و كتاب تحف العقول مرسلا عن الصادق عليه السلام
و کتاب تحف العقول، بهصورت مرسل، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است.
و أما ما اختصرناه من أسانيد كتب شيخ الطائفة فكلما كان فيه بإسناد أبي قتادة فهو ما رواه أبو علي ابن شيخ الطائفة عن أبيه عن الحسين بن عبيد اللّٰه الغضائري عن أبي محمد هارون بن موسى التلعكبري عن محمد بن همام عن علي بن الحسين الهمداني عن محمد بن خالد البرقي عن أبي قتادة القمي.
و اما آنچه از اسانید کتابهای شیخ الطائفه کوتاه کردهایم: هر آنچه در آن «به اسناد ابوقتاده» باشد، همان است که ابوعلی، پسر شیخ الطائفه، از پدرش، از حسین بن عبیدالله الغضائری، از ابومحمد هارون بن موسی التلعکبری، از محمد بن همام، از علی بن الحسین الهمدانی، از محمد بن خالد البرقی، از ابوقتادهٔ قمی روایت کرده است.
و كل ما كان فيه بإسناد أخي دعبل فهو ما رواه الشيخ عن هلال بن محمد بن جعفر الحفار قال أخبرنا أبو القاسم إسماعيل بن علي بن الدعبلي قال حدثني أبي أبو الحسن علي بن علي بن دعبل بن رزين بن عثمان بن عبد الرحمن بن عبد اللّٰه بن بديل بن ورقاء أخو دعبل بن علي الخزاعي ببغداد سنة اثنين و سبعين و مائتين قال حدثنا سيدي أبو الحسن علي بن موسى الرضا عليهما السلام بطوس سنة ثمان و تسعين و مائة و فيها رحلنا إليه على طريق البصرة و صادفنا عبد الرحمن بن مهدي عليلا فأقمنا عليه أياما و مات عبد الرحمن بن مهدي و حضرنا جنازته و صلى عليه إسماعيل بن جعفر فرحلنا إلى سيدي أنا و أخي دعبل فأقمنا عنده إلى آخر سنة مائتين و خرجنا إلى قم بعد أن خلع سيدي أبو الحسن الرضا عليه السلام على أخي دعبل قميصا خزا أخضر و خاتم فضة عقيقا و دفع إليه دراهم رضوية و قال له يا دعبل صر إلى قم فإنك تفيد بها و قال له احتفظ بهذا القميص فقد صليت فيه ألف ركعة ١و ختمت فيه القرآن ألف ختمة فحدثنا إملاء في رجب سنة ثمان و تسعين و مائة قال حدثني أبي موسى بن جعفر عن آبائه صلوات اللّٰه عليهم أجمعين.
و هر آنچه در آن «به اسناد برادر دعبل» باشد، همان است که شیخ از هلال بن محمد بن جعفر الحفار روایت کرده که گفت: ابوالقاسم اسماعیل بن علی بن الدعبلی ما را خبر داد، گفت: پدرم ابوالحسن علی بن علی بن دعبل بن رزین بن عثمان بن عبدالرحمن بن عبدالله بن بدیل بن ورقاء، برادر دعبل بن علی الخزاعی، در بغداد در سال دویست و هفتاد و دو مرا حدیث کرد، گفت: سرور من ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیهما السلام در طوس در سال صد و نود و هشت ما را حدیث کرد. و در همان سال از راه بصره به سوی او کوچ کردیم و عبدالرحمن بن مهدی را بیمار یافتیم، پس چند روز نزد او ماندیم و عبدالرحمن بن مهدی درگذشت و ما در تشییع او حاضر شدیم و اسماعیل بن جعفر بر او نماز گزارد. آنگاه من و برادرم دعبل به سوی سرورم کوچ کردیم و تا پایان سال دویست نزد او ماندیم و سپس به قم بیرون رفتیم، پس از آنکه سرورم ابوالحسن الرضا علیه السلام بر برادرم دعبل پیراهنی از خزّ سبز و انگشتری نقره با نگین عقیق پوشاند و درهمهای رضوی به او داد و به او فرمود: ای دعبل، به قم برو که در آنجا بهره خواهی برد. و فرمود: این پیراهن را نگاه دار که من در آن هزار رکعت نماز گزاردهام (۱) و هزار ختم قرآن در آن کردهام. پس در رجب سال صد و نود و هشت با املا ما را حدیث کرد و گفت: پدرم موسی بن جعفر مرا حدیث کرد، از پدرانش صلوات الله علیهم اجمعین.
و كل ما كان فيه بإسناد المجاشعي فهو ما رواه الشيخ قال أخبرنا جماعة عن أبي المفضل الشيباني قال حدثنا الفضل بن محمد بن المسيب أبو محمد الشعراني البيهقي بجرجان قال حدثنا هارون بن عمرو بن عبد العزيز بن محمد أبو موسى المجاشعي قال حدثنا محمد بن جعفر بن محمد قال حدثنا أبي أبو عبد اللّٰه عليه السلام قال المجاشعي و حدثنا الرضا علي بن موسى عن أبيه موسى عن أبيه أبي عبد اللّٰه جعفر بن محمد عن آبائه عن علي عليه السلام
و هر آنچه در آن «به اسناد مجاشعی» باشد، همان است که شیخ روایت کرده و گفت: جماعتی ما را خبر دادند، از ابوالمفضل الشیبانی، گفت: فضل بن محمد بن المسیب، ابومحمد الشعرانی البیهقی، در جرجان ما را حدیث کرد، گفت: هارون بن عمرو بن عبدالعزیز بن محمد، ابوموسی المجاشعی، ما را حدیث کرد، گفت: محمد بن جعفر بن محمد ما را حدیث کرد، گفت: پدرم ابوعبدالله علیه السلام ما را حدیث کرد. مجاشعی گفت: و امام رضا علی بن موسی، از پدرش موسی، از پدرش ابوعبدالله جعفر بن محمد، از پدرانش، از علی علیه السلام، ما را حدیث کرد.