الإخوان ضربوا في البلاد لتحصيلها و طلبوها في الأصقاع و الأقطار طلبا حثيثا حتى اجتمع عندي بفضل ربي كثير من الأصول المعتبرة التي كان عليها معول العلماء في الأعصار الماضية و إليها رجوع الأفاضل في القرون الخالية فألفيتها مشتملة على فوائد جمة خلت عنها الكتب المشهورة المتداولة و اطلعت فيها على مدارك كثير من الأحكام اعترف الأكثرون بخلو كل منها عما يصلح أن يكون مأخذا له فبذلت غاية جهدي في ترويجها و تصحيحها و تنسيقها و تنقيحها.
…برادران یاریام کردند که برای به دست آوردن آنها در شهرها سفر کردند و در نواحی و اقطار با کوشش فراوان در پی آنها برآمدند، تا آنکه به فضل پروردگارم بسیاری از اصول معتبر نزد من گرد آمد؛ همانها که در روزگاران گذشته تکیهگاه عالمان بود و فاضلان قرنهای پیشین بدانها رجوع میکردند. آنها را دربردارندهٔ فایدههای فراوانی یافتم که کتابهای مشهور و رایج از آن تهی بودند، و در آنها بر مدارک بسیاری از احکام آگاه شدم که بیشتر عالمان اعتراف کرده بودند در هیچیک از کتابهای موجود چیزی که شایستهٔ مأخذ بودن باشد یافت نمیشود. پس نهایت کوشش خود را در رواج دادن و تصحیح و تنظیم و پیراستن آنها به کار بستم.
و لما رأيت الزمان في غاية الفساد و وجدت أكثر أهلها حائدين ١عما يؤدي إلى الرشاد خشيت أن ترجع عما قليل إلى ما كانت عليه من النسيان و الهجران و خفت أن يتطرق إليها التشتت لعدم مساعدة الدهر الخوان و مع ذلك كانت الأخبار المتعلقة بكل مقصد منها متفرقا في الأبواب متبددا في الفصول قلما يتيسر لأحد العثور على جميع الأخبار المتعلقة بمقصد من المقاصد منها و لعل هذا أيضا كان أحد أسباب تركها و قلة رغبة الناس في ضبطها.
و چون زمانه را در نهایت تباهی دیدم و بیشتر مردمش را از آنچه به رشد میرساند رویگردان (۱) یافتم، بیم آن داشتم که این اصول بهزودی به همان فراموشی و متروکی پیشین بازگردد، و ترسیدم که پراکندگی بدانها راه یابد، چرا که روزگار خیانتپیشه یاری نمیکند. افزون بر این، اخبار مربوط به هر مقصدی از آنها در بابها پراکنده و در فصلها پخش بود، چندان که کمتر برای کسی میسر میشد بر همهٔ اخبار مربوط به یک مقصد دست یابد؛ و شاید همین نیز یکی از سببهای رها شدن آنها و کمرغبتی مردم به نگاهداشتشان بوده است.
فعزمت بعد الاستخارة من ربي و الاستعانة بحوله و قوته و الاستمداد من تأييده و رحمته على تأليفها و نظمها و ترتيبها و جمعها في كتاب متسقة ٢الفصول و الأبواب مضبوطة المقاصد و المطالب على نظام غريب و تأليف عجيب لم يعهد مثله في مؤلفات القوم و مصنفاتهم فجاء بحمد اللّٰه كما أردت على أحسن الوفاء و أتاني بفضل ربي فوق ما مهدت و قصدت على أفضل الرجاء فصدرت كل باب بالآيات المتعلقة بالعنوان ثم أوردت بعدها شيئا مما ذكره بعض المفسرين فيها إن احتاجت إلى التفسير و البيان ثم إنه قد حاز كل باب منه إما تمام الخبر المتعلق بعنوانه أو الجزء الذي يتعلق به مع إيراد تمامه في موضع آخر أليق به أو الإشارة إلى المقام المذكور فيه لكونه أنسب بذلك المقام رعاية لحصول الفائدة المقصودة مع الإيجاز التام و أوضحت ما يحتاج من الأخبار إلى الكشف ببيان شاف على غاية الإيجاز
پس پس از استخاره از پروردگارم و یاری جستن از حول و قوت او و مدد خواستن از تأیید و رحمتش، بر آن شدم که آنها را گرد آورم و نظم و ترتیب دهم و در کتابی فراهم آورم با فصلها و بابهای منظم (۲) و مقاصد و مطالب ضبطشده، بر نظامی شگفت و تألیفی بدیع که مانند آن در نوشتهها و تصنیفهای این قوم سابقه نداشته است. و به حمد خدا چنان که خواسته بودم به بهترین وجه برآمد و به فضل پروردگارم بیش از آنچه زمینه چیده و قصد کرده بودم، فراتر از بهترین امیدم، به من عطا شد. پس هر بابی را با آیات مربوط به عنوان آن آغاز کردم، سپس پس از آنها چیزی از آنچه برخی مفسران در آنها گفتهاند آوردم، در آنجا که به تفسیر و بیان نیاز داشت. آنگاه هر باب از آن یا تمام خبر مربوط به عنوانش را دربر گرفته، یا آن بخش را که بدان مربوط است — با آوردن تمام آن در جای دیگری که شایستهتر است، یا با اشاره به جایی که در آن ذکر شده — تا فایدهٔ مقصود با ایجاز کامل حاصل شود. و آنچه را از اخبار که به توضیح نیاز داشت با بیانی شافی و در نهایت اختصار روشن ساختم،