِي فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ خَصِمٌ أُخَاصِمُ مَنْ أُحِبُّ أَنْ

المحاسن: ایوب بن حر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم می فرمود: مردی نزد پدرم آمد و گفت، من مردی دشمن ستیزم و با کسی که دوست دارد وارد تشیع شود مخاصمه می کنم تا وارد شود. پدرم به او فرمود: با کسی دشمنی نکن، زیرا خدای متعال وقتی که

(١)1- الوكر: عش الطائر و موضعه«وَکر»: آشیانه پرنده و جای آن.
(٢)2- هو ثابت بن سعيد على ما يستفاد من الحديث الأول من باب الهداية من الكافي، و الحديث هكذا: عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن محمّد بن إسماعيل السرّاج، عن ابن مسكان، عن ثابت بن سعيد قال: قال أبو عبد اللّٰه عليه السلام: يا ثابت ما لكم و للناس؟ كفوا عن الناس و لا تدعوا أحدا الى أمركم، فو اللّٰه لو أن أهل السماوات و أهل الأرضين اجتمعوا على أن يهدوا عبدا يريد اللّٰه ضلالته ما استطاعوا علی أن يهدوه، و لو أن أهل السماوات و أهل الأرضين اجتمعوا على أن يضلوا عبدا يريد اللّٰه هدايته ما استطاعوا أن يضلّوه، كفوا عن الناس و لا يقول أحد: عمی و أخي و ابن عمی و جاری فان اللّٰه إذا أراد بعبد خيرا طيب روحه فلا يسمع معروفا الا عرفه، و لا منكرا الا أنكره، ثمّ يقذف اللّٰه في قلبه كلمة يجمع بها أمره.او ثابت بن سعید است، بنا بر آنچه از حدیث نخستِ باب هدایت «الکافی» برمی‌آید؛ و حدیث چنین است: عدّه‌ای از اصحاب ما، از احمد بن محمد بن عیسی، از محمد بن اسماعیل سرّاج، از ابن مسکان، از ثابت بن سعید، گفت: ابوعبدالله علیه السلام فرمود: ای ثابت، شما را با مردم چه کار؟ از مردم دست بدارید و کسی را به امر خود فرا نخوانید. به خدا سوگند اگر اهل آسمان‌ها و اهل زمین‌ها گرد آیند تا بنده‌ای را که خدا گمراهی‌اش را خواسته هدایت کنند، نتوانند؛ و اگر گرد آیند تا بنده‌ای را که خدا هدایتش را خواسته گمراه کنند، نتوانند. از مردم دست بدارید و کسی نگوید: عمویم و برادرم و پسرعمویم و همسایه‌ام؛ که خدا هرگاه برای بنده‌ای خیر بخواهد، جانش را پاک می‌گرداند، پس هیچ نیکی نمی‌شنود مگر آنکه آن را می‌شناسد، و هیچ زشتی نمی‌شنود مگر آنکه آن را ناپسند می‌دارد؛ سپس خدا در دلش سخنی می‌افکند که کارش را بدان سامان می‌دهد.